
THURSDAY, FEBRUARY, 15TH., 2007 - 2:00PM
کريستين امانپور در قم
کريستين امانپور خبرنگار شبکه سی. ان. ان. با حضور در بيت آيت الله صانعی در قم با وی در خصوص مسائل مربوط به ظهور امام مهدی(عج) گفتگو کرد...
اين خبرنگار شبکه سی. ان. ان. قرار است عصر فردا برای حضور در مسجد مقدس جمکران بار ديگر به قم سفر کند.
خبرگزاری های وابسته ی
مهر ـ بازتاب
پای کريستين امانپور به بالاترين طبقات مجلس شورای اسلامی هم باز شد!
ديروز اين خبرنگار مسيحی شبکه آمريکائی سی. ان. ان. در طبقه هفتم مجلس با يک نماينده مصاحبه کرد و با گروه فيلمبرداری خود از قسمت های مختلف مجلس بازديد و فيلمبرداری نمود. وی که همسر جيمز روبين سخنگوی سابق وزارت خارجه آمريکاست و چند سال قبل ورود او به ايران به دليل اقدامات مشکوک در تهران ممنوع شده بود، معلوم نيست چگونه به يکباره اين همه محرم راز شده است!روزنامه جمهوری اسلامی
مصاحبه
جنابی که مُلبّس گشته اينجور
بوَد بانوی سی. ان. ان.، امانپور
حجابش گر چه مقداری خرابست
وليکن درعوض حاضر جوابست
بود پرسشگری دانا و قابل
بسی گوياتر از حل المسائل
اگر چه پيک شيطان رجيم است
ارادتمندِ قرآنِ کريم است
نجيب و مؤمن و خيلی تميز است
زِ مشتاقان اسلام عزيز است
فراوان خُلـق درويشی گرفته ست
زِ اهلِ بيت هم پيشی گرفته ست
زِ نيک انجامی و خوش طالعی بود
که آنشب ميهمان صانعی بود
رفيق وياور و دلسوز و همراه
شديداً همزبان آيت الله
بدر کرده ست کلّی فيس و قُمپُز
که کرده نزد آقايان تَلّمُذ
بسی آموخت زيشان پای روضه
نمودی دَرک رمز و راز حوزه
موفق در دروس «سطح و خارج»
به يُمنِ ياریِ باب الحوائج
نموده در مسائل سخت تدقيق
عميقاً کرده در اسلام تحقيق
بشد در زُمره ی نسوانِ برتر
شدی استاد اندرشرعِ انور
خلاصه زين عوالم صفحه ای نيست
که او نگرفته باشد نمره ی بيست
زِ اصحاب جليل جمکران است
مربهر جا جامع اقوال حضرت
نباشد غافل از احوال حضرت
چنين پيداست کاو ميکوشد اين بار
نگاهی افکَنَد آن سوی ديوار
نمودندش فراهم زود قلاّب
بهم پيوستنِ دستانِ طلاّب
بنا برگفته ی آقای راوی
سراپا بود حسّ کنجکاوی
چنين گويند ناگه از ته چاه
ندائی آمد امّا سخت کوتاه:
«چه خوش باشدکه بعد از روزگاری
به اميدی رسد اميدواری»
بگفتا ای کريستين(1) خوب کردی
که قلب حوزه را آشوب کردی
که بيش از يکهزار و چارصد سال
بسر برديم اندر اين سيه چال
هزاران بار با خود عهد کردم
فراوان در رهائی جهدکردم
و لی اينجا لبالب از نگهبان
زِ افراد بسيجی، پاسداران
چو بينندم رسيدم آخر راه
دوباره می فرستندم تهِ چاه!
نمي دانی که اينان از رهِ دين
چها کردند با ما اي کريستين!
«مگر خضر مبارک پی تواند»
مرا از دست اينان وارهاند
چو برگشتی به سی. ان. ان. دوباره
روان کن قصّه را در ماهواره
-------------------(1) کريستين را در اين ابيات به سکون ياء بخوانيد.
تا درودی ديگر، بدرودحمیدرضا رحیمی
*********
******