
JUNE, SATERDAY,23rd., 2007-5:00PM
اختلاف!

اگــر دستــم رســد بــر چــرخ گــردون .... از او پرسم که اين چون است و آن
چون؟
..................................................
از اين ستون به آن ستون
درک برخی هموطنان ارجمند، اگر نگوئيم اغلب، دست کم گاه، دشوار می شود و انسان نمی داند که بالاخره دارند رنج می برند يا لذّت!...
استحضار داريد که به ميمنت و مبارکی و با تأييدات خداوند متعال و عنايات ائمه ی اطهار سلام الله عليهم اجمعين و در ظّلِ توجّهات حضرت بقيةالله الاعظم ارواحنا روحی فداه، بنزين قرار است دوباره جيره بندی شود. امّا در اين ارتباط به اظهار نظر يکی از هموطنان گرامی هم توجه فرمائيد:«چرا تاريخ اجرای سهميه بندی بنزين را يکروز پس از سالگرد ارتحال امام(ره) تعيين کرده اند. معمولاً دولت ها اجرای چنين تصميماتی را به روزی موکول می کنند که پيامدهای منفی آن! روزهای ملّی کشورشان را تحت تأثير قرار ندهند. لذا شايسته است اجرای اين طرح به روز ديگری موکول شود»!
شما چيزی دستگيرتان شد؟
..........
و نيز...
برادر احمدزاده از تهران همينطور که کف مبسوطی از دهانشان سرازير شده بود پرسيدند:«خانم شيرين عبادی عوامل جاسوس بيگانه را به عنوان افراد خيّر معرفی می کند واقعاً شرم آور است. فکر می کنم خانم عبادی حق دارد از جهتی اينطور از غربی ها و عوامـل آنـان حمـايت کنـد چـرا که وی نمک گيرآنان شده است. نمی دانم ايشان حسّ بشر دوستی اش بيشتر برای غربی ها و عوامل آنها گل می کند. مثلاً ايشان آزادی خلبان اسرائيلی را وظيفه خود می داند امّا آزادی ديپلماتهای اسـير ايـرانی در لبنـان و عـراق را وظيفـه ی خـود نمی داند.»
در پاسـخ عـرض مـی کنـد کـه اولاً ايشـان نمکـدان آنانست نه نمک گير!... امّا اين که چرا از مأمورين اسير جمهوری اسلامی در لبنان و عراق دفاع نکرده، فدوی بی تقصير است. ممکن است علت اين بوده باشد که آن افراد در کشورهای عربی، نه تنها اسير بلکه حتّی غريبه هم نيستند!...
..................................................
![]()
بشتابيد که غفلت موجب پشيمانی است!
..................................................
امامزاده ی دختر
اين برادر احمدی نژاد را، اگر قيافه اش را کنار بگذاری، چيزچندان بدی هم نيست و حتّی گاه آدمی ممکـن اسـت از او خوش اش هم بيايد!... بيخودی فدوی را به کج سليقگی متهم نکنيد که بی فايده است چرا که اين اتفّاق، بهر صورت افتاد وقتی که فدوی داشـت شکـوائيـه ی کشـاورزی را از «پل دختـر» مرور می کرد که در عين حال گوشه هائی از فوائد سفرهای استانی برادر رئيس جمهور را، عليرغم اين که مشهور است که تهی از هرگونه خاصيتی است، نشان می دهد. بدين مضمون:«خشکسالی که در پل دختر به وقوع پيوست سبب خسارات زيادی به کشاورزان شد. رئيس جمهور در سفر به استان لرستان بدهی کشاورزان به بانکها را بخشيد...»
خب، جان من حال نکرديد؟ {لطفاً قيافه را يک لحظه فراموش کنيد}... فدوی که حال مبسوطی کرد.
لکن ادامه ی شکوائيه حال فدوی را چندان گرفت که ناگزير شد قيافه ی برادر احمدی نژاد را دوباره ضميمه کند.چرائی اش را در ادامه ی شکوائيه ملاحظه کنيد:«...امّا بانکها از اجرای دستور رئيس جمهور در اين زمينه خودداری می کنند!...و الآن کشاورزان مجبورند وام هائی را که گرفته اند همراه با سودهای مُتعلّقه به بانک پرداخت کنند!»
خدا فدوی را بکشد برادر کشاورز که برگ و بارش را ندارد تا افـزون بـر خسـارات خشکسـالی، صـدمـات ناشـی از بـرادر رئيـس جمهـور را نيـز حيـران کنـد لکـن فـدوی از شمـا که در «پـل دختـر» بـه سـر می بريد انتظار داشت که بدانيد برادر احمدی نژاد، عينهوامامزاده ی دختر است، يعنی، نه کور می کند و نه شفا می دهد!
..................................................
همه چيز در وطن اسلامی در هم است از جمله:
..................................................
پيشنهاد غير سازنده
دولت اسلامی چپ و راست با پيشنهادات سازنده و غير سازنده ی اُمت روبروست. به يکی از همين پيشنهادات که به نظر فدوی سازنده نيست توجّه کنيد:«اسکناس های کهنه در دست مردم است سالانه خرج زيادی بر دوش دولت می گذارد. ما شاهد هستيم که خيلی از ضايعات اسکناسها به دليل نوشتن روی آنهاست که اتفّاقاً بخشی متعلق به کارمندان بانک می باشد. چقدر خوبست اطلاعيه ای صادر شود و خطاب به مردم بگويند هر کس روی اسکناس خود چيزی نوشته باشد آن پول اعتباری نخواهد داشت.».
علت اينکه فدوی اين پيشنهاد را سازنده نمی داند آنست که بر اين باور است که چيز نوشتن روی اسکناسها چندان هم بی فايده نبوده است. فدوی شديداً بياد دارد که از وقتی که روی اسکناسها آن جمله ی قصار را که «بر پدر و مادر کسی لعنت که اينجا بشاشد» را نوشتند، ديگر کسی آن عمل قبيح را انجام نداد!
حالا فکرش را بکنيد که با اجرای پيشنهاد اين هموطن، چه اتفّاقی ممکن است برای اسکناس ها بيفتد!..................................................
مورد توجّه جانبازان آينده!
..................................................
خواب نما
فرمايش هموطن ديگری از اهواز نيز موجب تنّبُه شد که عيناً نقل می شود:«در نماز جمعه اين هفته اهواز خواب نماهايی توزيع می شد که در آنها نوشته شده بود اگر بيست بار از روی خواب نما ننويسيد اتفّاق بدی برای شما خواهد افتاد!
از مسؤلين نماز جمعه می خواهم اجازه ندهند برخی افراد با توزيع چنين خواب نماهای خرافی باعث انحراف مردم شوند»!برای رفع نگرانی اين هموطن مؤمن و معتقد عرض می کند که مسؤلين محترم نماز جمعه، اعلی الله مقامهم اجمعين، که مگس را در هوا ختنه می کنند، بعيد است که از توزيع اين خواب نماها نيز بی اطلاع باشند. لکن از حق نگذريم. تا آنجا که فدوی می داند، آن توزيع کننده ی محترم خواب نما، مايه کاری حساب کرده و تخفيف کلّی داده است. معمولاً کمتر از پنجاه بار حساب نمی کنند!
..................................................
![]()
به نظرم چيزی توش نيست!
..................................................
خودکفائی
فدوی گاه می پندارد که يکی از رازهای عقب ماندگی ميهن اسلامی مان خودمان هستيم و اين، به دولت های واقعاً خدمتگزاری که مثل آب اماله (با آب سنگين فرق دارد ـ م) می آيند و می روند، هيچ ارتباطی ندارد. ملّت، فقط می خواهد و توگوئی که اصلاً، اهل دادن نيست. يکی نيست که آن فرمايش حضرت امام(ل) را که فرمود: «هی نگوئيد که انقلاب برای شما چه کرد، بگوئيد شما برای انقلاب چه کرديد» به دفعات برای اين جماعت طلبکار تکرار کند تا مُتنبه شوند. برای اينکه به عرض فدوی برسيد، به درخواست يکی از برادران توجّه کنيد:«از مسؤلين کشور می خواهم که گول غربی ها را نخورند و با جدّيت فراوان به توليد سانترفيوژها و پروژه ی توليد آب سنگين ادامه دهند.»
ملاحظه کرديد؟...همه چيز را به گردن دولت خدمتگزار انداختن اگر نگوئيم نامردی، دست کم بی مهری است برادر هموطن. دولت خدمتگزار دارد کار خودش را میکند، خُب شما هم محبت کرده قدری هم از خودتان مايه بگذاريد بدين معنی که تمام ديگ و باديه های خانه را (مال همسايه ی دست راست و چپ هم مستحب است) پُر آب کرده و در هر کدام تا آنجا که می توانيد پاره سنگ و قلوه سنگ بريزيد (آجر به فتوای اکثريت علما مکروه است ـ م) تا آب سنگين توليد شود. شما که ديگر از آن دختربچه ی 16 ساله که به گزارش برادر احمدی نژاد در آشپزخانه مشغول غنی کردن اورانيوم است که کمتر نيستيد، بله؟ و به قول آن شاعر مکتبی: چه مردی بود کَز زنی کم بُوَد؟
مـی/13/2007
..................................................
![]()
های هيتلر
..................................................
مفاسد اقتصادی
ايـن مـوضـوع بـه تعبير حضرات، مفاسد و مفسدان اقتصادی هم مثل قتلهای زنجيره ای، وبال گردن برادران گرامی ما شده و اُمت محترم حزب الله نيز هرگاه که از خواب زمستانی بيدار می شود، با طرح برخی پرسشهای بیمورد، اسباب زحمت برادران گرانقدر می شود. برای نمونه اين شکوائيه را که برگرفته از يکی از رسانه های نوشتاری دارالخرافه است، ملاحظه کنيد:«در اسلام آمده است کساني که بيت المال را خورده اند بايد به مردم معرفـی شونـد. وقتی معتـرض مـی شويـم می گويند قانون مانع اينکار می شود. منظورشان کدام قانون است؟ مگر امام خمينی(ره) نفرمودند صاحبان ثروتهای نامشروع و باد آورده را به مردم معرفی کنيد؟».
يک هموطندر پاسخ عرض می کند که: آخر همينطوری که نمی شود برادر همـوطـن!...هر چيزی حساب و کتابی دارد حتّی اسلام عزيز.
فی المثل آن قسمتی از فرمايش شما در باب کسانی که بيت المال را خورده اند، شديداً محل ترديد و تأمل است. بدينگونه که بايد به دقّـت بـررسـی شـود کـه آيـا ايشـان بيـت المـال را خورده اند يا بيت المال ايشان را؟ يا آنجا که پيـرامـون «ثـروتهـای بـاد آورده» فرمايش حضرت امام(ل) را نقل کرده ايد، قدری ضعف تأليف دارد زيرا آنگونه ثروتهائی که مورد اشاره ی شماست، از جمله: برج ها و آسمانخراشها، مستغلات گوناگون در داخل و بويژه خارج و نيز حسابهای متورم بانکی، بسيار سنگين است و فدوی ترديد دارد که اينهمه را باد به تنهائی بتواند بياورد. و نيز در حاشيه اضافه می کند که حضرت امام(ل) با آنکه قندشان بالا بـود، لکـن از اينگـونه شکـرهـا فـراوان می خوردند، شما چرا بدل گرفته ايد؟.... همه ی اينها بکنار، آخر انصاف هم چيز خوبی است. برادران گرامی دهه های متوالی در حجره های تنگ و تاريک نان و پياز خورده اند به اميد امروز... خُب امروز هم بحمدالله همه چيز برايشان فراهم است و بقول شاعر: تا ريشه در آبست اميد ثمری هست... و هنوزها مانده است که پيغمبر دزدان بگويد:چنان قَحط سالی شُد اَندَر دَمِشق
که دزدان فراموش کردند فِســــق!غرض از ذکر اين مصيبت اين نيست که بگوئيم پرسش شما پاسخی ندارد امّا در عين حال شرط احتياط را هم منظور و روز قيامت را هم بايد در نظر داشت و اينطور نباشد که يکوقت خدای نخواسته برادر مسلمــان گـردن کلفتـی بيخـودی متهـم بشـود. و دسـت آخـر اينکـه قـاصـم الجبارين سايه ی حضرات آيات عظام و حجج اسلام، کثرالله امثالهم را بر سر جهانيان عموماً و ما ايرانيان خصوصاً مستدام بدارد که چنانچه در اينگونه موارد از حضور پُر زورشان استفتائی بشود، در پاسخ مضايقه نکرده و نمی کنند. فدوی نيز مانند ساير برادران هنوز رویِ درخت زندگی می کند و برای خودش مرجع تقليدی دارد که در اين باب در مجال مقتضی از محضرشان مُستَفسِر خواهد شد. شما البته، مُخيّريد.
السلام و عليکم و لاتفرقوامی/13/2007
..................................................عينک آفتابی احمدی نشان!
![]()
از شهرستانها نماينده ی مکتبی می پذيريم
..................................................
مرگ برای همسايه
اينکه می گويند که ما مرگ را برای همسايه می خواهيم به راستی سخن درستی است. اين نکته را از فرمايشات برادر صالحی از اهالی محترم تهران دريافتيم که نوشته اند:«دود و دَم تعميرگاه شرکت واحد واقع در طرشت (شمال شرق ميدان آزادی) و پارک اتوبوس ها در صبح و عصر در خيابان بيرون تعميرگاه دَمار از روزگار ساکنين محل در آورده است. تو را بخدا بنويسيد ما مسلمان و ايرانی هستيم زندگی مردم اين منطقه را به جهنم تبديل بکنند».
نتيجه ی منطقی سخن فوق که بر پايه ی «مرگ برای همسايه» استوار است اين است که توليد هرگونه جهنم چنانچه ساکنين مثلاً مسيحی و يا بطور کلّی غيرمسلمان باشند، بلامانع است!... فدوی فکر می کند که برادر صالحی واژه ی «ايرانی» را هم پس از مسلمان، فقط برای جوری جنس آورده است.
باری ـ نويسنده گاه که می خواهد در ارتباط با مطلبی، شعری را شاهد بياورد، اغلب در می يابد که آن شعر ديگر مصداقی ندارد. اين است که گاه شيطنت و آنرا قدری دستکاری می کند تا به روزگار ما که شبيه هيچ روزگاری نيست، نزديکتر شود. برای نمونه به اين دو بيت از شاه نعمت الله ولی توجّه کنيد:گوهر بحر بيکران مائيم............... گاه موجيـم و گـاه دريائيم
ما بدين آمديم در دنيـــــا................. که خدا را به خلق بنمائيمهمانطور که ملاحظه می کنيد، ابيات فوق هيچ ربطی به روزگار کنونی ما ندارد و لذا فدوی به ناگزير آنرا به شرح زيرupdate کرده است!:
عامل ظلم بيکران مائيم.................. گاه زوجيم و گاه تنهائيم
ما از آن آمديم در ايران .................. که جهنم به خلق بنمائيمرونوشت :
برادر صالحی جهت استحضار..................................................
خاتمی بدون حجاب!
..................................................
ارتقاء مقام
پيش می آيد که گاه يک رُخداد ساده زندگی و بلکه سرنوشت آدمی را تغيير می دهد. داشتيم اظهارات يک ولی دانش آموز، امّا از نوع مکتبی را مرور می کرديم که نوشته بود:«فـرزنـدم که دانش آموز دبيرستان شهيد حداد عادل واقع در منطقه ی سه آموزش و پرورش می باشد هميشه از بابای مدرسه تعريف و تمجيد می کند. علت را از او پرسيدم جواب داد بابای مدرسه دو سال از عمر خودش را در جبهه بوده و در زنگهای تفريح از خاطرات جبهه می گويد. از اينکه فرزندم تأثيرات مثبتی پذيرفته درخواست تشويق اين فرهنگی متعهد و ارزشی را دارم»!
ـ از شما چه پنهان که ابتدا به وجد آمديم که برادر حداد عادل رئيس محترم مجلس شورای اسلامی سرانجام به آرزوی ديرينه ی خود که همانا شهيد شدن است نايل شده و به لقاء الله پيوسته است که بعداً مع الاسف از اشتباه در آمديم، علی ایحّال، فدوی تا رسيدن برادران به آن آرزوی ديرينه، دست از دعا بر نمی دارد. باری ـ در جهت اجرای پيشنهاد و درخواست خداپسندانه ی آن ولی محترم، فدوی تمامی نفوذ و امکاناتش را به کار گرفت تا سرانجام حق به حقدار برسد و آن بابای محترم مدرسه، از اوّل هفته ی آينده عجالتاً در سمت مديرکل آموزش و پرورش تهران انجام وظيفه نمايد. اگر برايمان حرف در نمی آورند، تعارف را يکسره کنار گذاشته و آن بابای محترم مدرسه را يک ضرب، وزير آموزش و پرورش می کرديم. فدوی از همين تريبون از سايـر بـرادران و خـواهران نسبتاً مؤمن و معتقد نيز درخواست می کند که اينگونه موارد را سريعاً به اين بنده اعلام فرمايند تا نسبت به تغيير موقعيت، منزلت و رتبه ی شغلی آنان اقدام انقلابی و عاجل مبذول دارد.
در حاشيه و به منظور اطمينان خاطر دوستان نيز اضافه می کند که فدوی از آن دسته از مسؤلان نيست که فقط به «تعهد» التزام داشته و آن بـابـای محتـرم مـدرسـه را به فرماندهی نيروی دريائی يا غنی کردن اورانيوم بگمارد. همانطور که ملاحظه می کنيد، اين جابجائی و ارتقاء شغلی، شديداً در حيطه ی تخصص آن بابای محترم مدرسه صورت گرفته است.
السلام و عليکم و لاتفرقوا..................................................
خواهر موناليزا پس از اجرای
طرح ارتقاء امنيّت اجتماعی!..................................................
عواقب دمکراسی
دموکراسی هم برای خودش مثل هر چيز ديگر انواعی دارد از جمله دمکراسی مکانيکی. اين نکته ی باريکتر از مو را از مرور مطلب يکی از شهروندان گرامی لنگرودی دريافتيم، ملاحظه کنيد:«بنده برای خودروی دوگانه سوز سمند ثبت نام کردم امّا موقع تحويل گفتند شرکت ايران خودرو وسايل لازم برای گازسوز کردن سمند ندارد و شما می توانيد پژوی 405 يا سمند معمولی تحويل بگيريد. من نيز سمند معمولی را انتخاب کردم. اکنون که اين خودرو را تحويل نمايندگی داده اند،
...يکی از قسمت های اصلی موتور را فراموش کرده اند نصب کنند!...
نمايندگی هم نمی تواند اين نقيصه را بر طرف سازد. الآن من مانده ام با اين خودرو که نمی دانم چه بايد بکنم؟».فدوی در پاسخ عرض می کند که: اولاً دمکراسی عواقبی هم دارد. در ضمن پيداست که شما هم بهنگام انتخاب پژو 405 يا سمند، فراموش کرديد که استخاره کنيد. ثانياً اينهمه وسايل گوناگون از قبيل ساعت و انگشتر و قيچی و چاقو و گاز و... را فراموش کردند که از شکم بيماران گرامی بردارند و جيک شان در نيامد، حالا شما چه خبرتان است که اينهمه داد و فرياد راه انداخته ايد: فکر نمی کنيد که اينگونه اظهارات به سود دشمن است؟
و، سرانجام اينکه، اين از معجزات حکومت اسلامی است که موتور بدون يکی از قسمت های اصلی هم، به حول وقوّه ی الهی، کار می کند!..................................................
قبل از عمل...................................... بعد از عمل
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
اصطلاح
حدود 30 سال زمان کمی نيست که ملّتی زير مهميز تغيير رويه و عقيده که سهل است، حتّی تغيير فرهنگ و زبان بدهد. چندين سال پيش مسافری از تهران آمده بود که طبيعتاً آماج پرسش های گوناگونی بود، که چه خبر؟ فلانی چطور است؟ مسافر ضمن توضيحاتی که می داد گفت فلانی اسيری رفته ژاپن! ... فدوی مطلب را اصلاً نگرفت و از مسافر مذکور پرسيد که «فلانی اسيری رفته ژاپن» يعنی چه؟ گفت: پس از انقلاب اسلامی شکوهمندمان، سوداگرانی پيدا شده اند و کسانی که ميل يا قصد مسافرتی به خارج از کشور، مثلاً ژاپن را دارند، امّا امکانات مالی اش را ندارند، گرد می آورد، هزينه ها را می پردازد و آنان را با خود می برد امّا مسافران مذکور از خود هيچ اختياری ندارند و هر چه آن سوداگر گرامی می گويد بايد انجام دهند که کجا بروند، چه بخورند، کجا بخوابند و از اين قبيل. بدين جهت می گويند فلانی اسيری رفته ژاپن!... پرسيديم خُب اين ميانه چه به آن سوداگر گرامی می رسد؟ گفت: وسايل برقی که بهر پاسپورت تعلق می گيرد در مراجعت از آن او خواهد بود!
حالا تصوير زير ا که از ميان ايميل های رسيده برگزيده ايم در همين راستاست ملاحظه کنيد.
المعنی فی بطن الاخوند
...............................................
حرمسرای سيار!
..................................................
پای درددل مردم دارالخُرافه
طـی دو ماه دو مرتبه سر سوپاپ های ماشين ام آسيب ديده گفته می شود که علت آن کيفيت پائين بنزينی است که تحويل می دهند. چرا در توليد اين فرآورده دقّت کافی نمی شود؟
رياضی
ـ اولاً توليدی در کار نيست. ثانياً شما ديگر چرا؟ شما که بايد رياضی تان خوب باشد برادر رياضی. فدوی قول می دهد که بزودی همين هم گيرتان نيايد.
بنظر بنده رسيدگی به وضعيت معيشتی مردم و مبارزه با بيکاری و اعتياد از نوشتن نامه به بوش کم اهميّت تر نيست.
برادر گرامی احمدی نژاد، خط شان هم مثل قيافه شان است دارند تمرين خط می کنند و از نوشتن نامه به رؤسای کشورهای مختلف منظـوری نـدارنـد. رسيدگـی بـه آن دسته فلاکت هائی که بر شمرده ايد باشد بعد از اينکه ايشان خط شان قدری بهتر شد.
کارمند بازنشسته و با پنج سر عائله مستأجر هستم. فرزند اوّلم معلول است ماهانه 110 هزار تومان کرايه خانه می دهم. وضعيت رقت بار زندگی ما به جائی رسيده که يکی از فرزندانم گدائی می کند و من و مادرش از اين بابت سخت ناراحت هستيم. تو را به خدا درددل ما را بگوش مسؤلين برسانيد.
م ـ ضاولاً خود کرده را تدبيری نيست برادر م ـ ض. ثانياً با وضعی که شما داريد، فدوی برايتان جز «هاراگيری» چاره ای نمی بينيد، مگر اينکه عجالتاً آن فرزندی را که گدائی می کند بهر قيمتی شده واداريد که طلبه و بعد آخوند بشود.
و من الله التوفيق
از ميدان آزادی تهران تماس می گيرم، گلايه ام مربوط به افرادی است که يک سری کتابهای علوم غريبه مثل رمل در کنار اين ميدان پهن کرده اند که هيچکدام مجوز چاپ ندارند. يک مسؤل بگويد که در اين شهر چه خبر است؟
ميدان آزادی است ديگر برادر رسوليان. ضمناً بعرض می رساند که فقط آثار نويسندگان آزاده، مستقل و دگر انديش است که نياز به مجوز دارد کتابهای مربوط به رمل و دعانويسی و جن و جن گيری و از اين قبيل نياز به مجوز ندارند.
ما در شهرک سپاه واقع در فرديس کرج هستيم و روزی حداقل دو تا سه بار به مدّت يک تا سه ساعت برق ما قطع می شود.
يک شهروندبه فدوی چه مربوطه است برادر شهروند، چرا به خود سپاه زنگ نمی زنيد؟
زمين مخروبه ای واقع در خيابان مصطفی خمينی کوچه شهيد عليمرادی وجود دارد که محل حيوانات موذی، قاچاقچيان مواد مخدر و انواع کارهای خلاف شده است. در ضلع جنوبی اين ملک چند خانواده زندگی می کنند که امنيّت و آسايش از آنان سلب شده است بطوريکه مشکلات روحی ـ روانی پيدا کرده اند.
شما هم عوضی گرفته ايد برادر قربانی به حاج آقا مصطفی خمينی(ل) و يا امامزاده يحیی(ع) مراجعه فرمائيد.
خانم رايس وزير خارجه آمريکا گفته است که اگر ايرانی ها بخـواهنـد آمريکـائـی هـا را ملاقات کنند بايد دست از تحقيقات و فن آوری هسته ای بردارند امّا نگفتند اگر مقامات ايرانی نخواهند دولتمردان آمريکائی را ملاقات کنند چه کسی را بايد ببينند. ملاقات با آمريکائی ها که برگشت به عقب محسوب می شود با کدام عقل و منطق سازگار است.
دانش پوربه جای اين حرفها سری به ثبت احوال بزنيد و ببينيد که آيا اشتباهی در پسوند نام فاميل شما رُخ نداده است؟ پسوند نام شما به جای «پور» بايد به ضرس قاطع«مند» باشد.
از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انتظار داريم نسبت به دادن سـوبسيد کاغـذ بـه روزنامـه هائـی که از آنها بوی نفاق به مشام می رسد تجديد نظر نمايند.
عليمردانیشمائيد دوباره برادر عليمردانی؟ دلمان برای تيره و تارهای شما سخت تنگ شده بود. البته برادر محمودی و برادر گودرزی از اصفهان در غياب شما همچنان تخته گاز به ايجاد رابطه بين گودرز و شقايق مشغول بوده اند. باری ـ نگران نباشيد برادر عليمردانی شما لازم نيست زحمت کشيده سرود ياد مستان بدهيد، خودشان بلدند.
..................................................
ارتقاء امنيّت اجتماعی و نيروی انتظامی بلاد کفر
اگر گفتيد که اين برادر نيروی انتظامی بلاد کفر چرا به اين شهروندان محترم گير داده؟
نخير!... اشتباه حدس زديد. برای اينکه کلاه ايمنی نگذاشته اند!
بقيه اش به عهده ی نيروی انتظامی خودمان است!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~
~~~~~~~~~~~~
تا درودی
ديگر
حميدرضا رحيمی
JUNE, SATERDAY, 9TH., 2007-6:00PM
عذر تقصير
به صدايش هم دلخوش بودم که هر هفته تلفنی و اين چند ماه واپسين، همه روزه می شنيدم. ديگر رضايت داده بود که مقدمات سفرش رابه اينجا فراهم کنم بلکه پس از 18 سال ديداری حاصل شود. حقوق طبيعی، که حتّی در جامعه ی حيوانات هم رعايت می شود، در جامعه ی دين واخلاق مدار ما، با گستاخی تمام از شهروندان ايرانی سلب شده و می شود. ديدار فرزندان و والدين که قاصم الجبارين به اقصی نقاط جهان پراکنده شان کرده از آن جمله است که مشمول اين غريب نيز بود... آخرين ناله های پدر را در بستر بيماری و مرگ زودرس در گوشی تلفن شنيدم. اين شعر کوتاه يادگار دردناک آن لحظه های تلخ است:
پدرش وقتی مرد
پاسبان ها همه شاعر بودند،
گاهِ مرگ پدرِ من امّا
پاسبان ها پی شاعر بودند!باری اين بار، همه چيز به نحوی مطلوب پيش می رفت. ظرف 3 روز امّا، از پنجشنبه تا يکشنبه ای در ماه می امسال، اندکی پيش از روز مادر، روزگار به کلّی تيره و تار شد و مادر که با مرگ هنوز فاصله ها داشت، در غربت سهمگين وطن از دست رفت، بی آنکه لحظه ای حتّی، شانس ديدارش را داشته باشم.
مادر، مهربان و خدمتگزار بود. خدمتگزار همه، جز خودش. ويژگي های چشمگيری داشت که او را از همسانان خود به کلّی متمايز می کرد و هم از اينروست که رفتن ناگهانی او، افزون بر اين غريب، طيفی گسترده را نيز پريشان کرد. با آنکه کوشيدم که مطلب حتّی المقدور پوشيده بماند اما نشد و دوستان دور و نزديک، اهالی انديشه و قلم و نيز برخی رسانه ها کوشيدند تا به شيوه های گوناگون، اين بارگران را بر اين غريب هموار گردانند که به سبب حال و احوال پريشان و نامساعد، توان پاسخگوئی و سپاسگزاری البتّه در بساط نبود که در اين مختصر، عذر می خواهم. چه کنم که به قول آن بزرگوار:
جمعيّــت حواســم نايــد بحــال اوّل
گم گشته دانه ای چند زين سبحه ی گسستهچندين روز قبل از اين واقعه، آنگاه که همه چيز می درخشيد، شعری به مطلع «انگار که از تو گل چکيده ست» در ذهن خسته پديدار شد که نمی دانستم پيرامون کيست. در مصراع های بعدی امّا معلوم ام شد که صاحب اين غزل کسی جز مادرم نمی تواند باشد. مرگ مادر، پايان بخش اين شعر شد.
اين غزل را به آن دسته از مادران و فرزندان مقاوم و شجاع ايرانی که از حسّ و لمس رنگ و بوی يکديگر محروم اند، پيشکش می کنم
مادرمانگار که از تو گل چکيده ســـت
عکس تو مگر خدا کشيده ست؟
از بسکــه سـتاره ای کـه مهتــاب
ناز تـو به جـان و دل خريـده ست
وصــف تــو و مهــر بيکــرانــت
يک برگ زِ شبنمی شنيده ست
يــاد تــو در ايــن کرانــه مــادر
جانــی بـه تـن جهـان دميـده ست
سـرشـار هـوا و حـال دريـاسـت
هر کس زِ تو قطره ای چشيده ست
گـاهِ گـذرِ تـو بيخـودی نيسـت
کان شاخه ی گل چنين خميده ست
بيچــاره بــه آنکــه سـاليانــی سـت
چشم اش به در و تو را نديده ست
بعد التحريرگفتن ندارد که توان، دل و دماغ و به روز کردن اين سايت محقر، به دلائلی که گفته آمد مقدور نبود، بابت اينهم، عذر می خواهم.
تا درودی ديگر، بدرود
با مهر
حميدرضا رحيمی
هشتم جون 2007 ـ 18 خرداد 1386*************
هان ای دل عبرت بين از ديده نظر کن هان
ايـــــــوان مدايـــــن را آئينـــه عبــــرت دان*************
اين توفان «گونو» هم خودی و غريبه سرش نمی شود
و به مملکت امام زمان (عج) حمله کرده است!*************
کلمات حمار
ما بايد زودتر از اروپا و آمريکا اقدام کنيم و سياست تحريم اقتصادی عليه آنان در پيش بگيريم تا نتوانند در سازمان ملل به تحريم ما بپردازند
يک خواننده کيهان اسلامیاسلام بنيانگذار حقوق بشر در جهان است.
تيتر صفحه اوّل کيهان اسلامی 31 می 2007امام(ره) عظمت و استقلال را به ايران باز گرداند.
حجت الاسلام سيد احمد مدنی ( امام جمعه)کسانی که می گويند خارجه از ما پيشرفته تر است، احمق اند!
حجت الاسلام حسنی(امام جمعه)*************
اگر تعيين موضوع اين عکس را به مسابقه بگذاريم و حتی
برای برنده جايزه ی نفيسی هم تعيين کنيم محال است کسی
بتواند حدس بزند که اين عکس مراسم افتتاح کارخانه توليد
زرند توسط برادر احمدی نژاد است!*************
کالای لوکس به روايت برادران
سالها پيش يکی از مسئولين پيشين حکومت اسلامی (دکتر حبيبی) آنگاه که ملّت روی
چاه های نفت کشورشان از سرما می لرزيدند فرمود: «نفت سفيد به علت پيچيدگی
پالايش کالای لوکس محسوب می شود»
که فدوی در همان زمان به اين طنز پرداخت که بخشی از آن چنين است:(1)
خوانندگان گرامی بدون ترديد با قيافه ی مستأصل و ذهنی خسته دربدر به دنبال
کشف رابطه ی بين«گودرز» و «شقايق » هستند، لذا خبرنگار ما اضافه کرده است که
از زمان صدور اين فتوای نفتی، نفت سفيد به عنوان ادکلن نيز جای خود را در بازار
کالاهای لوکس ايران اسلامی باز کرده است به طوري که اخيراً در بسته بندی های
بسيار شيک و در اندازه های گوناگون به بهای سرسام آور در بازار عرضه می شود.
حالا حکايت عضو کميسيون کشاورزی مجلس است که فرمود: «گوجه فرنگی کالای
لوکس است و دليلی ندارد همه از آن استفاده کنند»! اين برادر به اندازه ی برادر
حبيبی هم سواد و ابتکار ندارد که دست کم بگويد: گوجه فرنگی به علت پيچيدگی
رويش! کالای لوکس شناخته می شود. باری
بنابراين، توجّه داريد که بسياری از واژگان در دائرة المعارف حکومت اسلامی به
کلّی معانی ديگر و بلکه متضادی دارند و هيچ استبعادی ندارد اگر از اين ببعد کتاب
لغتی را بگشائيد تا معنای کالای لوکس را در حکومت اسلامی دريابيد، نوشته باشند:
بسمه تعالی: گوجه فرنگی ـ يا نفت سفيد يا هر چه که در آينده صلاح بدانند!
و امّا عنوان اينگونه مطالب خردمندانه، ملّت را گاه چندان از کـوره بـدر مـی کنـد
کـه دست از جان می شويند و رعايت مصالح خودشان را هم نمی کنند.
خواننده ی يکی از جرايد داخلی، خطاب به اين برادر عضو کميسيون کشاورزی
مجلس که از گوجه فرنگی به عنوان کالای لوکس ياد کرده، شوريده است که:
... آقای محترم! گوجه فرنگی محصول لوکس نيست همه مردم از آن استفاده
می کردند و در گذشته هم ما اين را به قيمت ارزان می خريديم حالا چه شده
که محصولی لوکس شده؟ من فکر می کنم بعد از مدّتی اکسيژن هم محصولی
لوکس باشد و مردم نبايد نفس بکشند!
هموطن ديگری نيز از آستانه اشرفيه در تماس با همان رسانه گفته است:
ما به گوجه فرنگی می گوئيم «پامادور» لطف کنيد از نماينده مجلس سئوال کنيد
چند خورشت نام ببرد که در آن «پامادور» نباشد!
با رؤيت «پامادور» فدوی نمی داند چرا ياد «ماتادور» و ميدان گاوبازی افتاد
و پارچه ی قرمز دست گاوباز، که يادآور رنگ گوجه فرنگی است..
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
1) تنفس ممنوع ـ چاپ دوم ـ ص 123*************
جانشين کورش بزرگ!
*************
راه حل
حاکميت پويا و مبتکر اسلامی مشکلات عظيم خود را که هيچ حکومتی
در جهان از عهده مرتفع کردن آنهـا بـر نمی آيـد، بـه طـرفة العينـی
حـل می کند.
با تأييدات خداوند متعال و ظِلّ توجهات
حضرت بقية الله الاعظم ارواحنا روحی فداه
يکی ديگر از مشکلات حکومت اسلامی حل شد. اين خبر ميمنت اثر
را خواهر نجاتی زاده نايب رئيس فدراسيون فوتبال در پيوند با «آماده شدن
پوشش اسلامی واليباليست های زن» عنوان کرد به موجب فرمايشات
ايشان «دقّت خاصی در طراحی لباس واليبال بانوان انجام شده و با تأييد
سازمان تربيت بدنی به توليد انبوه خواهد رسيد و پس از تأييد
سازمان مشکل خاصی برای فيلمبرداری و عکسبرداری
وجود نخواهد داشت»!
*************
تعويض روغن اسلامی
*************
کاتوليک تر از پاپ
برادر تونی بِلِر نخست وزير دولت فخيمه ی انگليس، بين دامن خواهر اليزابت و دامن اسلامی همين جور در رفت و آمد است والبتّه در هر دو حالت، انگليسی!... سايت وابسته ی بازتاب گزارش کرده است که برادر تونی بِلِر «از قرآن به عنوان کتابی اصلاح گرما و بسيار جلوتر از زمان خود» ياد کرده است!
*************
ملت هميشه بر دکل!
*************
يک حساب سرانگشتی
علاقه ی فدوی دارد روز به روز به احوال
ائمه ی اطهار صلوات الله عليهم اجمعين
به روايت برادران همينطور بيشتر و بيشتر می شود لکن
شديداً نيز افسوس می خورد که چرا عمرش قد نمی دهد
تا مثلاً دائرة المعارف 600 جلدی امام حسين(ع) را به
عربی بخواند و بر معلوماتش بيفزايد اين دائرة المعارف
مشتمل بر 35 هزار صفحه و يکصدو پنجاه ميليون کلمه
است !... يعنی اگر فدوی از همين امروز کار و زندگی
را رها کرده و تخته گاز روزی يکصد صفحه از آنرا
بخواند، به عون الله 3500 روز که نزديک به ده سال
می شود هم دائرةالمعارف و هم عمر را به پايان می رساند!...
فدوی همچنين در حيرت است که آن حضرت در عمر
گرامی و کوتاه خود توفيق چه خدماتی را داشته که
آيت الله شيخ محمدصادق کرباسی، سيصد و پنجاه
هزار صفحه و يکصد و پنجاه ميليون کلمه درباره
آن نوشته است!
*************
![]()
بنظر می آيد که سالگرد ارتحال حضرت امام(ل) آنطور
که ايسنا زير عکس نوشته، چندان هم جانسوز نبوده است!*************
لعنت به هر دوتاشون!
در يکی از رسانه های دارالخرافه خوانديم که:
«تحولات پياپی سياسی کشور از دوّم خرداد 76 گرفته تا انتخابات مجلس ششم ـ شورای شهر اوّل ـ مجلس هفتم... رياست جمهوری نهم به ويژه انتخابات خير شورای شهر پيام واحدی داشت و آن اينکه مردم از محافظه کاران خسته شده اند!... و آبادگران و اصولگران ميانه رو را به جای آنان برگزيده اند!».
والله آقا دروغ چرا؟ تا اعدام آ.آ.آ.آ. تا آنجا که فدوی می داند، ملّت ديگر «نه قم ميخواد نه کاشون»!*************
مأمورين محترم رژيم در حال انجام وظيفه
(ضرب و جرح و توهين به مردم ايران ـ م)*************
بشتابيد که...
از جريده ی شريفه ی جمهوری اسلامی، دست چپ مقام معظم رهبری نقل است که:
مسابقه ی داستان نويسی با موضوع قيام عاشورا و حماسه حسينی برگزار می شود. اين مسابقه با هدف تعميق (بنظر غلط چاپی می آيد منظور بايد تحميق باشد ـ م) فرهنگ عاشورائی و بيان اهداف در رسالت های حماسه حسينی از نظر ادبيات و همچنين تشويق و ترغيب نويسندگان جوان برای نگارش آثار داستانی فاخر و ماندگار برگزار می شود!*************
صورتحساب
و اينهم صورتحساب برادر شهرام جزايری که دارائی های او را پس از کسر بدهی ها ! 60 ميليارد تومان برآورد کرده اند:اخلال در نظام صادراتی20 سال حبس
پرداخت رشوه 3 سال حبس
تقلب درکارت نظام وظيفه 4 سال حبس
و... دوتا کوبيده ی اضافه!
*************
نوکرم ـ چاکرم ـ عبدم ـ عبيدم . عليلم ـ ذليلم و ....
*************
به گزارش خبرگزاریهای داخلی محافظ
حداد عادل از اغلب درها رد نمی شود!
*************
X Ray(عکس راديولوژی)
حداد عادل
*************قابل توجّه پزشکان
فدوی سالها پيش از انقلاب شکوهمندمان، شانس اين را داشت که با آراء پزشکی برخی از بزرگان آشنا و حظّ مبسوطی نيز ببرد. از جمله اين عبارت عالمانه از حضرت علی ابن موسی الرضا(ع):
«شفای هر دردی در قرآن است. از قرآن شفا بخواهيد که هر که را قرآن شفا ندهد هيچ چيز شفای بيماری او نخواهد بود»(1)
و نيز فرازهای درخشانی از طب الصادق اثر مشهور حضرت امام صادق(ع) از جمله:
سردرد (صداع):
«مردی از اهالی خراسان مسائلی در امور دين خود از امام صادق(ع) پرسيد و جواب شنيد. از حال ناراحت او امام دريافت که سرش بشدّت درد می کند. فرمود برخيز همين الآن به حمام برو پيش از هر کار هفت هشت مشت آب گرم بر سرت بريز و در هر مرتبه يکبار بسم الله بگو. مطمئن باش که ديگر به آن مبتلا نمی شوی. او همين کار را کرد و بهبود يافت. (2)
و يا در باب سفيدی چشم:
«مردی لکه سفيدی در چشمش پيدا شد و از حضرتش چاره خواست نسخه ای به او مرحمت کرد به اين قرار:
فلفل سفيد و دارفلفل از هر يک دو درهم، نشادر صاف کرده خوب يک درهم سرمة از ترکيب اين سه درست کنند اگر بر سوزش آن صبور شود! و هر روز سه بار در چشم بکشند سفيدی چشم بر طرف و کثافات و درشتی های آن پاک و دردش به اذن خدا ساکت می گردد.(3)
حضرت افزون بر احاطه بر علوم پزشکی، چندان مهربان بوده است که برای رفع بوی هولناک دهان مؤمنيـن چنيـن فتـوای پـزشکـی صـادر فرمود که البته فقط زايل کننده ی بوی بد دهان نيست و خاصيّت های ديگر هم دارد:
«پياز بخوريد که سه فايده دارد: فضای دهان را خوشبو می کند!... لثه را محکم و آب کمر(ماءالنسل) را زياد و امر مجامعت را تقويت می نمايد...(4)
فدوی قدری نگران بود که نکند عرضه ی اينگونه معلومات، پس از انقلاب شکوهمند اسلامی مان به سُستی يا کُندی گرائيده باشد که در خبرها چشممان به اين تيتر روشن و خيال مان نيز راحت شد که به منظور آگاهی پزشکان محترم عيناً می آوريم:
همايش سراسری طبّ النبی با حضور آيت الله مصباح و باقری لنکرانی وزير بهداشت و درمان برگزار می شود
و من الله التوفيق
----------------------------
1ـ فقه الرّضا : بنقل از ص 11 ـ طب الصادق ـ مؤسسه مصبوعاتی عطائی ـ تهران چاپ پنجم
2ـ همانجا ص 105
3ـ " " 113
4ـ " " 118*************
گربه مشکی مکتبی درشب !
*************
پای درد دل مردم دارالخرافه
از دولت می خواهم که فکری به حال حقوق اعضای شوراهای حل اختلاف بکند زيرا حقوق شان کافی نيست.
صادقیآن لطيفه ی قديمی را که بياد می آوريد کودکی که قهر کرده بود و غذا نمی خورد سرسفره گفت:
آن گوشت کوبيده برای هر که هست، کم است! حالا حکايت شماست. شما هم عضو شورای حل اختلاف هستيد، برادر صادقی؟...
فدوی پيشنهاد می کند که شورای حل اختلاف ديگری برای رسيدگی به اختلاف دولت و شورای حل اختلاف تشکيل شود، چطور است؟خبرهائی از گوشه و کنار شنيده می شود مبنی بر اينکه مسؤلان ورزش در نظر دارند که از «آری همان» به عنوان سر مربی تيم ملّی فوتبال ايران استفاده کنند، وی يک يهودی و در مظان گرايش به صهيونيزم است. لذا شايسته نيست که او به عنوان سر مربی تيم ملّی کشور شيعی ايران باشد.
علویحق با شماست برادر علوی، فدوی حيرت می کند که اين نکته ی باريکتر از مو و در عين حال اسلام برباد ده، چگونه از چشمان تيز بين برادران که پشه را در هوا نعل می کنند»، مخفی مانده است؟ فدوی اين موضوع حساس را تا حصول به نتيجه ی غائی دنبال می کند يعنی، يا خود يا آن برادر صهيونيست و يا هر دو را به سود اسلام و مسلمين منفجر می کند، شما لطفاً نگران نباشيد.
جوانی برای باز کردن بخيه ی گوش خود به يکی از درمانگاه های سعادت آباد مراجعه کرده بود. در اين درمانگاه داروئی به او تزريق کردند که منجر به بيهوشی کامل وی شد. هم اکنون اين جوان در بخش آی سی يو بستری است. چطور به کسی که پروانه پزشکی ندارد اجازه داده اند اينطور با جان يک جوان بازی کند؟
يک شهروندبه قول آن بزرگوار: «عيب جمله بگفتی هنرش نيز بگوی» بيهوشی کامل در جمهوری اسلامی آنهم در سعادت آباد سعادتی است برادر شهروند. در عوض انسان از درک محضر آقايان، اعلی الله مقامهم اجمعين وپی آمدهای آن، چيزی حالی اش نمی شود.
مطلبی در رابطه با کمک سفارت ايران در تاجيکستان جهت بازسازی سالن رقص مشترک نوشته بوديد. از شما می خواهم با پيگيری بيشتر اين مسأله ببينيد که پول بيت المال چطور صرف کارهای ضد ارزشی می شود.
سعيدراست می گوييد برادر سعيد. ما عادت نداريم ببينيم که بيت المال جز در فلسطين، سوريه و لبنان و توابع هزينه می شود. به راستی جا دارد که پيگيری شود.
خيابان 17 شهريور را جديداً به سه باند تقسيم کرده اند. اين طرح قبلاً نيز اجرا شده بود ولی به علت عدم موفقيت جمع آوری شد. اجرای مجدد آن صرف هزينه ی بی مورد و باعث افزايش ترافيک شديد می شود. چرا طرح های عمرانی ناموفق هر چند سال يکبار مطرح و اجرا می شوند؟
آئينه چیبستگی به مسؤلين محترم دارد که به کدام جناح وابسته هستند. اگر طرح مذکر از ناحيه ی آن بزرگوار اجرا می شده است، توسط بزرگوار بعدی که وابسته به جناح ديگر است جمع آوری می شود و بالعکس و اين دور باطل تا ظهور مهدی(عج) که البته مورد توافق هر دو جناح است، ادامه خواهد داشت.
در حال حاضر از خرمشهر با شما تماس گرفته ام و برق نصف شهر قطع است. خداوکيلی کداميک از مسؤلين می توانند در گرمای 50 درجه بدون برق زندگی کنند که بر مردم جنوب کشور تحميل می شود؟
رئيسیتا روزگاری به منابع عظيم نفت و گاز که بلاواسطه روی آن قرار داريد دسترسی پيدا می کنيد، عجالتاً،
برادران را.... بگذاريد بخوابند همه مصلحت نيست که يکمرتبه بيدار کنيد!
در کوچه دهم خيابان کنگان واقع در مينی سيتی به فاصله يکماه چند مورد سرقت انجام گرفته است در حالی که در چند کيلومتری اين مکان پاسگاه نيروی انتظامی هم وجود دارد. ضمن تقدير از زحمات پرسنل محترم نيروی انتظامی! خواهشمنديم برای حفظ امنيّت منطقه برنامه ی وسيع تری تدارک ديده شود.
خارا
فدوی مقدمتاً قاصم الجبارين را شکر می کند که شما مثل اسمتان مقاوم هستيد برادر خارا، امّا در عين حال ترتيبی می دهد که برای تأمين امنيّت شما آن پاسگاه محترم به مکان ديگری منتقل شود.
چهار ماه قبل برای دريافت خودرو ثبت نام کردم امّا تاکنون هيچ خودروئی تحويل نگرفته ام هيچکس هم پاسخگو نيست. اين در حاليست که «ايران خودرو» شبانه روز برای فروش توليدات خود تبليغ می کند.
دکتر نوروزیشما که ديگر جزو عوام نيستيد برادر دکتر نوروزی، شما ديگر چرا؟.... فدوی 12 سال از عمرش را در آن دستگاه تباه کرده است و می داند که منظور از آن تبليغات، فروش توليدات نيست بلکه فقط فروش «نوبت» است. عجالتاً تشريف ببريد تو صف که در ايران اسلامی، صف موهبتی است الهی!
آيا مسؤلين مربوطه طی چند ماه گذشته گذرشان به فروشگاه های مانتو فروشی افتاده است؟ چه کسانی مسئول برخورد با مظاهر فساد و طراحی و توليد کنندگان اين لباس ها هستند. اميدوارم به قولشان برای برخورد با اين ناهنجاری ها عمل کنند.
خانم جعفری
البتّه که افتاده است خواهر جعفری، برادر فرمانده نيروی انتظامی قول اکيد داده است که زنان و دختران جوان متخلف را ذبح اسلامی فرمايد لذا سرشان شديداً شلوغ است. مغازه ها ديگر دست شما را می بوسد.در خيابان دماوند حدفاصل سبلان و وحيديه به علت فقدان پل عابر و دست انداز، سرعت خودروها سرسام آور است که هر چند روز شاهد تصادف منجر به مرگ هستم اکثر کسانی که صدمه ديده اند در مقابل درمانگاه بيمه بوده است که ظاهراً برای سلامتی خود به اين مرکز مراجعه می کنند.
احمد محمدیآن درمانگاه را اصلاً برای همين ساخته اند. يادتان باشد که ما با علت کاری نداريم، با معلول مبارزه می کنيم برادر محمدی.
محلی در فاز دوّم شهرک اکباتان جهت احداث مسجد در نظر گرفتند که کلنگ آن در نيمه شعبان 1383 زده شد ولی اخيراً می شنويم که مسؤلين متعدد دارند آنجا را به پمپ بنزين تبديل کنند. آيا چند هزار خانواده های شهرک به مسجد نيازی ندارند؟
محمد ـ اکباتان
شما کاری به اينکارها نداشته باشيد برادر محمد(ص). فقط آن مسؤلين محترم را که در ساختن آن مسجد محترم که صد البتّه برای اهالی از نان و پياز شب هم واجب تر است معرفی کنيد تا فدوی فی الفور بدهد به سبک قضات حلب، پوست از آنان برگيرند و بر دروازه های اکباتان بياويزند. يعنی چه آقا؟ به قول حضرت امام(ل) ما که برای بنزين و گوجه فرنگی انقلاب نکرديم.
شايسته است سياستمداران لبنانی با بهره گيری از تجربيات دفاعی ايران اسلامی در داشتن ارتش ـ سپاه و بسيج سود برده و در قوانين خود جايگاهی متناسب با شأن حزب الله در نيروهای دفاعی خود در نظر گيرند تا رژيم غاصب صهيونيستی و حاميان جنايتکارش آرزوی خلع سلاح حزب الله و بلعيدن لبنان را به گور ببرند.
گودرزیشمائيد دوباره برادر گودرزی؟ کجا بوديد؟ چقدر دلمان برای آن پيوندهای ظريف و ماهرانه تان که بين «گودرز» و «شقايق» برقرار می کنيد تنگ شده بود. خدا را شکر که دوباره پيداتان شد، ناگفته نماند که برخی کسان از جمله برادر عليمردانی در اين فاصله کوشيدند که جای خالی شما را پر کنند که البته موفق نشدند و شما از ديدگاه فدوی، همچنان بزرگترين متخصص پيوند «گودرز» و «شقايق» هستيد برادر گودرزی.
طی تصادفی که در جاده چالوس کرديم پليس گفت که خسارت شما جزئی است و نياز به کروکی ندارد. حالا مسؤلين بيمه می گويند داشتن کروکی پليس الزامی است. عرض بنده اين است که چرا مأمورينی که فاقد آموزش لازم در اين زمينه هستند را به کار می گيرند و برای مردم زحمت درست می کنند؟
هوشياربرای اينکه، بر عکس نهند نام زنگی کافور، برادر هوشيار!
ساکنان سرخ رود محمود آباد از آب شرب محروم هستند مضافاً اينکه قطع برق يکی ديگر از مشکلات مردم است. از مسؤلين می خواهم به اين مسائل رسيدگی کنند.
مظاهر ـ فارس کوهاين ها را که خودمان می دانستيم برادر مظاهر، از چيزهائی که داريد سخن بگوئيد.
افشاگری کيهان در ستون نيمه پنهان از فساد اقتصادی ميراشرافی موجب شد يک خطر از کنار گوش ما بگذرد و آن اينکه قرار بود از طرف خانواده ی ما با اين شخص معامله ای انجام بگيرد که هيچ اطلاعی از گذشته اين شخص نداشتيم که منصرف شويم.
گل محمدیما هم خدا را شکر می کنيم که شما اين بار هم مفت در رفتيد برادر گل محمدی. ولی تکليف زبان بستگانی که گزارش آن جريده ی شريفه را نخواندند چه می شود؟
*************جمع آوری ماهواره
فتح خيبر!
*************
*****************************************************************
MARCH, MONDAY, 26TH., 2007-11:30AM

حضرات آيات در مطب چشم پزشکی (قطره ريخته اند!)
*************
يک درد قديمی...
برادر ارجمندی از خوانندگان يکی از جرائد دارالخرافه (کيهان) که به نظر می رسد سخت با فدوی همدرد است، قلم را در دوات دل سوخته ی خـود کـه بـه مـرکب چين می ماند، فرو برده و سپس مرقوم داشته است:
اتوبوس هائی که به صورت ريالی مسافر سوار کرده و تحت نظارت شرکت واحد هستند، به صورت مختلط زن و مرد را سوار می کنند(واويلا!). سؤال من اين است آيا ارزش های ما اينقدر بی اعتبار شده اند که به خاطر پول توسط اين آقايان و اينگونه زير پا گذاشته شوند؟... اين مطلب را به شورای شهر هم اطلاع داده ايم ولی متأسفانه کسی پاسخگو نبوده است.
آخ که مدينه(ره) گفتی و کَردی کبابم برادر شهروند. حق با شماست. لکن توجّه فرمائيد که مسأله جداسازی زنان و مردان بايد به طور ريشه ای حل شود نه سطحی و مورد به مورد. در اين صورت، هزار و چهارصد سال ديگر طول می کشد. از شما چه پنهان که فـدوی سالهـاست کـه طـرح جامعـی پيرامون جـداسازی زنان و مردان در کشور اسلامی مان، امّا به طور ريشه ای تهيّه و به مراجع ذيربط و ذيصلاح ارائه کرده که عيناً به سرنوشت پيشنهادات شما دچار شده است، يعنی، همينطور پشت گوش انداخته و کارشکنی می کنند. باور بفرمائيد که طرح فدوی در مقايسه با ريخت و پاش های برخی برادران، هزينه ای چندانی هم ندارد و آن، به اجمال و اختصار، عبارت است از کشيدن ديواری مثل ديوار چين يا ديوار برلين در ايران اسلامی است به نحوی که آنرا به دو بخش تقسيم کرده و زنان، در نيمی و مردان در نيمی ديگر اسکان داده شوند. گفتن ندارد در مورد اينکه اين ديوار، شمالی ـ جنوبی باشد يا شرقی ـ غربی، بايد از حضور پُر برکت حضرات آيات عظام، اعلی الله مقامهم اجمعين، استفتاء شود. سپس، زنان در نيمه ی خود جمهوری نسوان و مردان، جمهوری ذکور اسلامی را تشکيل خواهند داد. بديهی است هيچ يک از اتباع دو جمهوری حقّ رفت و آمد به جمهوری ديگر را ندارد مگر به ترتيبی که حضرات آيات معين می کنند لکن ولی فقيه هر دو يکی است.***********
برادر صندلی نژاد
*************
آسوده زير سايه ی حکومت اسلامی
*************
آزاده
«به شکايت جالبی از سوی «جمعی از آزادگان شهرستان آمل» برخورديم بدين مضمون:
ما جمعی از آزادگان شهرستان آمُل در رابطه با مرخصی دوران اسارت مبالغی از آموزش و پرورش آمل طلبکاريم! در استان به آزادگان تمامی شهرستان های تابعه اين مبلغ پرداخت شده و تنها نسبت به آزادگان آمُل بی توجّهی صورت گرفته است.»
خُب فدوی چه دارد بگويد جز اينکه:
يک تن آزاده در جهان ديدم
کانهم آزاده اش تخلُّص بـود!
**********
اقدام انقلابی
«در پاسخ به پيام مندرج در خصوص تبديل شدن نماز خانه ی پارک شهر به فرهنگ سرا، با هماهنگی صورت گرفته بين شهرداری منطقه و سازمان فرهنگی ـ هنری شهرداری تهران، فرهنگسرای مورد اشاره تعطيل و اقدامات لازم جهت احياء نمازخانه ی پارک شهر در حال انجام است.».
جفت 2 به نفع تماشاچی!
**********
![]()
شما چرا زحمت کشيدين، دست و بالتون بَنده،
خُب می گفتين جايزه بياد خدمت شما!**********
پيشنهاد سازنده
«در پاسخ به مطلب چاپ شده در خصوص چسباندن آگهی های تبليغاتی چاه بر روی در و ديوار منازل و ساختمانها در سطح محدوده منطقه 5 به اطلاع می رساند بر اساس بازديد و بررسی های به عمل آمده توسط کارشناسان اداره زيبا سازی منطقه پس از اخذ آمار و تصاوير جداگانه محل مذکور شناسائی و طی آماری به پيمانکاران مربوطه ابلاغ شد تا نسبت به پاکسازی و امحاء آنها اقدام گردد.»
در ارتباط با امريه ی فوق، فدوی پيشنهاد می کند که به جای اعمال اينهمه اقدامات مُحيرّالعقول، به هيأت دولت و نيز امت هميشه در صحنه تکليف شود که از انداختن عريضه های خود به چاه ها خودداری فرمايند!************
پيوند
برادر سعيد مرتضوی، دادستان عمومی انقلاب تهران، که تا انقلاب بعدی عمرش دراز باد، به جريده ی شريفه ی جمهوری اسلامی فرمود:
«برای برقراری امنيّت چهارشنبه آخر سال، مرخصی اراذل و اوباش که دستگير شده اند و افرادی که متهم به سرقت هستند و در بازداشت به سر می برند ممنوع است»!
ما هر چه کوشيديم که ربط مرخصی اوباش و اراذل و سارقان و چهارشنبه سوری را که حضرتشان حتّی از ذکر نامش اجتناب دارد دريابيم، به جائی نرسيديم. و به قول آن بزرگوار «هم مگر پيش نهد لطف شما گامی چند»!... به هرحال فدوی ترديد دارد که حتّی برادر گودرزی از اصفهان که از خوانندگان و تلفن کنندگان حرفه ای رسانه های داخلی و نيز، از متخصصين برجسته ی پيوند «گودرز» و «شقايق» هستند، بتواند بين اين دو موضوع متنافر، رابطه ای هر چند آبکی برقرار کند.
**********
زير اين عکس نوشته شده: جوانان در حال عبادت در يکی از مناطق جنگی
شما هم می توانيد چادر به سر
از کنار يک ديوار سيمی بگذريد و همان اجر عظمی را ببريد!
*************
برعکس نهند...
از خواننده ی يکی از جرايد داخلی خوانديم:
«نوشته بوديد آقای احمدی نژاد گفته که برای ساختن کشور عجله داريم. آيا ايشان مطمئن هستند همه ی اقداماتی که دولت انجام می دهد در راستای ساختن کشور است؟»
فدوی ضمن حيرت اضافه می کند که همه چيز در حکومت محترم اسلامی بر عکس است يعنی، وقتی می گويند فلان کتاب يا فيلم مبتذل است، منظورشان اين است که کتاب يا فيلم خوبی است!... يا وقتی می گويند فلانکس را به علت توطئه بر عليه و مصالح نظام بازداشت کرده اند، يعنی طرف آدم حسابی است. اين فرمايش برادر احمدی نژاد هم در همين رديف است و منظورشان اين است که وقت زيادی برای ويران کردن کشور باقی نمانده است!
******
![]()
ارتش ما از اَزَل يک ارتش ناجور بود
من خودم راضی به اين خدمت نبودم، زور بود!
***********
مشابهبه يک مورد مشابه ديگر هم می شود در همين جا پرداخت، آنجا که خواننده ای عصبی نوشته بود:
«آمريکا در جنگ با عراق به عتبات زيان رسانده حالا ما بايد 35 ميليارد تومان برای تعمير آن بپردازيم. اين 35 ميليارد تومان برای هزار نفر مسکن 35 ميليون تومانی می شود. آخر ما چرا بايد اين خرج را بدهيم؟ چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است، اين صدهزار مرتبه»!
فدوی هم در پاسخ عرض می کند که:
اولاً صورت درست زبانزد فوق چنين است:
چراغی که به مسجد رواست به خانه حرام است
ثانياً ما در گذشته هم همين کار را می کرديم يعنی بسيار پيش از اينکه حملات آمريکا عتبات عاليات را خراب کند، بارها در خبرها ديديم و خوانديم که هر بار چندين کيلو طلا و نقره، توسط برادران خرج در و پيکر همين عتبات شده است آن زمان که آمريکا هنوز در عتبات عاليات خرابکاری نکرده بود!
**********
رقص مکتبی
*************************
در دنيای ارتباطات
يکی از خواهران فدوی به نام پناهی در ميهن اسلامی مويه کرده اند که:
«ساکن خيابان طالقانی شهرستان کرج هستم. سه سال است از سوی شرکت مخابرات به منزل بنده سيم تلفن کشيده اند ولی شماره ی تلفن نمی دهند. چه کسی بايد پاسخ بدهد؟»
در پاسخ عرض می کند که راه حل شما در اسم تان مستتر است، خواهر پناهی، يعنی، به خدا پناه ببريد!... خدا از برادران ما سرش خلوت تر است. لکن در عين حال و به عنوان دفاع از برادران عرض می کند که اخيراً بخشنامه ای از سوی وزارت محترم پست و تلفن منتشر شده است که به کلّی رفع نگرانی شما را می کند. به موجب اين بخشنامه، فيش های تلفن از اين پس، جزو تَرَکه ی متقاضی محسوب می شود تا فرزندان وی نيز بتوانند پس از فوت او آنرا پيگيری نموده و روزی آنرا به تلفن تبديل نموده و يا آنان نيز به عنوان تَرَکه به ورثه منتقل نمايند. از ويژگيهای مثبت اين بخشنامه يکی اين است که هر چه زمان بگذرد، سيستم های تلفن جديدتر و مدرن تر می شوند!********
شهرام جزايری
![]()
چار تکبير زدم يکسره بر هر چه که هست!
***************
مفسدين فی الارض و السماوات!
شکوائيه ی هموطن گرامی برادر رضا حسينی(ع) را ملاحظه می کرديم که مرقوم داشته بودند:
«مطبوعات بايد ضمن توضيح بيشتر درباره ی ثروت کارگر گچ کار، چنين موضوعاتی را تا حصول به نتيجه نهائی در مراجع قضائی دنبال کنند که چطور يکنفر می تواند چنين ثروتی به دست بياورد»؟
فدوی که از جزئيات قضيه بی اطلاع است ولی خودشان می گويند که طرف کارگر است يعنی، لابد کاری انجام می دهد و به آنجا که گفته اند رسيده است ولی ساير بـرادران را چـه مـی گـوئيـد کـه جـز دعا و روضه و سلب آسـايش خلق الله کـار ديگری ندارند ولی به همانجا نيز رسيده اند؟!.... ضمناً در ارتباط با انتقادی مليح و تلويحی که به قوه ی قضائيه فرموده اند تلويحاً عرض می کند که «عيب می جمله بگفتی هنرش نيز بگوی» يعنی، تا آنجا که به زندانيان سياسی مربوط می شود، انصافاً خوب عمل می کنند يعنی، تا آن بينوای بی تقصير را از پا در نياورند، آرام نمی نشينند. لکن در باب «مفسدين اقتصادی» که مورد اشاره ی ايشان است، عينهو امامزاده ی دختراند يعنی، نه کور می کنند و نه شفا می دهند! و در واقع، «زبانشان در کام است و ذوالفقارِ علی در نيام»!... نمونه ی درخشان برادر شهرام جزايری را که ملاحظه کرديد که در عين حاليکه در چنگال نيرومند قوه ی باه(قضائيه ـ م) گرفتار آمده بود، چگونه به سبک شعبده بازان به خرگوش يا کبوتری اسلامی بَدَل شد و پريد!
توضيح ديگری، لازم است که فدوی بدهد؟
*****************
سيّد Zoro
***********
پای دردل مردم دارالخرافه
از تهران تماس می گيرم کارمندی هستم. کيف حاوی مقدار زيادی پول نقد و مدارک خانم ام درميدان شهدا توسط موتور سواری به سرقت رفت آنهم در عصر روز عاشورا که هم شوک جسمی و روحی به ايشان داده شد و هم اينکه دچار ضرر و زيان شد. از جان برکفان نيروی انتظامی خواهشمنديم که به موضوع رسيدگی کنند.
فدوی اگر جای شما بود حتّی حرف اش را هم نمی زد چه برسد به اينکه از برادران طناب بر کف استمداد بطلبد. يادتان باشد که اين سعادت برای هر کسی رُخ نمی دهد که روز عاشورا در ميدان شهر لخت اش کنند و زمينه ی عينی ارتباط او را با شهدای کربلا سلام الله عليهم اجمعين فراهم نمايند. امام حسين(ع) هم همين چند وقت پيش (هزار و چهار و اندی سال پيش) همين جوری شهيد شد. فرهنگ عاشورائی يعنی همين.
می خواستم بگويم ايکاش تنظيم کنندگان متن پاسخ ايران به گروه 1+5 بعد از عبارت بسم الله الرحمن الرحيم جمله ههيات من الذله را هم اضافه می کردند و برای هميشه به اين بازی مسخره پايان می دادند.
عسگری
چشم برادر عسگری. فدوی در اوّلين فرصت ترتيب اش را می دهد ولی شما هم عجالتاً دو رکعت نماز وحشت به جا آوريد که به زودی لازم تان می شود.سازمان نظام پزشکی در جوابيه ای نرخ پزشکان را مطابق با مصالح مردم دانسته است. لطفاً بنويسيد اين چه مصلحتی است که بنده برای هر بار گرفتن جواب عکس يا آزمايش بايد شش تا ده هزار تومان پول بدهم.
زارع ـ بابل
خُب اشکال از خودتان است برادر زارع. شما هر جا که به لغت «مصلحت» برخورديد بايد بدانيد که منظور مصلحت نظام است نه مصلحت مردم. اين را اگر ياد بگيريد ديگر اذيت نمی شويد.با تبريک پيروزی حزب الله از سازمان کنفرانس اسلامی می خواهم که هر چه سريع تر ارتش و نيروهای حزب الله را به سلاح های ضد هوائی تجهيز کند.
ابراهيم مهربانی
چشم برادر مهربانی. لکن تهيه ی سلاح های مورد علاقه ی شما از طريق استکبار جهانی و صهيونيزم زمان می برد. قدری تأمل کنيد.ظاهراً درد خاورميانه ای خانم رايس با اذعان به 28 سال اشتباه در مقابل ايران کمی آرام می گيرد ولی اين جماعت شيطان صفت بدانند که در پی اين 28 سال خطا يا اشتباه شما ايران چرخشی عظيم از وابستگی به خودکفائی و ارتقاء علمی غيرباوری را به دست آورده که جهانيان را به حيرت انداخته و اگر قرار باشد تغيير در موضع تخريبی آمريکا موجب عقب گرد يا در جا زدن پيشرفت های ما گردد، ملّت غيور ايران اسلامی هرگز امکان ارتباط و يا تغيير موضع کنونی نظام را نمی پذيرد و باز هم می گوئيم آمريکا شيطان بزرگ است.
محمودی
می شنويد برادر محمودی؟ فدوی و همکاران به ترتيب قد ايستاده اند و دارند برای شما دست می زنند (قبل اش صلوات فرستادند). به شما تبريک می گوئيم برادر محمـودی. ديگر چيزی نمانده که به برادر گودرزی از اصفهان که از متخصصان برجسته ی پيوند «گودرز» و «شقايق» هستند، برسيد. همين جور تخته گاز برويد نگران ديوارها هم نباشيد که به حول و قوّه ی الهی محو می شوند.ژاپن دارائی های برخی شرکت های ايرانی و اتباع کشورمان را در بانک های خود مسدود ساخته است. بلوکه کردن اموال ايران چه تأثيری بر روابط تهران ـ توکيو دارد؟ اگر مسدود ساختن دارائی های ايران در بانک های ژاپن به ضرر تهران است چرا مناسبات ايران و ژاپن قطع نمی شود؟
حسن سلطان نژاد
اينجوری نمی شود برادر سلطان نژاد. بنشينيد يک دفعه فکرهايتان را بکنيد که غير از ژاپن ديگر با کجا قطع رابطه کنيم. اينها را جمع کنيد تا يک دفعه انجام بدهيم.از سخنان آمريکائی پسند نماينده سردشت در صحن علنی مجلس بسيار متأسف شدم.
صالحيان ـ سردشت
تا آنجا که فدوی خبر دارد نماينده ی سردشت و خود حضرتعالی جز زبان شيرين کُردی، زبان ديگری نمی دانيد. آمريکائيان نيز کُردی نمی دانند. نگرانی شما برای چيست؟اطراف ما همگی از نعمت گاز برخوردار هستند امّا خيابانی که ما در آن ساکن هستيم نياز به صدمتر لوله گذاری دارد. اکنون دو سال است که گاز رسانی به اين خيابان در پيچ و خم بوروکراسی گير افتاده است.
فضل الهی
برادران سرشان شديداً به هسته بازی گرم است. شهر شلوغ است. شما نيز به اتفّاق همسايگان گاز مورد نياز خودتان را به فضل الهی از خارج وارد کنيد، برادر فضل الهی.به اطلاع دزدانی که خانه ما را در فاز 4 شهر جديد انديشه جارو کرده اند می رسانم دو هزار تومانی که در خانه ما جا گذاشته بودند در صندوق صدقات انداختم تا شايد اندکی از گناهان آنان بخشيده شود.
يکی از ساکنان
فدوی شديداً ترديد دارد که دزدان گرامی اهل مطالعه باشند که مطلب شما را مطالعه کنند. حيرت فدوی امّا از شماست که تنها وجه باقيمانده را هم به باد داديد.از مجلس شورای اسلامی به خاطر تصويب لايحه جامعه خدمات رسانی به ايثارگران تشکر می کنم. از مسئولين کشور خواهش می کنم در مورد جانبازان زير 25 درصد هم فکری بکنند.
نوری و چند تلفن مشابه ديگر
چشم برادر نوری. کار را آن کرد که تمام کرد. فدوی قدری فراتر هم می رود و برای صفر درصد جانباز هم درخواست می کند.برنامه ای شبيه رقص مشترک زن و مرد در حضور رئيس جمهور و در مراسم اعطای نشان به دانشمندان هسته ای اجرا و از تلويزيون پخش شد. نمی دانيم اجرای اين برنامه ها با چه توجيهی صورت می پذيرد.
علی محمدی و چند تلفن مشابه ديگر
چه می دانم برادر محمدی. اين برادر اصول گرا هم ديگر گندش را در آورده. در آن مراسم، پخش آياتی چند از کلام الله مجيد و يک ذکر مصيبت با دوتا کوبيده ی اضافه کفايت می کرد.ما مردم مسجد سليمان که دو تا سد بزرگ و نيروگاه برق و رودخانه کارون در کنار شهرمان قرار دارد در گرمای 47 درجه تابستان در هفته چند بار آب و برق قطع می شود. به داد ما برسيد.
يک هموطن از مسجد سليمان
بقيه هموطنان شما عليرغم اينکه روی دريای خروشانی از نفت راه می روند دارند از گرسنگی تلف می شوند و جيک شان هم در نمی آيد. حالا شما چه خبرتان است که به خاطر 47 درجه گرما و قطع مداوم آب و برق، فريادتان بلند شده است؟ اصلاً مگر معصومين ما سلام الله عليهم اجمعين، در صحرای سوزان کربلای مُعلّی، آب و برق و کولر و غيره و ذالک داشتند. دست کم قدری ملاحظه ی آقا امام زمان(عج) را بفرمائيد که مملکت دست ايشان است.سالها پل روی جوب خ بهشت برين تقاطع نيک در خ شريعتی مقابل ميرداماد خراب بود. فقط با يک تماس شهرداری منطقه دستور ترميم و بازسازی دادند. خواستم از اين طريق تشکر کرده باشم.
عرب سرخی ـ ملا محمد
اولاً کلّی زحمت کشيديم تا سطر اوّل فرمايش شما را دريافتيم. ثانياً ما عرب راه راه ديده بوديم ولی عرب سرخ نديده بوديم برادر عرب سرخی، يا که نه شايد عرب سرخ افاده ی معنای چيزی مثل چين سرخ را می کند؟ در هر صورت مراحم جنابعالی به آن شهردار محترم منطقه ابلاغ شد گفتند قابلی ندارد و جای ديگرتان هم اگر خراب بود رودربايستی نکنيد و خبر بدهيد به برادر ملامحمد هم اگر اسم فاميل اش عمر است حتماً سلام برسانيد.بازنشسته ی آموزش و پرورش هستم. می خواستم عرض کنم که فقط دو ماه از ارتقاء شغلی بهره مند شده ام.
شايسته
شايسته است که آن دو ماه را هم فوراً مسترد کنيد که بيش از اين شرمنده ی برادران نباشيد. برادر شايسته .
بعد از شارون و صدام، شمارش معکوس برای ورود بوش و دونالد رامسفلد به جهنم به کار افتاده است.
دربان جهن
خدا فدوی را بکشد. شما خودتان چه معصيتی کرده بوديد که به آن شغل شريف نائل شديد، برادر دربان جهنم؟کشورهای غربی دير يا زود کشورمان را مورد تحريم تدريحی قرار خواهند داد لذا از هم اکنون بايد ستادی برگرفته از نيروهای متعهد و خبره تشکيل شود و اقلام ضروری کشور را سريع تر تهيه کنند تا در زمان تحريم احتمالی با سربلندی آن دوران را سپری کنيم.
اصالت منش از سمنان
همينطور است برادر اصالت منش. فدوی هم پيشنهاد می کند که برای دست گرمی دست کم يک باب وزارتخانه يا ستاد مبسوط با چندين مدير کل و معاون و غيره راه بيفتد و جمعی ترجيحاً از آقازادگان را به موجب تکليف شرعی در آنجا به کار بگمارند تا انشاءالله وقتی آنروز هولناک و هراس انگيز به لطف و همّت برادران فرا رسيد، آماده باشيم.شرکت واحد به چه مجوزی اتوبوس هائی را که برای رفاه حال شهروندان در اختيار اين شرکت قرار داده اند با قيمتی بالاتر به بخش خصوصی واگذار کرده است(اتوبوس های ريالی) مطلب ديگر اينکه دراين اتوبوس ها متأسفانه مسأله جداسازی زن و مرد دارد کم رنگ می شود. اين مسأله پيامدهای بسيار منفی به دنبال خواهد داشت.
فرهنگی
فدوی اگر بيم آنرا نداشت که اين اتوبوس های ريالی هم بزودی گيرتان نيايد، ترتيبی می داد تا اتوبوس ها زنانه و مردانه شوند.اتوبوس های جديدی که وارد شبکه ی حمل و نقل بين شهری می شود دارای قفل مرکزيست که در اختيار راننده است. چنانچه اتفّاقی برای اينگونه اتوبوس ها رُخ دهد درهای آن با دست باز نمی شود. آيا مسئولين فکری به حال اين مشکل کرده اند.
ابراهيم مهربانی
اين اتوبوس ها را اشتباهاً وارد شبکه ی حمل و نقل بين شهری کرده اند برادر مهربانی. تا آنجا که فدوی می داند اين اتوبوس ها قرار بود فقط برای مسافرت دستجمعی نـويسندگـان بـه ارمنسـتان و سفرهای مشابه ديگر استفاده شود که در آن نويسندگان بی آنکه شانس يا امکان گشودن درهـا را داشـته باشـند، دستجمعـی بـه قعر درّه پرتاب می شوند. بنابراين شما اگر نويسنده نيستيد سوار نشويد که خونتان پای خودتان است.
****************************

ماتادور احمدی نژاد در اسپانيا
*****************
*********