

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

JULY, WEDNESDAY,18TH., 2007-11:00PM
برادر محمودی و 18 تير
برادر محمودی را که می شناسيد؟ مثل برادر گودرزی از اصفهان که از متخصصان برجسته ی پيوند«گودرز» و «شقايق کشورمان اند، از خوانندگان پر و پا قرص جرايد دارالخرافه، و دائماً مشغول صدور آيه و رهنمود به دولت خدمتگزار، از حجاب و مسائل هسته ای گرفته تا 18 تير است.
نسخه ی برادر محمودی پيرامون 18 تير چنين است:
«چرا عاملان و محرکين غائله 18 تير 78 معرفی نمی گردند تا اذهان مردم متوجّه برخی از دسيسه های مزدوران شود؟ به راستی اگر اسناد مربوط به اين شورش ناکام بر ملا شود. زبان و دست بسياری از نامحرمان و نااهلان کوتاه خواهد شد و مردم، دوست و دشمن خود را بيشتر می شناسند».
شمائيد دوباره برادر محمودی؟ دير کرديد نگران شده بوديم، فدوی نيز شديداً با شما همداستان است. هر چه جوانان و دانشجويان وطن اسلامی را از طبقه ی سوم خوابگاه ها با نام و ياد علی(ع) و زهرا(س) به پائين پرتاب کنيم، کم کرديم برادر محمودی. لذا مسؤلين بايد، هم تعداد دانشجويان و هم طبقات را بالا ببرند تا از مؤمنين و مؤمنات رفع عطش شود.
و من الله التوفيق
الاحقر فدوی
جولای سنه ی 2007 ترسائی
.......................
خط کش
مسؤلان محترم حکومتی اعلی الله مقامهم اجمعين از جمله وزير محترم رفاه چندی پيش و البته به درستی اعلام فرمودند که در جمهوری اسلامی کسی زير خط فقر نيست. مروری اجمالی بر جرايد دارالخرافه امّا به قول حضرت امام(ل)، مع الاسف خلاف فرمايشات حضرات را ثابت می کند. از فروش دختران و فروش کلّيه بگيريد تا دادن رحم زنان به اجاره! که مجال آوردن حتّی نمونه هايی از آنان موجود نيست، خودتان زحمتش را بکشيد.
ـــــــــــــــــــ
نمونه ی زير را، فقط محض نمونه و برای جوری جنس و به نقل از يک شهروند تهرانی می آوريم:
«يک ماه است که خانواده ای زير پل نواب تقاطع امام خمينی (ره)! زندگی می کنند چرا که صاحبخانه اثاث آنان را بيرون ريخته است. لطفاً اين موضوع را بنويسيد تا مسؤلين فکری به حال آنان بکنند».
شنيدی برادر وزير رفاه؟... بر اين اساس، اشکال يا از زير پل امام خمينی(ل) است يا از خط کش شما که بلد نيست خط فقر را بکشد.
ـ..................................................
روزگار غريبی است نازنين!
..................................................
شير خشک و انرژی هسته ای!
برادر محمد مهدی (ص) (عج) نيز در يک جمله ی کوتاه پيوندی ظريف و ماهرانه بين «گودرز» و «شقايق» برقرار کرده اند که مرور آن خالی از لطف نيست:
«وقتی کشورهای اروپائی شير خشک را از بچه های ما دريغ کردند چگونه تضمين برای سوخت هسته ای می دهند؟ آنها از انسانيت هيچ بوئی نبرده اند».
فدوی با برادر محمد مهدی (ص)(عج) شديداً موافق است لکن در حاشيه و با احتياط پيشنهاد می کند که بهتر است دانشمندانمان را واداريم که قبل از انرژی هسته ای، شيرخشک برای بچه ها توليد کنند. آن وقت بچه ها که بزرگ شدند، خودشان می روند دنبال انرژی هسته ای. چطور است؟
و من الله التوفيق..................................................
حجت الاسلام والمسلمين هاشمی رفسنجانی درخشکی!
..................................................
ماراتون
برادر فرهادی از هموطنان سيرجانی ما نيز غفلتاً دچار مشکلی شدند که فدوی سعی در حل آن دارد. ايشان مرقوم داشته اند:
«گوشی تلفن همراه با مارک سونی را که همراه با کاغذ خريد و کارت ضمانت در سيرجان خريدم بعد از دو هفته عيب پيدا کرد. برای تعمير به مغازه ای که خريد کرده بودم مراجعه کردم گفتند فقط فروشنده هستند. به ناچار به کرمان، مرکز استان آمدم. در اينجا هم همين جواب را تحويلم دادند، سرانجام سر از تهران در آوردم. در اينجا هم مسؤلين شرکت ايرتل می گويند اگر تا دو ماه ديگر قطعه ی مورد نظر از خارج بيايد شايد گوشی تلفن را تعمير کنند».
در پاسخ عرض می کند که: اولاً، «روهرو آنست که آهسته و پيوسته رود» برادر فرهادی.
يعنی اگر شما همينطور ادامه می داديد، سرانجام سر از شانگهای در می آورديد و مشکل تان قطعاً حل می شد که شوربختانه در ميانه ی راه بريده ايد. فدوی اگر جای شما باشد در تهران هتلی می گيرد و چند ماهی صبر می کند بلکه خاج پرستان آن قطعه ی ناقابل را مرحمت کنند تا دانشمندان هسته ای ما گوشی تلفن شما را تعمير فرمايند.
امّا از اينها که بگذريم، انصاف هم چيز خوبی است برادر فرهادی. اگر گوشی تلفن همراه شما مارک اسلامی داشت، آن وقت حق با شما بود امّا شما با علم به اين که اين گوشی توليد خاج پرستان است، آنرا خريده ايد و نيز کلاً بايد بدانيد که ما به استثنای «اسپرم» که خدا را شکر توليد خودمان است، بقيه ی چيزها را از طريق استکبار جهانی و صهيونيزم بين الملل، لعنته الله عليهم اجمعين دريافت می کنيم که آن نيز، هم دير و زود دارد و هم سوخت و سوز. در اين صورت گناه برادران در اين ميانه چيست؟ با اين همه، فدوی قول می دهد که اجر شما در سعی بين سيرجان و تهران، با سعی بين صفا و مروه قابل مقايسه و اجر شما نزد حضرت بقيةالله اعظم ارواحنا روحی فداه محفوظ است.
التماس دعا
الاحقر فدوی
تابستان 2007/1386
..................................................
از پيامدهای جيره بندی بنزين!
..................................................
استقامت
اين که مشهور است که ما ملّتی مجاهد، مقاوم و خستگی ناپذير هستيم، کاملاً درست است و نمونه های گوناگون آن، در گوشه و کنار گذشته های دور و نزديک، موجود و قابل دسترس است.
به اين نمونه ی معاصر از مجاهد نستوه، برادر چراغی که يکی از امّت مقاوم و در عين حال معترض تهران است، توجّه فرمائيد:
«اين صف های طويلی که برای کارت سوخت هر روز جلوی شعبه های پست تشکيل می شود خدا می داند چه ميزان از عمر انسان ها تلف می شود در حالی که اگر مديريت خوبی می شد! چنين بی سامانی به وجود نمی آيد!...».
اين فرمايش اعتراض آميز برادر چراغی، نمی دانيم چرا فدوی را ياد داستان يا لطيفه ای انداخت که به اجمال و اختصار، و به نقل از حافظه ی نه چندان استوار، چنين است:
آورده اند که حاکم جبّاری برای تحصيل باج و خراج بيشتر، با اعضاء مجمع تشخيص مصلحت نظام خود، مشغول مشاوره بود که چگونه تسمه از گُرده ی ملّت بکشند. يکی از اعضاء اصلاح طلب مجمع مذکور که بيم شورش مردم داشت، به حضرت حاکم توصيه کرد که بهتر است ابتدا با ماليات های سبک آغاز و چنانچه اعتراضی نشد، به تدريج افزايش دهند. اين پيشنهاد، با يک قيام و قعود تصويب و به مورد اجرا گذاشته شد و امّت هميشه در صحنه، بی هيچ اعتراضی، به افزايش روز افزون و بی رويّه ی باج و خراج مربوطه تن در می دادند.
متوليان اصول گرای دستگاه که از موضع اُمّت هميشه در صحنه، در ارتباط با فشارهای فزاينده حيران و حسرت شنيدن صدای اعتراضی را داشتند، فکر بِکر ديگری کرده و مقرر فرمودند که از اين پس، اهالی ضمن پرداخت باج و خراج مربوطه، يکبار هم بايد مورد تجاوز جنسی قرار گيرند!... و ترديدی نداشتند که اين بار ديگر با اعتراضِِ گسترده ی امّت هميشه در صحنه، مواجه خواهند شد. مصّوبه ی جديد نيز به مورد اجرا گذارده شد، مدّتها از اجرای آن گذشت امّا به قول حضرت امام (ل) مع الاسف صدای اعتراضی به گوش نرسيد و متوليان امور، اعم از اصولگرا و اصلاح طلب نيز ديگری چيزی در چنته نداشتند که علاوه کنند و هم چنان در حسرت شنيدن صدای اعتراضی ماندند تا اين که روزی خبر رسيد که معترضی پيدا شده است. فوراً او را به حضور پذيرفتند تا اين تنها صدای اعتراض را شنيده و از خماری در آيند. باری ـ برادر معترض پس از به جا آورده احترامات فائقه، به وضعيت موجود شديداً اعتراض کرد که چرا تعداد تجاوز کنندگان کافی نيست وامّت بايد ساعت ها در صفوف طولانی نوبت، به انتظار بمانند و در پايان استدعا کرد که اگر ممکن است تعداد تجاوز کنندگان را افزايش دهند!
پيدا کنيد قيافه ی متوليان محترم امور را، پس از شنيدن اين اعتراض کوبنده!
زياده عرضی نيست،
22جون 2007 /اول تير 1386
..................................................
از قربانيان تورم آخوندی
امّت هميشه در صحنه، که ديريست به ارزش، اقتدار و استحکام پول جمهوری اسلامی پی برده، ديگر بهيچوجه حاضر نيست که مهريه ی خود را به ارز رايج ممالک محروسه، استوار کند! نگاهی گذرا به رسانه های دارالخرافه، صحّت اين ادعا را به راحتی ثابت می کند. گرفتاری برادر علی را در اين مورد ملاحظه کنيد:
«دو سال پيش پس از تقسيط مهريه ی همسرم قادر به پرداخت آن بودم ولی با افزايش نجومی قيمت سکّه (کاهش شديد ارزش ريال اسلامی ـ م) از پرداخت آن عاجزم زيرا حقوق ام به ميزان سکّه افزايش نيافته است!»
ضجّه ی برادر سادات صفوی، گرچه گوشخراش، امّا شنيدنی است:
«هر مردی بخواهد همسرش را طلاق بدهد بايد بميرد زيرا اقساط مهريه ـ نفقه ی فرزندان و اجرت المثل قضات بسيار سنگين تعيين می شود. يک کارمند نصف اين مبلغ حقوق دريافت می کند حالا چگونه آنها را بپردازد؟»
البته اين نيز گفتنی است که اين گونه نيست که برادران همين طور دست روی دست گذاشته و تماشاگر اين وضعيت غم انگيز باشند، خير! ... چنين نيست بلکه کلاه شرعی کذائی دفعتاً از پَرِ تحت الحنک حضرات بيرون آمده است. به گزارشی از يکی ديگر از قربانيان به نام برادر صباغيان توجّه کنيد که گويا کلاه شرعی مربوطه را چندان هم کارساز نمی داند:
«از مسؤلين تقاضا می کنم که بحث مهريه را فرهنگ سازی کنند!... نه اين که به حاشيه رفته واز حواشی مطالبی را عنوان و مطرح نمايند. مهريه عندالمطالبه را به عندالاستطاعه! تبديل کرده اند. خوبست که ديگر افراد زندانی نمی شوند ولی از طرفی توقّعی در جامعه از طرف خانواده ی دختر ايجاد می کند که حالا مهريه سنگين را قبول کنيد چرا که قرار نيست عندالمطالبه بدهی و عندالاستطائه است!».
ولی سرنوشتی که برادر ع ـ کيا از دماوند بدان گرفتار آمده است، خلاف مطلب فوق را، دست کم در ارتباط با «زندانی شدن» ثابت می کند. ملاحظه کنيد:
«مسؤلين محترم بر چه اساسی مهريه ها را قيمت گذاری می کنند؟ بنده در سال 1362 با مهريه ی 160 هزار تومانی با خانمی ازدواج کردم که در سال جاری آن را 60 برابر کرده اند در نتيجه با حقوق ماهانه 200 هزار تومان و 4 فرزند و منزل اجاره ای به علت عدم توان پرداخت به زندان اوين رفتم!».
فدوی نيز در حاشيه عرض می کند که خاج پرستان خاصيتی دارند که نخست فکر می کنند و بعد کار می کنند و يکی از دلايل مهم اين 500 سالی که از ما جلو هستند نيز همين است ولی ما به قول عوام، هميشه گز نکرده پاره می کنيم و نتيجه همين می شود که ملاحظه می کنيد برادر کيا. علی ايّحال شما نيز يکی از قربانيان توّرم آخوندی هستيد لکن باز خوبست که شما برای رفتن به اوين بهانه ای داشته ايد. بسياری از هموطنان مدتهاست که در آنجا به سر می برند بی آنکه پرداخت مهريه ای در کار باشد. حواستان باشد که سر و کارتان با بند 209 آن دانشگاه (زندان ـ م) نيفتد که آن وقت ديدار به قيامت است. فدوی خلاصه می کند:
ـ اولاً: خود کرده را تدبير نيست، برادران!
ـ ثانياً: واجب عينی است که «سه سه بار به 9 بار گويان»! و در اسرع وقت به عيالات مربوطه پناهنده شويد، که صرف نمی کند.
و من الله التوفيق
الاحقر فدوی
6 جون 2007..................................................
غبطه
خواهری گرامی به يکی از جرائد دارالخرافه نوشته است:
«از گفت گوی شما با آنتوان بارا نويسنده ی مسيحی تشکر می کنم با وجودی که ايشان مسيحی هستند، ولی دوستدار اهل بيت می باشند. واقعاً من به حال آنتوان بارا غبطه می خورم.»
فدوی البتّه ملتفت نشد که غبطه ی اين خواهر ارجمند به کجای آن مرتد بوده است، به نويسنده بودن يا به مسيحی بودنشان؟ بهر صورت کاری ندارد، ايشان هم می توانند مسيحی شوند که در اين صورت خونشان حلال و پيوستن شان به لقاء الله که آرزوی ديرينه ی ايشان است، ميّسر می شود و اگر هم نويسنده شود، باز خونش مباح است و لذا، زِهر طرف کشته شود به سود اسلام است!..................................................
امام آن لاين
فدوی در تمام اين سال های غربت که کم هم نيست، با اين اندوه گزنده دست به گريبان بود که از ديدار حضرات آيات، کثرالله امثالهم، و در آن مهمتر، ائمه، اهل بيت وامامزادگانی که در جاجای ميهن اسلامی مدفون اند، محروم است و نمی دانست که در اين رابطه چه خاکی به سر کند؟... گاه می پنداشت که اگر آن بزرگواران زنده بودند، با اخذ ويزای معتبر به اين سوی مسافرت می فرمودند و چشم اهالی غربت و تبعيد نيز به ديدارشان روشن می شد و هيچگونه درگيری با برادران را نيز در پی نداشت. خلاصه زيارت اين بزرگواران داشت برای فدوی به آرزوئی دست نيافتنی تبديل می شد که تکنولوژی و يکی از مصاديق ويرانگر و بارز تهاجم فرهنگی به دادش رسيد و با رؤيت آن در مجله ی جام جم، گل از گل اش شکُفت. فدوی بخيل نيست و می گذارد شما هم در اين حظّ عُظمی و اين اجر عُقبی، با او سهيم شويد. قابلی ندارد:
زائران و دوستداران اهل بيت و اما هشتم می توانند از طريق اينترنت امام رضا(ع) را زيارت کنند. به گزارش ايسنا آستان قدس رضوی با فراهم سازی امکان زيارت از راه دور! زمينه ی اين ارتباط از راه دور را فراهم آورده است.
زياده عرضی نيست.
..................................................
يک قيافه نرمال نشان دهيد و جايزه بگيريد!
..................................................
فيش اسلامی
تا آنجا که يادمان می آيد، اين فيش تلفن هميشه باعث زحمت و دردسر ملّت بوده است. نمونه ی قدری پيشرفته تر و جديدش را سرکار خانمی که نامش هم ذکر نشده در يکی از رسانه های دارالخرافه بدين شرح معرفی کرده است:
«شرکت مخابرات در فيش های جديد تلفن همراه مشترکين خود را بدهکار کرده است. بنده فيش های پرداخت شده قبلی ام را به شرکت قبلی ام را به شرکت مخابرات بردم. متصدی مربوطه گفت اشتباه شده و شما بايد 200 تومان بابت تعويض فيش بدهيد. گفتم اين اشتباه از جانب مخابرات است. گفت برويد به مقامات بالاتر شکايت کنيد، بنده مجبور شدم به خاطر تعويض فيش سه دستگاه تلفن همراه خانواده ام 600 تومان پول ناحق بپردازم»! در اين ارتباط داستان کوتاهی يادمان آمد از اين قرار:
آورده اند که خرگوشی داشت در جنگلی شتابان می گريخت. گفتند: کجا با اين عجله؟
گفت: برادرانی به جنگل تشريف آورده اند که هر کس 3 تا تخم دارد يکی اش را می بُرند!
گفتند: خُب به تو چه مربوط است؟ تو که بيشتر از 2 فقره نداری. گفت: آخه اوّل می بُرند، بعد می شمرند!
ابتدا می خواستيم که اين داستان را در وصف حال آن خانم محترم نقل کنيم، ديديم که به ايشان نمی خورد!...
8 جون 2007/18 خرداد 1386
..................................................
خروج
جريده ی شريفه ی جمهوری اسلامی، دست چپ مقام معظم رهبری، که از آغاز انقلاب شکوهمندمان تاکنون در خط مالروی امام(ل) هم چنان چهارنعل می تازد، گاهی هم برای لحظاتی از خط مذکور خارج می شود. فی المثل، فدوی نمی دانست که پس از گذشت سه دهه از انقلاب اسلامی شکوهمندمان، که به جای مزايا، دودش به طور مبسوطی به چشم مستضعفان رفت، هنوز هم کَپَر نشين وجود دارد و حتّی گاه کارد چندان به استخوان شان می رسد که به کلی زنجير پاره کرده و بر عليه نمايندگان محترم قاصم الجبارين بر زمين می شورند. عين خبر را ملاحظه کنيد:
«به دنبال تخريب کپرهای حاشيه شهر چابهار دو دستگاه خود رو توسط کپرنشينان به آتش کشيده شد اين تخريب که صبح ديروز به دنبال مقابله با تصرف اراضی دولتی از سوی دستگاه های اجرائی شهرستان صورت گرفت با مقاومت تعدادی از کَپَرنشينان روبرو شد. يکی از ساکنان اين منطقه به خبرنگار بازتاب گفت: فضای منطقه به گونه ای شده است که خودروهای دولتی امکان نزديک شدن به اين منطقه را که معروف به مرادآباد است ندارند. مسؤلان اين شهرستان نيز بعد از ظهر امروز اين موضوع را در جلسه ی اضطراری بررسی کرده اند. چابهار حدود 75 هزار نفر جمعيّت دارد که سه تا چهار هزار نفر آنان در کَپَرهای حاشيه اين شهر زندگی می کنند». پايان خبر
زياده عرضی نيست
..................................................
سردار باقرزاده رئيس بنياد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس
اسم کوچک اين باقرزاده مع الاسف عين الله نيست،
بلکه گرگعلی است!..................................................
پای درد دل مردم دارالخُرافه
* سه ماه قبل درخواست دريافت پنج کنتور برق برای ساختمان جديدالاحداث خود را به اداره برق منطقه شهدا تحويل داديم. به رغم اين که پول کنتورهای مزبور را به حساب اداره برق واريز کرده ايم ولی هيچ خبری از کنتور نيست.ـ حواستان کجاست برادر سليمی؟ کنتورها رسيد لکن به قول حضرت امام(ل)، مع الاسف اندکی پس از نصب، توسط برادران سارق ربوده شد. درخواست ديگری مرحمت کنيد.
* با توجّه به توهينی که دانمارک به ساحت مقدس پيامبر اکرم(ص) کرد، دولت دستور تحريم کالاهای اين کشور را داد. امّا يک آدامس دانمارکی در راديو تبليغ می شود. آيا اين کار درست است؟
نزهت شعار ـ رشتـ اين يکی را ديگر نتوانستيم برادر نزهت شعار، يعنی صلاح نبود. پيش خودمان باشد، در اين مورد قدری هم تقيّه کرديم. آن آدامس دانمارکی، آدامسِِ آدامس هم نيست. از نوع بادکنکی است!... می دانيد که چه می گويم؟! دائماً لازمتان می شود!
* از مسؤلين نيروی انتظامی درخواست می کنيم که اجرای طرح برخورد با زنان بد حجاب را فقط محدود به تهران نکنند. در شهرستان ها نيز به اجرای چنين طرحی نياز است!
خورشيديانـ شما که بهتر می دانيد برادر خورشيديان، در جمهوری اسلامی همه چيز صفی، کوپنی و نوبتی است. برخورد با زنان بد حجاب نيز همين حکم را دارد. بی تابی نکنيد، بزودی خدمت می رسيم!
روزنامه همشهری خبری در رابطه با اهدای جايزه ادبی به صادق هدايت چاپ کرد. آقای صادق هدايت کيست که چنين تجليلی از او بشود؟ نويسنده ای که خودکشی کرده، کتاب هايش به گونه ای نيست که کسی بخواهد جوانان را تشويق به خواندن آنها بکند.
جواد مباشرـ تا آنجا که فدوی می داند، صادق هدايت از دست شما خودکشی کرد برادر جواد!
* در شهر ورامين وجود 24 هزار جوان بيکار مردم را رنج می دهد و فرياد اعتراض آميز امام جمعه، 1340 خانواده شهيد و 2000 جانباز شهر در اين مورد به جائی نرسيده است. به راستی چه کسی مسؤل است؟
ايمانیـ راستش فدوی هم می خواست به اين موضوع شديداً اعتراض کند امّا وقتی ديد که حتی برای 3341 نفر از نظر کردگان هم تره خورد نمی کنند، قدری پشيمان شد. لکن نگران نباشيد بالاخره فکری به حالشان می کنيم از جمله اين که فدوی با توجّه به رابطه ی حسنه ای که با مسؤلين محترم دارد، از ايشان می خواهد که آن 24 هزار جوانان بيکار را خارج از نوبت، اعدام کند.
* با آن که فردی هستم که مدام از کراوات استفاده می کنم ولی هميشه دلم برای مظلوميت مردم فلسطين سوخته و می سوزد. چرا سيّد حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان در اين شرائط که جاسوسان موساد دنبال ترور وی هستند برای سخنرانی در بعضی اماکن حضور پيدا می کند؟ ايشان ديگر به خودشان تعلق ندارند بلکه سرمايه ای هستند که بايد تحت مراقبت شديد قرار گيرند.
سيّد مشهدیـ چشم. فدوی ترتيبی می دهد که از آن تحفه شديداً مراقبت شود ولی شما هم ممکن است بفرمائيد که کراوات را به کجايتان می بنديد، برادر سيّد مشهدی؟
* نظافت شهرستان ماهشهر بسيار نامناسب است. زباله در سطح شهر به وفور به چشم می خورد. از مسؤلين اين شهرستان می خواهم به پاکيزگی ماهشهر بيشتر توجّه کنند.
مرتضی چارپايه ـ ماهشهرـ اشکال از خود شماست که «چارپايه» هستيد و ديد بيشتری داريد والا شهر پاکيزه وامن و امان است برادر چارپايه!
* چند شب قبل يکی از نمازگزاران مسجد امام صادق(ع) بالاتر از چهار راه خاقانی به خاطرِ نبودِ روشنائی و سرعت گير با خودرويی تصادف کرد و به رحمت ايزدی پيوست. اين ششمين نمازگزاری است که برای عبور از عرض خيابان دچار حادثه شده است، تاکنون تماس های ما با اداره برق، راهنمائی رانندگی و... هيچ فايده ای نداشته است.
سرمدیـ اين گونه که شما داريد پيش می رويد فدوی بيم آن دارد که نماز جماعت آينده بايد در بهشت برگزار شود برادر سرمدی!
* از پخش مستند روح الله(ره) که از شبکه 3پخش شد بسيار ممنون هستيم. اين برنامه سطح آگاهی های جوانان و آشنائی با تصميمات امام راحل در اوايل انقلاب را بالا می برد و باعث افزايش ضريب اطمينان جوانان به مسؤلين می شود و شايسته است برنامه هايی شبيه اين مستند از شبکه های مختلف سيما پخش شود.
جمعی از جوانان خرمدره زنجانـ فدوی شديداً ترديد دارد که اين نامه يا پيام از خُرمّدره آمده باشد، بيشتر به جهنم درّه می خورد!...
..................................................
از دوستان:
سعيد يوسفاز صبح تا به شام و نه یک لحظه بیشتر
میخواهمت مدام و نه یک لحظه بیشتر
شب تا به صبح خواهمت اندر کنار و نیز
از صبح تا به شام و نه یک لحظه بیشتر
گر رخصتم دهی، به یکی بوسه آن دو لب
بوسم علیالدّوام و نه یک لحظه بیشتر
مستم ز بادۀ نگهت تا ز عمر هست
یک قطرهام به جام و نه یک لحظه بیشتر
مهرم به تست تا به زمانی که حرف میم
باقی است بعدِ لام و نه یک لحظه بیشتر
مهرم به تست تا به زمانی که در جهان
از عشق هست نام و نه یک لحظه بیشتر
تا هر سپیده دم ز افق سر برآورد
خورشید سُرخفام و نه یک لحظه بیشتر
تا هست ماه را به سپهر و ستاره را
این چرخش و خرام و نه یک لحظه بیشتر
در بحر تا که از پس هر موج میکند
موجی دگر قیام و نه یک لحظه بیشتر
مهرم به تست تا که مرا جان به پیکرست
چون تیغ در نیام و نه یک لحظه بیشتر
تا بر حیات من قلم سالیان نهد
یک نقطۀ ختام و نه یک لحظه بیشتر...........................................
از: م. ياوری زاده
دولت ما شبحی از دين است
چه بخواهی چه نخواهی اين است
پی فتواست برای هر کار
چه کند، شيخ زده آيين است
عقلِ خردش ندهد هر جا قد
کار با کولی طالع بين است
با جهانی سر دعوا دارد
اوج بد مستی و عمق کين است
وزن او بيش زِ چل کيلو نيست
حجم او حامل يک تن مين است
داخل و خارج او هست خراب
مايۀ قشقرق و نفرين است
يک نفر عاقل از او راضی نيست
او به آينده خود خوش بين است
داد مردم زِ گرانی به هواست
خواب خرگوشی او سنگين است
تازه از خواب که بر می خيزد
ترش و تلخ و گَس و زهرآگين است
نقطۀ ضعف فراوان دارد
"سائل فاتحه و ياسين است"
شايد آخر بکند خودسوزی
نقطۀ قوت او بنزين است
..................................................
منتشر شد
~~~~~~~
دوری يات
تازه ترين اثر هنرمند ارزنده
بيژن اسدی پور
دوری يات مشتمل بر چهار بخش: مقدمه 9 صفحه، تصوير فکاهه و طنز ايران در 33 صفحه و متن دوری يات در 129 صفحه اخيراً و با کيفيتی بسيار خوب در آمريکا منتشر شد.
برای تهيه اين اثر ديدنی و خواندنی با ناشر تماس بگيريد.www.daftar-e-honar.org
Tel. & Fax: (209)469-0100.........................
تا درودی ديگر
حميدرضا رحيمی
....................