-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

 

be ebarate ma

AUGUST, SUNDAY,12TH., 2007-3:30PM

 

 

...............................

از متقدمين در باره ی احمدی نژاد

کمال الدين اصفهانی فرزند جمال الدين محمدبن عبدالرزاق اصفهانی، شاعر و قصيده سرایِ به نام است که افزون بر خوارزمشاهيان، اتابکان فارس و سپهبدان طبرستان، به تأسّی از پدر، خاندان آل صاعد و آل خجند که از خانواده های بزرگ اصفهان بوده اند را نيز، ستوده است.
استاد قصيده سرا با آن که در قرن ششم می زيسته معذالک در فرصتی، يک دو بيتی هم در وجه برادر احمدی نژاد به شرح زير کارسازی کرده است:
هـــر کــه در احمقی تمـام بـود
خلق گوينـد مغز خر خورده ست
در ســرش مغــز نيسـت پنـداری
مغـز او را خـر دگـر خــورده ست!


...............................

برادران،
پس از آن که مفتيان عربستان سعودی
تخم شان را کشيدند!


...............................

 

دلواپسی

فدوی نمی داند که چگونه از برادر احمدزاده، شهروند دلسوز تهرانی رفع نگرانی کند؟
ايشان مضطربانه پرسيده اند:
«نمايندگان محترم که به دنبال تجميع انتخابات رياست جمهوری و مجلس هستند آيا به اين مسأله توجّه دارند که اگر خدای ناکرده برای رياست جمهوری حوادثی رُخ داد برای پايداری اين تجميع چه تدبيری انديشيده اند؟»
در پاسخ عرض می کند که نگرانی برادر احمدزاده هيچ موردی ندارد زيرا ما از آن دسته کشورهای بی پايه و اساس نيستيم که دولت يا رئيس جمهورشان در اثر کوچکترين اشتباه، شديداً موأخذه و توسط مردم بيرحمانه به زير کشيده می شوند. جامعه ی ما يک جامعه ی بی طبقه توحيدی، و به لحاظ صوتی نيز يک جامعه ی تک صدائی است و در چنين جامعه ی پيشرفته ای، حتّی اگر رئيس جمهور به اتفّاق هيأت دولت و نمايندگان محترم دستجمعی «هاراگيری»* فرموده و يا دستجمعی به آرزوی ديرينه ی خود که همانا شهيد شدن است نيز برسند، باز هم آب از آب تکان نمی خورد، شما نگران نباشيد.

_____________________
* هاراگيری: خودکشی دستجمعی به سبک ژاپنی

...............................

علائم ترافيک اسلامی!

...............................


پيشنهاد مکتبی

طی سه دهه از گذشت انقلاب اسلامی شکوهمندمان، فدوی فرمايشات و پيشنهادات بسيار ارزنده ای را که توسط امّت محترم حزب الله و در سايزهای گوناگون صادر شده، ملاحظه و حظّ مبسوطی نيز برده است لکن پيشنهاد اين بـرادر همـوطن که در پی می آيد، سرآمد همه ی آنهاست. فدوی، البتّه بخيل نيست و می گذارد که شما هم لذّت اش را ببريد، بفرمائيد، قابلی ندارد:
«حال که مسؤلين شهری در نظر دارند ميدان آزادی را تعمير اساسی کنند چه خوب می شد تنديسی از غدير خُم در اين ميدان نصب شود»!
با قدری صرف وقت و دقّت ملاحظه خواهيد فرمود که ايـن بـرادر، شـديـداً خجالتی است و رويش نشده که زمينه های اجرائی آيه ای که صادر کرده است را نيز علاوه کند، بلکه زودتر به نتيجه برسد. لذا فدوی به نيابت از اين برادر خوش فکر و با ذوق اضافه می کند که لازم است يک باب سدّ اسلامی از نوع سدّ سيوند، در جوار ميدان آزادی احداث و در اسرع وقت و البتّه با حضور برادر احمدی نژاد، آبگيری شود تا زمينه ی مکتبی برای نصب تنديس غديرخُم، فراهم و همزمان با آبگيری سدّ، از ملّت قهرمان نيز حالگيری شود!

ومن الله التوفيق
27 ژوئن 2007


...............................

چندين رکعت نماز وحشت به جای می آوريم قربتاً الی الله!...

...............................

برخورد انتقادی با مفت خواران

در بحث های روزنامه ای، گاه مثلاًً به «رانت خواران» اشاره می شود لکن هيچکس با حضرات «مفت خواران» که حجم و جمعيّت شان شديداً رو به افزايش است، ابداً کاری ندارد.
يکی از جالب ترين روابطی که در جهان وجود دارد و در عين حال در نوع خود بی همتا و غير قابل رقابت نيز هست، رابطه ی طلبه گان و حضرات با اُمّت هميشه در صحنه است. گفتن ندارد که بين صدقه و خُمس و زَکاتِ اُمّت هميشه در صحنه و حضرات آقايان، يک لوله کشی فشار قوی نصب شده است. يعنی، مازاد توان مالی ايشان، صرف پروار کردن موجودات عجيبی می شود که قرار است بعداً تسمه از گُرده ی خودشان بکشند!... اين، پرسش آن بزرگوار را بياد می آورد که فرمود:
از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم!
باری ـ در فرازی ديگر، آنچه که همگان معمولاً از «شهريه» به ويژه در مؤسساتِ آموزشی استباط می کنند عبارت از هزينه ی خدمات آموزشی است که محصل يا دانشجو به لحاظ استفاده از آن، می پردازد. به عنوان شاهد به اعتراض پدر اين دانشجو که عيناً برگرفته از يکی ازجرايد دارالخرافه است توجّه کنيد:
«فرزندم در دانشگاه آزاد واحد اسلام شهر پذيرفته شد و ثبت نام کرد امّا به خاطر گرانیِ شهريه ی اين دانشگاه انصراف داد. با وجود آن که شهريه ی واحدهائی که پاس کرده واريز کرده است باز هم مسؤلين دانشگاه می گويند برای انصراف دادن بايد 400 هزار تومان ديگر بدهيد تا مدرک ديپلم فرزند شما را برگردانيم!... اين پول را بر چه اساس و معياری از ما مطالبه می کنند؟».
در مورد حضرات و طلبه گان، مطلب البتّه فرق می کند و کاملاً برعکس است يعنی، تازه پول هم می گيرند لکن اسمش را به جای آن که «باج» يا دست کم «پول مفت» بگذارند، به آن می گويند «شهريه»!
نزديک به همين ارتباط در خبرها خوانديم که يک مُفتی عربستان خطر کرده و فتوائی بدين مضمون صادر کرده است که:
«سادات کنونی به دليل داشتن فاصله ی بيش از چهل نسل با حضرت رسول (ص) فاقد عنوان «ذی القربی» و خويشاوندی با آن حضرت می باشند»!
که البتّه واويلا!.... و فرياد وااسلامای اشراف (سادات)! در اعتراض به «تشکيک در نسب سادات»! به آسمان رفت تا آنجا که مُفتی مذکور که نامش شيخ عبدالله بن جبرين است، کاسه و قاشق مربوطه را به گردن آويخت و فتوای خود را در مقابل «مفت خواران» آن ديار و درباره ی لغو «جواز پرداخت صدقه و زکات به ذرّيه ی پيامبر اکرم(ص) پس گرفت!
جريده ی شريفه ی جمهوری اسلامی که ناقل اين ويروس است، آمار سادات موجود در سرزمين رسول الله(ص) را پنجاه هزار تن قيد کرده که ملاحظه می فرمائيد نسبت به آمار موجودات مشابه در ايران اسلامی، چقدر ناچيز است!...
حالا به درددل يکی از همين «مفت خواران» به نام «برون» و به نقل از کيهان اسلامی توجّه فرموده، ضمناً فکری هم به حال ايشان بکنيد که ثواب دارد:
«هزاران طلبه در شهر مقدس قم مشغول تحصيل دروس دينی هستند (خدا رحم کند!) ولی از پرداخت شهريه به روش فعلی رنج می کشند! چرا که اولاً ساعت ها بايد در صف بايستند ثانياً اجتماع آنها باعث ترافيک و مشکلات ديگر می شود. خوبست براين امر پس از سال ها تدبيری انديشيده شود»!

«تو خود حديث مفصل بخوان از اين»مُهمَل!....
22 می 2007 / خرداد 1386

...............................

انقلاب پوسمند اسلامی

...............................


بيت المال و پمپ برادران

حضرت امام غايب(عج) با تمام گرفتاری هايی که داشت، معذالک به استدعای مقام معظم رهبری سلمه الله تعالی و برخی ديگر از حضرات آيات عظام مانند حضرت آيت الله تمساح يزدی مدظله العالی، برادر احمدی نژاد را با انبردست از صندوق رأی بيرون کشيد تا دردهای بيدرمان امّت هميشه در صحنه را يکی پس از ديگری درمان و آن زبان بسته گان رااگر نه به «دروازه های تمدن بزرگ» دست کم، به دروازه ی بهشت موعود برساند. برادر احمدی نژاد هم البتّه برای دست گرمی، عجالتاً يک باب جهنم دو نبش برای ملّت فراهم و افزون بر آن، تعدادی مسأله نيز برايشان طرح فرمود تا سرگرم باشند.
رئيس جمهور شرمسار، در جمع اُمّت گرمسار (ما هم توی اين هيرو و وير قافيه می سازيم!) يکی از همين مسأله ها را به عنوان مشق شب به آنان مرحمت کرد تا سرشان گرم شود. بچه مان، البتّه جسارت است، رويتان به ديوار، مهندس است و تمام دانش فنی خود را در طرحِ اين مسأله به کار برده است، ملاحظه کنيد:
«اين قلدری که شلنگ 8 اينچ به بيت المال وصل کرده و با يک پمپ و برق 3 فاز می مکد و به حساب جيب خود می ريزد و بستگان خود را منتفع می کند، چطور جلوی او را می گيريد؟!»
پيدا کنيد آيت الله پرتقال فروش را!
پرسش مشابهی را هم فدوی پيش تر و بدين مضمون مطرح کرده بود که:
«خری را که به پشت بام برده اند، چگونه پائين می آورند؟»
فدوی البتّه مثل برادر احمدی نژاد نيست که جماعت را همينطور ارّه به ماتحت، به امان قاصم الجبّارين رها کند، بلکه سؤال کليدی فوق را از محضرِ حضرات آيات عظام و حجج اسلام، به منظور مزيد استحضار اُمّت هميشه در صحنه به آگاهی رساند که اينک خلاصه ای از آن را :جهت اطلاع خوانندگان نسبتاً مؤمن و معتقد خود، ذيلاً می آوريم.

بسمه تعالی(1)

محضر حضرات آيات عظام و حجج اسلام کثرالله امثالهم
خواهشمند است نظر مبارک را در باب سؤال ذيل که بارها از سوی مؤمنين و مؤمنات عنوان شده است، مرحمت فرمائيد.

السلام و عليکم ولاتفرقوا
الاحقر ـ فدوی

*سؤال:

خری را که به پشت بام برده اند، چگونه پائين می آورند؟

* پاسخ ها:

آيت ... سيّد کرام الدين گوسپندانی:
انتخاب خری که به پشت بام می برند، قرن هاست که در ممالک اسلامی محل اختلاف است. هر خری را که نمی شود به پشت بام برد. بدين معنی که اگر خر واجد شرايطی را انتخاب و به پشت بام ببرند، چنين خری عنداللزوم راه پائين آمدن از پشت بام را خودش پيدا میکند. ناگفته پيداست که اگر اين احتياط مسموع می شد، طرح اين سؤال هرگز محلی پيدا نمی کرد. اينجانب نحوه ی انتخاب خر «جامع الشرائط» را در رساله ی معروف خود که در برج جوزای سنه ی 1400 طبع و منتشر شده است، به تفصيل بيان نموده ام و شما را در اين باب، به صفحات 875 تا 1075 کتاب مذکور، حوالت می دهم.

آيت... سيّدجعفر قلتپانی:
بايد آنقدر علف و کاه و يونجه و حبوبات مورد علاقه ی حيوان را در کنار ديوار منتهی به پشت بام بريزند تا ارتفاع آن هم سطح پشت بام شود. در اين صورت محتمل است که خر مذکور به منظور «خرغلت زدن» به ميان علف ها بلغزد و از پشت بام پائين بيايد

+ آيت... صادق خلخالی:
تا آنجا که يادمان می آيد، سابق بر اين فقط گربه ها روی پشت بام می رفتند که ما به استثنای گربه نره که مصونيت پارلمانی داشت، به عون الله، نسل همه شان را برانداختيم.

امّا در باب سؤال اخير:
اوّل بايد کلّيه ساکنين خانه ای را که خر مذکور روی پشت بام آن قرار دارد، دسته جمعی اعدام کرد و بعد خانه را تخريب نمود تا وصال خر حاصل شود.
تبصره: اعدام همسايگان چپ و راست نيز مستحب است.

آيت... گيلانی:
ابتدا بايد معلوم شود خری را که به پشت بام برده اند نر است يا مادّه. اگر نر است بايد يک باب خر مادّه ی بی دم، مستحباً خر مادّه ای که به جرم يونجه دزدی دمش را بريده باشند در کوچه به خراميدن واداشت تا خر نر دستپاچه شده از پشت بام بيفتند و اگر مادّه است بالعکس. البتّه اگر اين دو فقره خر با يک ديگر نسبت فاميلی داشته باشند، چه بهتر.

آيت... سيّد کامبيز روزبهانی:
اين فرمايشاتی که حضرات آيات عظام فوقاً فرمودند، همگی مزخرف و از درجه ی اعتبار ساقط است. امروزه، در حل مسائل فقهی، بايد به علوم جديده هم نظر داشت. در واقع، القاب مرتجع، واپس گرا، فناتيک و قس عليهذا که به شجره ی طيبّه ی ما منتسب است، ناشی از عدم توجّه به همين نکته است. باری ـ به پاسخ سؤال شما، البتّه با عنايت به علوم جديده، باز می گردم:
اگر ساختمان مذکور که خر مورد نظر روی پشت بام آن قرار دارد، پشت بامش شيب دار و به عبارتی شيبش در حدّ زاويه ی ای بيش از 45 درجه باشد، که ديگر موضوع استفتاء منتفی است زيرا خر مذکور«خودش خشک ميشه ميفته». امّا اگر سقف شيب دار نباشد بايد معلوم شود که ساختمان يک ساختمان معمولی است يا آسمانخراش. اگر آسمان خراش است که مطابق علوم جديده قطعاً هم آسانسور دارد و هم پله های اضطراری. اين که خر مذکور را از پله های اضطراری که بالغ بر چندين صد فقره می شود به پشت بام برده باشند، نهايت بی عقلی و لذا به شدّت محل ترديد است. پس لابد با آسانسور به پشت بام برده اند. در اين صورت می توانند ايشان را با همان آسانسوری که بالا برده اند، دوباره پائين بياورند. به فرض محال که آسمانخراش مورد بحث، فاقد آسانسور باشد، دراين حالت مستحب است که از هلی کوپتر استفاده شود. در همه ی ممالک متجّدده همين طور است گو اينکه در هيچ کتاب، تاريخ يا تذکره ای نيفتاده است که در ممالک متجدّّده تاکنون خری را به پشت بام برده باشند. باری ـ امّا چنانچه ساختمان يک ساختمان معمولی از نوع ساختمان های خودمان و خر نيز يک خر معمولی از نوع خرهای خودمان باشد، مستحب است که از ليفتراک يا جرثقيل استفاده شود. منتهای مراتب بايد مراقب بود که خدای نخواسته موجبات سوء استفاده ی دشمنان اسلام فراهم نشود. بدين معنی که وقتی خر را به نوک جرثقيل می بندند که از پشت بام پائين بياورند جوری جلوه نکند که از دور تصّور شود که اين وسيله ی ابتدائی. غير علمی اعدام، دوباره رايج شده و حکومت اسلامی به دليل قحطی آدم، حالا ديگر مبادرت به اعدام خر می کند.

السلام و عليکم و لاتفرقوا
الاحقرفدوی
_______________________________

1) اصغرآقا 309ـ1994


...............................

به پوست بمب نوشتم خطی زِ دلتنگی!

...............................


پای درددل مردم دارالخرافه

کوچه ولی زاده واقع در 18 متری يخچال محل عبور و مرور کاميون ها و اتوبوس ها شده است. از مسؤلين می خواهم که به بازگشائی خيابان شيشه و گاز اقدام کند تا وسائل نقليه سنگين از آنجا تردد نمايند.
اسفندياری

ـ نمی شود برادر اسفندياری. زيرا عبور و مرور وسائط نقليه ی سنگين، باعث می شود که خيابان شيشه، بشکند، تکليف گاز هم که از پيش معلوم است. ضمناً فدوی اگر جای شما باشد به منظور احتراز از سرماخوردگی های شديد و سينه پهلو، کوچه يخچال را سريعاً ترک می کند

می خواستم به آقای احمدی نژاد بگويم اين دانشمندان هسته ای را به اين راحتی جلوی دوربين های تلويزيونی نياورند چرا که ممکن است بعدها برای آنان مشکلاتی فراهم شود.
طاهری نژاد

ـ مشکلاتی اگر فراهم شود، برای شما می شود، برادر طاهری نژاد، نگران برادران نباشيد

خط مترو دانشگاه علم و صنعت تازه گشايش يافته امّا متأسفانه تمام واگن های قديمی ساير خطوط به اين ايستگاه منتقل شده است بهمين خاطر مسافران با حوادث عديده ای روبرو می شوند، يک روز واگن فرسوده توانائِی حرکت ندارد و مسافران آواره ی خيابان ها می شوند برای گرفتن تاکسی! در برخی موارد اين واگن ها بين راه متوقف می شوند و سيستم برق از کار می افتد. مجموعه اين نارسائی ها مثل ماه پيش به تصادم دو واگن می انجامد از مسؤلان تقاضای رسيدگی داريم.
مسافر مترو

ـ اولاً برای دانشگاه بيش از اين نمی شود مايه گذاشت و همين که عجالتاً دانشجويان چموش را از طبقه ی سوّم خوابگاه ها با فرياد يا حسين(ع) به پائين پرتاب نمی کنيم، عجالتاً کفايت می کند. ثانياً نکاتی را که عنوان فرموده ايد به داستان مشهور «قير و قيف» که ويژه ی مرز پُرگُهر است، بر می گردد که لابد ماجرايش را می دانيد. احتياطاً عرض می کنم». يکی از هموطنان گرامی به لقاءالله پيوسته بود و پس از حسابرسی قرار شد که عازم جهنم شود. متوليان جهنم که دمکرات بودند از ايشان پرسيدند که جهنم ايرانی می خواهد يا فرنگی؟ دوست متوفای ما پرسيد حال چه فرقی می کند؟ گفتند در جهنم فرنگی هفته ای سه بار مأمورين مربوطه قير مذاب با قيف به حلق جنابعالی سرازير می کنند ولی در جهنم ايرانی هفته ای پنج بار. متوفی که رياضی اش خوب بود جهنم فرنگی را برگزيد و از آن پس مأموران مربوطه به طور منظم و مرتب هفته ای سه روز قير و قيف را روانه می کردند. مدّتی بعد، روزی که در حيات جهنم زنگ تفريح بود شاهد پايکوبی هموطنانی بود که جهنم ايرانی را برگزيده بودند. علت را جويا شد گفتند قير مذاب مربوطه حتّی هفته ای يکبار هم نصيب ما نمی شود، زيرا يک روز قيف هست، قير نيست. روز ديگر قير هست، قيف نيست. روز بعد نه قير هست و نه قيف و روز ديگر، قير و قيف هست مأموران مربوطه نيستند و...!»

از نامزدهای انتخابات شورای شهر يا مجلس خبرگان خواهش می کنم در پوسترهای تبليغاتی خود نام خدا يا ائمه اطهار(ع) را ننويسند. چرا که اين پوسترها پاره می شوند و در جوی آب يا زير دست و پای مردم می افتند. اين بی حرمتی به مقدسات است.
يک خانم

ـ حق با شماست برادر خانم! فدوی ترتيبی می دهد که از اين پس روی آن پوسترها بنويسند:
خانـه از پـای بست ويـران است
دختــره فکــر بنـد تنبــان اسـت!

روز يکشنبه عصر در بلوار وفادار ترافيک سنگين و غير عادی وجود داشت. وقتی به سرمنشاء ترافيک رسيديم ديديم جرثقيل شهرداری در حال نصب پلاکارد تبليغاتی يکی از کانديداهای شورای شهر می باشد. آيا استفاده از امکانات شهرداری تخلف نيست؟
فرهمند

ـ ما را سخت ترسانديد برادر فرهمند پنداشتيم که طبق معمول و حسب شيوه ی مرضيه، چند نفری را از جرثقيل آويخته اند.

موزه لوور پاريس، نام خليج فارس را حذف می کند و دستگاه ديپلماسی کشور ما هيچ عکس العملی از خود نشان نمی دهد چرا؟
اميری

ـ گرچه مو ديگر زير چادر و روسری و مقنعه است، لکن هنوز، تو مو می بينی و برادران پيچش مو. موضوع، موضوع «الاهم وفی الاهم» است، برادر اميری. عوض اش جمهوری اسلامی وقتی که در پاريس و در مهمانی ای که حسب سنت چند صدساله ی آن کشور به افتخار برادر خاتمی (سيّدخندان) به مهمانان شراب تعارف شد، شديداً اعتراض کرد. خُب اين به آن در!

...............................

از توليد به مصرف!

...............................

جنون گاوی!

...............................

تادرودی ديگر بدرود


حميدرضا رحميی

~~~~~~~~~~~~

~~~~~~~

.