agahif

agahic

~~~~~~~~~~~~~~~

 

be ebarate ma

 

FRIDAY NOVEMBER 9TH. 2007-2:00AM

 

ياران گرامی  هزل دات کام

با سلام و احوالپرسی
مدّتی، اين مثنوی که نمی شود گفت، لکن، مدّتی اين دو بيتی تأخير شد! به امام(ل)، تنبلی نکرديم، کامپيوترهايمان مثل خودمان دَمَر شده بودند. تعميرشان اندکی بدرازا کشيد و همه چيز روی دستمان ماند. امّا خودمان را به نمايندگی از سوی شما جريمه می کنيم و می کوشيم که دو شماره مطلب را يکجا خدمتتان عرضه کنيم.
و نيز از آن دسته از دوستانی که به قسمت انتشارات سايت کتاب هائی سفارش داده و ارسال شان قدری به تأخير افتاد، پوزش می طلبيم، امّا کليّه ی سفارشات به آدرس هائی که دوستان مرحمت کرده بودند، ارسال شد.
از بزرگوارانی که کتاب سفارش می دهند، تقاضا داريم که به توضيحات کنار تصوير جلد کتاب توجّه کنند و کتاب هائی را سفارش دهند که هنوز موجوداند.
بخش تايپ ستينگ واحد انتشارات هزل دات کام، مجدداً آماده پذيرش امور تايپی(کتاب ـ نشريه و...) دوستان با بهائی درحدّ خسارت است!
لطفاً تماس بگيريد.

~~~~~~~~~~~~~~~

artesh be in bi ghirati

ارتش به اين بی غيرتی
هرگز نديده ملّتی!  

~~~~~~~~~~~~~~~

 

زنانه و مردانه

فـدوی از بـی توجّهـی مسئوليـن محترم حکومتی در حيرت است که چگونه برای درخواست های بر حقّ  امّت  هميشه در صحنه تره  هم  خـورد  نمی کنـند و احدی هـم  پيـدا  نمی شود که دست کـم ريـش و دسـتارشـان را بگيـرد و قـدری بکشد. آخر ما تا کی بايـد شاهـد ضجّه های گوشخراش مؤمنين و مؤمنات و بی التفاتی برادران آنهم در جاهائی چون صدا و سيمای جمهوری اسلامی باشيم. بعنوان مستوره ملاحظه کنيد:
«در برنامه ی آموزشی که چند روز پيش در شبکه ی آموزش تلويزيون پخش شد، سه خانم با کت و دامن شرکت کرده بودند (واويلا ـ م) آيا صدا و سيما بايد از مروّجين فرهنگ بدحجابی باشد؟»  
ربيعی

و يا:
« آقای حسنی در برنامه کوله پشتی تمام بد و بيراه هائی که رسانه های خارجی به طرح مبارزه با بد حجابی داده بودند جمع کرد و طی سه دقيقه تمام آنرا تحويل (سردار . رادان) داد...»
حنيفی

همچنين:

«چطور مجری برنامه شبکه ی 3 سيما، بخود اجازه می دهد با طرح مسائل احساسی فعاليّت نيروی انتظامی در برخورد با مظاهر بدحجابی و بی بند و باری را زير سئوال برده و اذهان مردم را از نتيجه آن دور نمايد .... اميد است مسئولين صدا و سيما دقّت بيشتری بر انتخاب مجريان جوان داشته باشند و مجريان نيز برای جلب آراء و نظر قشر خاصی از جامعه دچار احساس و عاطفه نشوند.»  
احمدپور

و خواهری نيز گزارش کرده است که در برخی تالارهای عروسی هيچ نظارتی وجود ندارد و در آنجاها! هرگونه لهو لعبـی انجـام می شود! ...
و هموطن گرامی ديگری در کمال دلسوزی می گويد:

«در ادارات دولتی مخصوصاً بيمارستان ها بايد نيروی انتظامی در مبارزه با بدحجابی کمک کند. وضعيّت برخی خانم ها در ادارات و بيمارستان ها بسيار زننده است مسئولين اين مراکز بايد به اينگونه خانم ها، تذکرات لازم را بدهند و در صورت عدم توجّه طبق مقررات با آنان برخورد کنند.
برادر عابدی عارض شده که چرا مسئولين در مورد مانتوهای کوتاه، کوتاه می آيند!
«پوشش نامناسب بعضی خانم ها مثل مانتوهای کوتاه، چسبان و يا چاک دار تحريک کننده بوده و باعث گمراهی جوانان و ترويج ابتذال می گردد...
برادر عابدی پس از يک فقره غسل جنابت در ادامه نوشته است:
کوتاهی مسئولين امر در برخورد با مروجين فساد جسارت آنان را در قانون شکنی بيشتر می کند. انتظار داريم طرح امنيّت اخلاقی نيروی انتظامی شدّت بيشتری پيدا کند».
فدوی هرگز گمان نمی کرد که بدحجابی، تا اعماق مترو نيز نفوذ کرده و تا اين حدّ موجب گرفتاری برادران شده باشد. در اين ارتباط برادر سيّد داوود عاقلی به کلّی عنان و اختيار عقل را از کف داده و با ملاحظه ی پوشش بانوان در مترو منقلب و واجب الغُسل شده است. اين قربانی، همانطور لُنگ به دست نوشته است که:
«از نيروی انتظامی خواهش می کنم در چارچوب طرح امنيّت اخلاقی سری هم به ايستگاه های مترو بزنند، شکست ارزش ها و هنجارهای جامعه در مترو بحدّی بالاست که انسان از ديدن آنها منقلب می شود!
بررسی های فدوی دراين ارتباط حاکيست که مترو، درخواستهای بيشماری از امّت هميشه در صحنه، دائر بر جداسازی زنان و مردان دريافت کرده امّا تاکنون نه تنها کوچکترين قدمی در جهت رفع نگرانی مؤمنين و مؤمنات برنداشته، بلکه در پاسخی شديداً منافقانه اعلام داشته است:

«در پاسخ به مطلب مندرج مورخ 9/2/86 با مضمون "جداسازی خانم ها و آقايان" به اطلاع می رساند:
جداسازی کامل خانمها و آقايان در مترو از نظر عملی امکان پذير نيست زيرا هر قطار مترو دارای 28 درب است و کنترل کامل اين موضوع مستلزم بکارگيری 28 نفر کارمند در رویِ هر سکو می باشد که برای شرکت بهره برداری مترو غير ممکن است. همچنين مدّت کم توقف قطارها در هر ايستگاه(20ثانيه) اجازه نمی دهد که خانم ها و آقايان عضو يک خانواده از يکديگر جدا شده و هر يک در واگن مخصوص به خود قرار گيرند، چه بسا بسياری از افراد از قطار جا می مانند! و ...».
ولی ما اين حرفها سرمان نمی شود و بقول حضرت امام(ل) توی دهن آن مترو می زنيم که نتواند قطار را زنانه ـ مردانه کند. صبر انقلابی فدوی تقريباً به انتها رسيده است و مجدّانه از برادران می خواهد که هر چه زودتر به زنانه ـ مردانه کردن همه جا و همه چيز در اسرع وقت اقدام نمايند. همچنين از مسئولين محترم تقاضا دارد که طرح جامع و اساسیِ زنانه ـ مردانه کردن ايران اسلامی را که اينجانب با زحمت فراوان تهيّه و بمراجع ذيربط ارائه کرده است، ملاحظه و بمرحله ی اجرا بگذارند تا يکبار و برای هميشه به اين مشکل خانمانسوز پايان داده شود. فدوی طرح دوّم خود را که اخيراً تهيّه شده به طرح نخست ضميمه و برای آخرين بار به مسئولين ذيربط اعلام می دارد که اگر يکی از اين دو طرح را در جهت حل اساسی زنانه ـ مرادانه کردن ايران اسلامی انتخاب و اجرا نکنند، ديگر تعارف و ملاحظه را يکسره کنار گذاشته و مستقيماً به اعليحضرت العظمی، مقام معظم رهبری ملتجی می شود: 

طرح 1 (قبلاً تقديم شده):

بموجب اين طرح که باعث تغييرات مختصری در جغرافيای داخلی ايران خواهد شد، کشور ايران اسلامی بصورت شمالی ـ جنوبی يا شرقی ـ غربی با چيزی شبيه به ديوار چين يا ديوار سابق برلين از هم تفکيک و زنان در نيمی و مردان در نيم ديگر آن اسکان داده خواهند شد. ناگفته پيداست که انتخاب ديوار که شرقی ـ غربی باشد يا شمالی ـ جنوبی، بايد طی استفتائی از حضرات آيات عظام، کثرالله امثالهم استعلام و استفتاء شود و سپس، بخش مربوط به زنان جمهوری نسوان اسلامی» و بخش مربوط به مردان «جمهوری ذکور اسلامی» خوانده خواهد شد. بديهی است اهالی هر دو جمهوری پس از اسکان و استقرار، نسبت به انتخاب رئيس جمهوری، دولت و وزراء هم جنس خود اقدام لازم مبذول خواهند نمود لکن ولی محترم فقيّه هر دو جمهوری همانست که بود و خواهد بود. و نيز، هيچيک از اتباع جمهوری ها، عنداللزوم بدون اخذ ويزای معتبر حقّ عبور و مرور به جمهوری ديگر را ندارد مگر به ترتيبی که حضرات آيات و حُجَجِ اسلام، اعلی الله مقامهم اجمعين، معين می فرمايند.

طرح 2 (جديد)

يک خط افقی فرضی، که از نيمه ی کشور بطور شرقی ـ غربی يا غربی ـ شرقی ترسيم می شود، ميهن اسلامی را بدو نيمه ی مساوی تقسيم می کند. بديهی است در مورد اينکه اين خط افقی فرضی، از شرق به غرب يا از غرب به شرق فرض شود، بايد از حضور حضرات آيات کثرالله امثالهم استفتاء و چنانچه بين ايشان اختلافی بروز کرد، مراتب بمنظور تعيين تکليف قطعی، بحضور مقام معظم رهبری سلمه الله تعالی ارجاع شود. پس از ترسيم اين خط افقی، زنان بدو قسمت مساوی تقسيم می شوند و پنجاه درصد در بخش فوقانی و پنجاه درصد ديگر در بخش تحتانی خط افقی فرضی قرار می گيرند. سپس نسوان موجود در بخش فوقانی به سمت منتهااليه شمال کشور اسلامی و نسوان مستقر در بخش تحتانیِ خط افقی، بسوی منتهااليه جنوب ايران اسلامی حرکت داده می شوند. در مرحله ی بعد، ناوگان نسوان نيمه ی فوقانی در يک کيلومتری دريای خزر و ناوگان زنان در نيمه ی تحتانی ميهن اسلامی در يک کيلومتری خليج فارس متوقف و قدری سرپا استراحت می کنند و سپس، در يکروز واحد (ترجيحاً جمعه) که تاريخ و ساعت آنرا نيز حضرات آيات معين می فرمايند، مؤمنينی که نسوان را در هر دو نيمه مشايعت می کنند، با فرياد يا حسين(ع) و يا زهرا(س)، ناوگان نسوان نيمه ی فوقانی وطن اسلامی را به دريای خزر، و نيمه تحتانی را به خليج فارس می ريزند. فاتحه مع الصلوات!
فدوی بی صبرانه در انتظار پاسخ برادران می ماند.
السلام و عليکم و لاتفرقوا
الاحقر فدوی
اوّل سپتامبر 2007 ترسائی

~~~~~~~~~~~~~~~

englishwoman

وکيلم بنده؟!

~~~~~~~~~~~~~~~

توسُّل

در بررسی پيام ها و گله های هموطنان گرامی که به رسانه های دارالخرافه می فرستند، به شکوائيه ای از برادر قربانی برخورديم که به نمايندگی از ساکنان محترم و به خاک و خُل خفته ی امامزاده يحيی(ع) مرقوم داشته بودند:
«زمين مخروبه ای واقع در خيابان مصطفی خمينی کوچه شهيد عليمرادی وجود دارد که محل حيوانات موذی، تجمع افراد معتاد و ولگرد، پاتق قاچاقچيان مواد مخدر و انواع کارهای خلاف ديگر شده است. در ضلع جنوبی اين پارک چند خانواده زندگی می کنند که امنيّت و آسايش از آنان سلب شده است، بطوری که مشکلات روحی روانی پيدا کرده اند».
در جهت رفع مشکلات عديده ی اين برادر و توابع، نخست فکر کرديم بهتر است با بکارگيری امکانات و روابط چشمگير خود ترتيبی بدهيم که يک باب بيمارستان امراض روانی در همان مخروبه و برای آن ساکنان به خاک و خُل خفته بر پا شود. بعد ديديم، هم متخصص می خواهد که ديگر نداريم و بايد وارد کنيم، هم هزينه دارد و هم زمان می برد، و از همه مهم تر، از اين طريق آب سنگين مبسوطی (آبی که به مصارف هسته ای می رسد ـ م) به آسياب ديجيتالی دشمن (استکبار جهانی و صهيونيزم بين الملل ـ م) ريخته می شود. از سوئی، بيشتر که باريک شديم ديديم که ايراد شما، چندان هم وارد نيست برادر  قربانی!... زيرا «سلب امنيّت و آسايش» موهبتی است الهی که از سوی قاصم الجبارين (خداوند بخشنده ی مهربانِ سابق ـ م) و توسط حضرات آيات و حُجَجِ اسلام، اعلی الله مقامهم اجمعين، به ما اُمّت به خاک و خون خفته ارزانی شده و ما وظيفه ای جز شُکر نداريم و يادتان باشد برادر قربانی که:

شُکر نعمت، نعمت ات افزون کند!

بر اين پايه، فدوی از اقدامات عاجلی که بنا داشت در اين ارتباط مبذول بدارد، منصرف شد و  شما را به حاج آقا مصطفی خمينی(ل) و يا امامزاده يحيی(ع) ارجاع و رونوشتی از آنرا نيز به دفتر حضرت بقيّةالله الاعظم ارواحنا روحی فداه(چاه جمکران ـ م) ارسال می دارد.

و من الله التوفيق
الاحقر فدوی
بلادکفر و زندقه ـ بيست و پنجم اکتبرالمکعّب سنه 2007 ترسائی

~~~~~~~~~~~~~~~

gonbad a

گُنبد مسجد شهر از همه فاضل تر بود
گَر به عمامه کسی گویِ فضيلت می برد

~~~~~~~~~~~~~~~

تکنولوژی فال

خواهر فاطمه (س) حسينی(ع) در تماس با يکی از جرايد دارالخرافه انتقاد کرده است که:

«امروزه فالگيرها خيلی پيشرفت کرده اند. از طريق تلفن همراه پيام کوتاه برای فالگيری ارسال می کنند. همچنين حوالی خيابان وليعصر(عج) تهران کارتهايی برای گرفتن فال قهوه، شمع و ... بين مردم پخش می کنند. جا دارد مسئولين اين موضوع را بررسی کنند».
فدوی ابتدا می خواست که فرمايش  شما را با مسئولين محترم در ميان بگذارد، لکن آنان نيز مع الاسف مشغول همين کار بودند و از آنجا نتيجه گرفت که انتقاد شما وارد نيست، خواهر فاطمه(س) حسينی(ع). ضمناً مقتضی است که شما نيز به اين نکته ی باريکتر از مو (بشرطی که زير روسری باشد) نيز توجّه فرمائيد که وظيفه ی ما افزون بر تقيّه، سوءاستفاده ی بهينه از دست آوردهای خاج پرستان بوده و هست. سری به حوزه های علميه بزنيد و ببينيد با آنکه از صبح تا شب اخبار و احاديث بخورد کامپيوترهای ساخت خاج پرستان می دهند، معذالک جيکشان هم در نمی آيد. حالا شما چه خبرتان است که اين همه کولی بازی درآورده ايد؟ از آن گذشته، فالگيران محترم نيز در محدوده ی جغرافيائی ولايت فقيه زندگی می کنند چرا نبايد از دست آوردهای تمدن بشری که بقول حضرت امام(ل) مع الاسف در انحصار خاج پرستان است، سوءاستفاده ی بهينه کنند؟ قدری انصاف داشته باشيد!

~~~~~~~~~~~~~~~

hast

تا هستم و «هست» دارمش دوست!

~~~~~~~~~~~~~~~

شرينکاری

پاره ی اوقات، برخی از واژگان يا اسامی در جمله ها، بقول معروف چنان مثل در و تخته بهم می افتند که افزون بر حيرت، موجب توليد نوعی طنز نيز می شود که نامش را می شود علی الحساب و بقول حضرات «خودجوش» گذاشت. بعنوان مثال، در يک گزارش مبارزه با منکرات و مسکرات که از سوی منابع حکومتی منتشر شده بود، برخی اسامی متبرکه و نيز افعال قبيحه چنان در کنار هم خوش نشسته بودند که تضاد موجود که از عناصر توليد خنده است، سبب توليد «طنز خودجوش» شده بود. ملاحظه کنيد:
«اين مشروبات در گلوگاه شهيد ميرجليلی در کامياران کشف شد! ... راننده ی خودرو حامل اين مشروبات که محمد نام دارد پيشنهاد 3 ميليون رشوه داده بود»!
که دانسته نيست که اين نوع خبر چينی! اتفّاقی است و يا اينکه برخی دوستان با ذوق و نکته سنج که در ميان برادران بُرخورده اند، چنان ظريف و تيز عمل می کنند که حتّی متوليان امور مربوطه هم که پشه را در هوا ختنه می کنند، ملتفت نمی شوند. گزارش زير نيز در همين راستاست. خدا فدوی را بکشد که از راه رفتن روی زمين صاف هم عاجز است چه برسد به کوهنوردی و از آن بدتر قلّه نوردی و نمی داند که اگر آن کوهنورد بزرگوار از فراز آن قلّه اين گزارش را نمی فرستاد، چگونه از «مسجد» و «گوسفندسرا» و ارتباط و ايهامی که بين اين دو و بطور خودجوش! برقرار شده است، خبر می شديم:
«بنده کوهنوردم. تمام کوهنوردهای جهان ايران را، بنام دماوند می شناسند و برای صعود به قلّه ی اين کوه به ايران می آيند. مبداء صعود به قلّه ی دماوند مکانی بنام گوسفندسراست. در اين مکان مسجدی ساخته اند که فاقد امکانات بهداشتی است. بنده طی نامه ای اين مسأله را با فدراسيون کوهنوردی در ميان گذاشته ام. اميدوارم مسئولين هر چه زودتر اين مشکل را برطرف سازند».
آمين يا رب العالمين. زياده عرضی نيست.
6 سپتامبر 2007/ 15 شهريور 1386

~~~~~~~~~~~~~~~

khodro

کجا؟.... آزادی؟
نه، نمی خوره!
ولی هفت تير میخوره!...

~~~~~~~~~~~~~~~

دلواپسی

فدوی نمی داند که چگونه از برادر احمدزاد، شهروند دلسوز تهرانی رفع نگرانی کند؟ ايشان مضطربانه پرسيده اند:
«نمايندگان محترم که بدنبال تجميع انتخاب رياست جمهوری و مجلس هستند آيا به اين مسأله توجّه دارند که اگر خدای ناکرده برای رياست جمهوری حوادثی رخ داد برای پايداری اين تجميع چه تدبيری انديشيده اند؟»
در پاسخ عرض می کند که نگرانی برادر احمدزاده هيچ موردی ندارد زيرا ما از آندسته کشورهای بی پايه و اساس نيستيم که دولت يا رئيس جمهورشان در اثر کوچکترين اشتباه، شديداً موأخذه و توسط مردم بيرحمانه به زير کشده می شوند. جامعه ی ما يک جامعه ی بی طبقه توحيدی، و بلحاظ صوتی نيز يک جامعه ی تک صدائی است و در چنين جامعه ی پيشرفته ای، حتّی اگر رئيس جمهور به اتفّاق هيأت دولت و نمايندگان محترم دستجمعی «هاراگيری»* فرموده و يا دستجمعی به آرزوی ديرينه ی خود که همانان شهيد شدن است نيز برسند، باز هم آب از آب تکان نمی خورد، شما نگران نباشيد.
28جون 2007
----------------------------------

*هاراگيری: خودکشی دستجمعی به سبک ژاپنی.

~~~~~~~~~~~~~~~

natars babajon...

نترس باباجون، بزرگ که شدی اعدامت می کنيم، باشه؟

~~~~~~~~~~~~~~~

ناسا و شَقُ القَمَر

پيش از اين گفتيم که افزون بر «هسته بازی»، يکی از تخصص های برجسته ی برادران، ايجاد سازمان ها، مراکز، همايش ها و کنگره های من درآوردی و پُر خرج است که در باب هزينه های سنگين آنها البتّه نقلی نيست چرا که از جيب خلوت ملّت هميشه در حيرت پرداخت شده و می شود.
اخيراً نيز با يکی ديگر از اين مراکز من درآوردی به نام «مرکز پژوهش ها و فعاليّت های قرآن و عترت» آشنا شديم و دريافتيم که در آن، رئيس دانشگاه من درآوردی مذاهب اسلامی، «حجت الاسلام بی آزار شيرازی»، که در اين گيرودار يک فقره دکترای دولتی هم در وجه شان کارسازی شده، حقيقتاً «شَقُ القَمَر» کرده است.
و امّا پيش از ورود به موضوع، فدوی طبق معمول و در همان ابتدای کارگير کرد و مقدمتاً در چگونگی نام اين بزرگوار دُچار اشکال شد که مگر «حجت الاسلام»، «بی آزار» هم می شود؟!... چرا که:

حجت الاسلام کُتک می زند
بر سر و مغزت دَگَنَک می زند
گر نرسد بر دَگَنَک دست او
دست به نعلين و چُسَک می زند
اين دو سه گر هيچکدامش نشد
با حَنَک و تحتِ حَنَک می زند
تا نشوی پاره خبردار باش
گاه حَنَک را به هَتَک می زند
گر کمکت رُستم دستان بود
هم به تو و هم به کُمک می زند
وَر بکند پا به ميانی فلک
چوب به پاهای فلک می زند

و امّا هرچه فدوی به خاج پرستان اکيداً سفارش می کند که اينقدر به اسلاميون حال ندهند، به خرج شان نمی رود لکن، غربيان، لعنتُ الله عليهم اجمعين، انگار حالی شان نيست که هرگونه سهل انگاری در اين مورد، موجب بهره برداری رايگان برادران از دست آوردهای گرانقدر آنان شده و از همه بدتر اينکه بعد هم می آيند پُزَش را می دهند و دست آورد مربوطه را نيز به سود اسلام عزيز مصادره می کنند. موضوع راجع است به سخنرانی اين بزرگوار در پانزدهمين! نمايشگاه بين المللی قرآن کريم که در آن در ابتدای مقال به «شَقُ القَمَر» ياد شد. در اين نشست، اين حجت الاسلامِ بی آزار سخنانی پيرامون شَقُ القَمَر، معجزه ی پيامبر اکرم از طريق آيات و شواهد تاريخی ايراد کرد و سپس با تطبيق اين موضوع با يافته های فضانوردان سازمان استکباری و صهيونيستی «ناسا» فرمود:
«يافته های علمی در واقع سندی بر حقّانيت اين معجزه از سوی پيامبر اسلام است»!
وی در توضيح اين مطلب حيرت انگيز افزود: «طبق مطالعاتی که بر روی تحقيقات سازمان ناسا در اين رابطه انجام داده ام! متوجّه شده ام که آنها سه نوع شکاف را روی کره ی ماه شناسائی کرده اند. اوّل شکاف های دايره ای که توسط ريزش سنگ های آسمانی بوجود آمده است، دوّم شکاف های مارپيچ و سوّم شکاف های کمربندی. آنها در بررسی اين شکاف ها بر روی هر کدام از دو شکاف اوّليه دلايلی را يافته اند امّا در رابطه با شکاف کمربندی به پاسخی علمی دست نيافته زيرا اين معجزه و از امور خرق عادت است»!
و امّا «دلايل قوی بايد و معنوی» و حجت الاسلام بی آزار، حجت را بر خوارج تمام کرد و در انتها فرموده : «اين معجزه همچون معجزه ی باقيه رسول اکرم(ص) است و کسانی که فعل «انشق» را در آيه «اقترالساعه وانشق قمر» مضارع لحاظ کرده اند و گفتند که اين انشقاق مربوط به زمان ظهور حضرت است، اشتباه کرده اند بلکه اين معجزه باقية پيامبر اکرم(ص) است و می توان اين مسأله را در يافته های دانشمندان غربی بطور وضوح يافت»!
با تسليتی برای دانشمندان «ناسا» و تبريکی برای اين حجت الاسلامِ بی آزار، بابت «شَقُ القمری» که فرمود، اين مختصر را به پايان می بريم.
السلام و عليکم و لاتفرقوا
19 مهر 1386 شمسی / 11 اکتبر 2007 ترسائی

~~~~~~~~~~~~~~~

motaki

من به تو متکی هستم،
تو به کی متکی هستی؟

~~~~~~~~~~~~~~~

گل بود و به سبزه نيز آراسته شد
چند سال پيش در بخش خبر خودمان، اين خبر اقتصادی مهم را نوشتيم: (1)
«بدنبال شکوفائی بيش از حدّ اقتصادی حکومت اسلامی و بهبود چشمگير وضع مالی مردم، بانک مرکزی ايران، با تأييدات خداوند متعال و با ابراز خرسندی بسيار، تغيير واحد پول کشور را طی صدور اطلاعيه ای به آگاهی عموم رساند. به موجب اين اطلاعيه، واحد پول کشور از "ريال" به "کيلو" تغيير يافت»! 
ملاحظه می کنيد که برادران هم پس از اين سال ها، به حرف فدوی رسيدند و تغيير واحد پول کشور را از «ريال» حالا گيرم به «نور» در دستور کار خود قرار دادند و پيش بينی پيامبرگونه ی فدوی، هر چند در قالب طنز فوق، به نوعی درست از آب در آمد. باری ـ خواستيم بگوئيم که در آنروز:
به مزاحت نگفتم اين گفتار
هزل بگذار وجدّ از او بردار
و امّا وضعيّت اقتصادی در وطن اسلامی، که در ظلّ توجهات حضرت بقيّتُ الله الاعظم ارواحنا روحی فداه و نيز تخصّصّات ويژه و حُسن تدابير برادران به وضعيّت غم انگيز فعلی گرفتار آمده، قرار است درخشان تر نيز بشود!.... اين معنی را در خبر ميمنت اثری خوانديم (2) که در آن آمده بود که در ديداری که برادر طهماسب مظاهری رئيس کلّ فعلی بانک مرکزی ايران با آيت الله مکارم شيرازی حفظ الله تعالی داشته، مقرر شده است که ايشان از اين پس، پرسش های خود، پيرامون اقتصاد مملکت را از محضر معظّم الله استفسار فرمايد. مبارک است.
گُل بود و به سبزه نيز آراسته شد!
18 اکتبر 2007
-----------------------------------------
1) تنفس ممنوع ـ مجموعه طنزهای سياسی بهمين قلم ـ چاپ دوّم ـ ص 107
2) آفتاب

~~~~~~~~~~~~~~~

sodoor gaz tabiee

 صدور گاز طبيعی!!

~~~~~~~~~~~~~~~

مشکل اداری

بنظر فدوی که اگر تعريف نباشد! ديدی نسبتاً کارشناسانه دارد، يکی از دلائلی که موجب تراکم امور در دستگاه های وطن اسلامی می شود اينست که شهروندان گرامی، مشکلات خود را به نهادهای نامربوط ارجاع می کنند، که نهادهای مذکور نيز البتّه برای به دست آوردن دل نازک مؤمنين و مؤمنات، مورد را، البتّه بلااقدام نمی گذارند. مرور اين پاسخ ها، شما را به راحتی به پرسش مؤمنين می رساند. بعنوان نمونه، يکی دو مورد عيناً از يکی از جرايد دارالخرافه نقل می شود:
در پاسخ به مطلب مندرج در آن روزنامه تحت عنوان «گروه های منحرف شيطان پرست» به اطلاع می رساند که فرماندهی انتظامی تهران بزرگ اعلام داشته با توجّه به پيگيری های بعمل آمده تعدادی از اين افراد در سال گذشته به اتهام عرضه و خريد و فروش لوازم و آلات مورد استفاده گروه های انحرافی و غير اخلاقی دستگير و مکان صنفی آن! پُلُمپ و کليّه اقلام مکشوفه تحويل مقام محترم قضائی گرديد و موضوع در دست پيگيری می باشد.
و موردی ديگر:
در پاسخ به مطلب مندرجه در مورخه 11/6/1386 روزنامه تحت عنوان «برخورد نيروی انتظامی با سگ بازهائی که در سطح شهر تردّد می کنند»! به اطلاع می رساند که موضوع مطروحه جهت بررسی! به مبادی ذيربط در ناجا اعلام گرديد. بديهی است به محض حصول پاسخ مراتب اعلام خواهد شد.
ملاحظه می کنيد که برادران، نيروی انتظامی زبان بسته را اين اواخر عمر، به چه کارهائی وا می دارند؟ و امّا واقعيّت اينست که موضوع سگ، پس از حجاب، يکی از معضلات لاينحل حکومت اسلامی است که حتّی توليد حيوانی بنام «قوچک» که نجس نيست و شرح آن بهمين قلم پيش از اينها رفته، نتوانسته است اين مشکل اساسی مملکت اسلامی را حل کند، بويژه آنگاه که اين معضل، توسط مؤمنين بجای ارجاع به نهادهای ذيربط، به نهادهای بی ربط مثل نيروی محترم انتظامی منعکس می شود. آخر سگ را که نمی شود شلاق زد!... ناگفته پيدا است که اين موضوع، در حوزه ی استحفاظی حضراتِ آيات و حُجَجِ اسلام است نه نيروی انتظامی ـ لذا واجب عينی است که شاکيان محترم، شکايت خود را به بيت يکی از حضرات آيات، کثرالله امثالهم ارجاع نمايند تا آن حضرت نيز با صدور فتوائی، گوشت سگان را حلال اعلام فرموده، و اُمّت هميشه در صحنه نيز با يک قيام و قعود، نسل شان را براندازند.

~~~~~~~~~~~~~~~

taghaloub

بيا!... اين تقلبو بگير تا آقا نيامده!

~~~~~~~~~~~~~~~

کوری که عصاکش کور دِگَر شود!


پيشنهاد می کنم برای حفظ شأن و اقتدار مجلس يک کلاس توجيهی برای رئيس جمهور در مجلس بگذاريم تا از اين پس نسبت به رعايت قوانين خود را ملزم بداند.
يک نماينده مجلس (تبريز)

~~~~~~~~~~~~~~~

dolfine shahid

شهيد دولفين

~~~~~~~~~~~~~~~

انواع خاطرات


تا آنجا که يادمان می آيد، خاطرات بر چند قسم بود: خاطرات عشقی ـ خاطرات سفر و از اين قبيل.
در خبری، چشم مان به «خاطرات هسته ای» نيز روشن شد. برادر لاريجانی در گفتگوی خود با سايت وابسته ی بازتاب، از چاپ «خاطرات هسته ای» خود خبر داد. وی با آنکه چاپ اين کتاب را از وظائف شورای عالی امنيّت ملّی نمی داند، امّا در عين حال از آن استقبال می کند. بهرحال، مبارک است.

~~~~~~~~~~~~~~

pour kid

راستی برادر احمدی نژاد!
از آن 3000 دستگاه سانتريفوژی که قرار است
اورانيوم اسلامی را غنی بکنند،
چيزی هم به اين بچه می رسد؟

~~~~~~~~~~~~~~~

مسابقه بدون جايزه


وزير راه اسلامی علاقه ی ويژه ای به «چاله چوله» دارد و گفته است که اگر تا سه ماه ديگر در جاده ها چاله چوله پيدا کرديد زنگ بزنيد و جايزه بگيريد. برادر وزير، مثل برادر احمدی نژاد کم حافظه هم هست و يادش می رود که اين قول را پيش از اينها نيز داده است. به اين پيام در روزنامه آفتاب يزد توجّه کنيد:
"..وزير راه در پايان سال 1384 و اوايل 85 وعده داد اگر کسی بتواند در آخر 85 چاله ای در جاده های ايران نشان بدهد من به او جايزه می دهم. بنده از وزير راه جايزه نمی خواهم، فقط از او می خواهم که به سليقه خودشان يک راه 200 تا 300 کيلومتری را در هر يک از استان های کشور انتخاب کند تا ببينيد آيا وعده شان عملی شده است يا نه؟

~~~~~~~~~~~~~~~

تنها کارت شناسائی که صاحب آن قابل شناسائی نيست!

hejab
برادر شوهر من آرزو داشت
که رويم را ببيند شوم نگذاشت!

~~~~~~~~~~~~~~~

پاسخ


برادری از مياندوآب از آفتاب يزد پرسيده بود: «آقای احمدی نژاد فرمودند، ايران تنها کشور ی است که در آن چند نفر در سرنوشت مردم تصميم نمی گيرند. من معنی سخن ايشان را نفهميدم، لطفاً جواب دهيد».
فدوی در پاسخ عرض می کند که اين تنها سخن درستی است که از ايشان صادر شده است. يعنی ايران تنها کشوری است که در آن چند نفر در مورد سرنوشت مردم تصميم نمی گيرند، بلکه يک نفر می گيرد!

~~~~~~~~~~~~~~~

پای درددل مردم دارالخرافه


يکی از مصاحبه کنندگان شبکه دوّم سيما با رئيس جمهور از ايشان پرسيد با توجّه به وضعيت موجود جهانی آيا شما نمی ترسيد؟ آقای احمدی نژاد با صراحت گفت نمی ترسم. واقعاً ايشان شاگردهم امام راحل(ره) هستند و قدرتشان را از اسلام گرفته اند. کسی که دين دارد از هيچ چيزی نمی ترسد. لذا می خواستم از اين طريق از  ايشان تشکر کنم!
کريمی
* فدوی نيز از شما تشکر می کند که از ايشان نمی ترسيد!

خيابان ميرداماد تا ايستگاه مترو بيش از يک کيلومتر فاصله دارد در حالی که اتوبان شهيد حقانی 500 متری اين ايستگاه قرار دارد لذا پيشنهاد می کند که نام اين ايستگاه را به شهيد حقانی تغيير دهيد.
آل احمد
* شما از هر دوی اينها به ايستگاه متروی ميرداماد نزديکتريد لذا فدوی هم پيشنهاد می کند اسم شما را بگذارند شهيد آل احمد! مخالفتی که نداريد؟

فرهنگسـرای بهمـن اعـلام کـرد کـه اقـدام بـه بـرپائـی جشـنواره کتـاب هـای چاپ نشده! خواهد کرد. بر اين اسـاس متــن دو کتــاب چـاپ نشــده خـود را بــه نـام هـای «آئيـن مهـرورزی» و «تفسـير بسم الله الرحمن الرحيم» بدبيـرخانه اين جشنواره ارسال کرد، تا الآن تکليف بنده را با کتاب هايم روشن نکرده اند.
صادقی
* نويسنده ای که می تواند در باره ی يک جمله يک کتاب بنويسد، نوبر است. اينها را رها کنيد سليقه ندارند بدهيد تا فدوی ترتيب اش را بدهد.

مسئول اينهمه بی عفتی و بدحجابی کيست؟  همه ما در برابر اين بدحجابی ها مسئول هستيم، پس بيائيم با کمک يکديگر غيرت های خفته را بيدار کنيم
قلی نژاد گنبدکاووس
* فدوی قبل از شما فکرش را کرده بود و به تعداد اُمّت حزب الله ساعت شماطه دار هسته ای به استکبار جهانی و صهيونيزم بين الملل سفارش داده است. بزودی می رسند نگران نباشيد.

خانه ای را که هفته قبل قيمت گرفته و پسنديده بودم امروز برای خريد مراجعه کردم. در کمال ناباوری مبلغ 5 ميليون تومان روی قيمت همان منزل رفته بود. چه خبر است؟
سليمانی
* خبر سلامتی، شما چه خبر برادر سليمانی؟

بنده مبتلا به بيماری ام. اس. هستم. داروی آبوينف را تا هفته قبل با دفترچه بيمه بمبلغ 42 هزارتومان تهيه می کرديم. امّا قيمت اين دارو در هفته جاری 163 هزارتومان شده است يک بيمار ام. اس. چطور می تواند اين مبلغ را بپردازد؟
يک هموطن
* اولاً چهارصد درصد افزايش قيمت در جمهوری شکوهمند اسلامی ما چيزی نيست برادر هموطن، جلوی يک بچه ی مکتبی بگذارند قهر می کند. ثانياً همه اش تقصير خودتان است می خواستيـد بجـای «ام.  اس.»،  «اس. اس.»، بشويد تا همه چيز برايتان مجانی تمام شود!

يک جعبه کفش زنانه را از خرّم آباد به مقصد کرمانشاه از طريق پست پيشتاز ارسال کردم که مبلغ سه هزار و صد تومان بابت هزينه پست آن از بنده پول گرفتند. غرض اينکه پست پيشتاز پس از يک هفته به مقصد رسيد. احجاف به مشتری شاخ و دُم ندارد.
دلشاديان
* راست می گوييد برادر دلشاديان، کفش مذکور اگر پياده هم می آمد زودتر می رسيد. ضمناً احجاف به مشتری شاخ و دم ندارد ولی ريش دارد!

ما اهالی کوچه مجد مدتّی است که روشنائی مان قطع شده و اهالی نگران اتومبيل ها و منازل خود هستند هر چه با شماره تلفن «گويا»ی روشنائی منطقه تماس می گيريم جواب نمی دهد. تقاضای رسيدگی داريم.
* به استحضار می رساند که پيگيری های فدوی سرانجام به نتيجه رسيد و نام آن شماره تلفن از «گويا» به «خاموش» تغيير يافت!  

در شهرک آزادی خانه ساخته ام. حال که متقاضی انشعاب آب شده ام می گويند هزينه شبکه لوله گذاری که دو ميليون و هفتصدهزار تومان می شود را بنده بايد بپردازم تا با انشعاب آب برای منزلم موافقت کنند دست ما هم بجائی نمی رسد.
بنکدار
* دستتان بهر کس نرسد به مرقد مطهر امام (ل) که می رسد! به آنجا ملتجی شده بست بنشنيد و به استحضار آن روح پُر فتوح برسانيد که خلاف اوامر ايشان، افزون بر پول آب و برق که قرار بود مجانی باشد، حقّ انشعاب را هم مطالبه می کنند!

مأموران راهنمائی و رانندگی اکثر اوقات زير آفتاب و يا برف و باران ايستاده اند. به نيروی انتظامی پيشنهاد می دهم که چترهای سفيد کوچکی برای اين عزيزان تهيّه کنند تا به قلاب کمرشان متصل باشد و دست شان هم آزاد باشد.
يک هموطن
* تا اين ايده و اختراع درخشان شما را رِندان توی هوا نزده اند، آنرا به ثبت رسانده خود و خانواده يک عمر در رفاه بسر ببريد برادر هموطن. ضمناً يادمان رفت بپرسيم که شما با حجت الاسلام والمسلمين حسنی، امام جمعه ی محترم رضائيه، نسبتی نداريد؟

در تصادف رانندگی که در بزرگراه تهران ـ قم اتفّاق افتاد راننده ای که فاقد گواهينامه بود به چندين ماشين عبوری بالای چندين ميليون تومان خسارت وارد کرد و پرونده به دادگاه کشيده شد. در دادگاه قاضی مربوطه به صرف اينکه اين حادثه فوتی نداشته به پرونده رسيدگی نکرد و در کمال تعجّب راننده مقصر و متخلف نيز تبرئه شد.
مهربانی
* اين حيرت شما از چه بابت است، برادر مهربانی؟ خُب يک واژه ی «زنجيره ای» روی آن بگذاريد و قال قضيّه را بکنيد تازه تلفاتی هم در کار نبوده است. در ساير ماجراهای زنجيره ای، ملاحظه کرديد که تلفات جانی مبسوطی هم داشتيم لکن در دادگاه ها بر مظلومين و متضررين همان رفت که بر شما.

قطارهای تهران ـ قم ساعت حرکتشان بگونه ای است که ما ساعت هشت و نُه صبح در قم هستيم و نماز صبح مان قضا می شود. لطفاً ساعت حرکت قطارها را طوری تنظيم کنند که ما به نماز صبح برسيم.
يک مسافر
* فتوای فدوی در اين باب چنين است که شما قبل از اينکه نمازتان قضا بشود، ترمزهای اضطراری قطار را که بهمين منظور در قطارهای اسلامی تعبيه شده اند بکشيد و يک نماز جماعت مفصل به امامت شخص خودتان بر پا کنيد اگر احياناً اين طريق را نپسنديديد، تا فدوی راه حل ديگری پيدا می کند، عجالتاً با يک فروند شتر 6 ساله مسافرت فرمائيد تا هر جا که لازم شد متوقف اش کنيد در اين صورت نمازتان قضا نمی شود، ضمناً همزمان می توانيد قضای حاجت هم بکنيد. ديگر چه می خواهيد برادر مسافر؟

در چند سال اخير امنيّت روستائيان و دامداران سُنقُر کُليّائی در استان کرمانشاه به مخاطره افتاده است. عاملان اين ناامنی سارقانی هستند که بی پروا به جان و مال مردم تعرض می کنند و هر شب خانه و کاشانه آنان را مورد دستبرد و غارت قرار می دهند. حمايت از مردم و تأمين امنيّت آنها وظيفه کيست؟
روستائی ـ سنقر کليائی
* اين چه پرسشی است برادر روستائی؟ معلوم است ديگر. وظيفه ی حضرت بقيه الله الاعظم ارواحنا روحی فداه. اينقدر مزاحم مسئولان محترم نشويد، خسته می شوند. چند بار بگويند که اينجا مملکت امام زمان (عج) است؟

برخی اتوبوس های بين شهری فيلم های مبتذل و موسيقی های غيرمجاز پخش می کنند. لطفاً نيروی انتظامی در اين زمينه برخورد لازم را بعمل آورد.
حاجب
* روی نيروی انتظامی ديگر نمی شود حساب کرد برادر حاجب. فکر ديگری بکنيد. مثل بُمب گذاری، پرتاب اتوبوس به درّه و از اين قبيل. برای دستگرمی، راننده و مسافران بازيگوش را شلاق مبسوطی بزنيد، بد نيست.

از منزل بنده تا دبستان امام حسن عسگری(ع) دو کوچه فاصله است با اينحال برای ثبت نام فرزندم در کلاس اوّل مراجعه کردم جواب رَد دادند. خيلی راحت می گويند به مدارس غيرانتفاعی مراجعه کنيد!
ندائی
* شما ديگر چرا برادر ندائی؟ خُب حضرت امام حسن عسگری(ع) فرزند شما را نطلبيده، به برادران گرامی چه مربوط است؟

شهراداری منطقه 15 عمليات جدول گذاری خيابان امام سجاد(ع) شهرک کاروان را نيمه کاره رها کرده و علاوه بر اينکه در عبور و مرور مردم مشکل بوجود آمده چهره ی خيابان نيز زشت شده است.
عموئی
* امامان ما صلوات الله عليهم اجمعين هم درجاتی دارند. درجه ی امام سجاد(ع) در همين حدّ است برادر عموئی. می خواستيد اسم خيابان تان را امام حسين(ع) بگذاريد.

کوچه های خاکی شهرک کوثر قزوين هنوز نامگذاری نشده و اين مسأله مشکلاتی را برای ساکنين اين شهرک بوجود آورده است. شهرک فاقد کُد پستی است و ساکنان برای ارسال مرسولات پستی خود با مشکل مواجه هستند هر قدر هم به مسئولين گفته ايم فقط يک چشم شنيده ايم و هيچ نديده ايم.
يکی از ساکنان

*مسئولان را به قول شاعر:....  
بگذاريد بخوابند همه   
مصلحت نيست که يکمرتبه بيدار کنيد
توصيه فدوی اين است که برای ارسال مراسلات خود از کبوتر استفاده کنيد. و من الله التوفيق

~~~~~~~~~~~~~~~

تا درودی ديگر بدرود


حميدرضا رحيمی

~~~~~~~~~~~~~~~