

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-

SATURDAY FEBRUARY. 9TH. 2008-11:30PM
اين مختصر
ـ ببخشيد که با اندکی تأخير خدمت می رسيم. دوباره گرفتار ماجراهای کامپيوتری بوديم. دست تنها هستيم و بروز مشکلات فنی، گاه معطل مان می کند وگرنه اين مختصر مدّتيست که آماده بود.
ـ از دوستانی که از بخش انتشارات سايت کتاب هائی از حميدرضا رحيمی را سفارش می دهند، درخواست می کنيم به توضيحات زير تصوير کتاب ها توجّه و کتاب هائی را سفارش دهند که هنوز موجوداند.
با سپاس از ياری های شما
در اين برهوت فرهنگی~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
فدوی و همکاران، دهه ی مبارک فجر را به عموم هموطنان،
بويژه ميهمانان هزل. دات. کا شکنجه عرض می کنند!~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
![]()
تورو قاصم الجبارين يه جوری آويزونشون کن
که ما هم بتونيم ببينيم~~~~~~~~~~
![]()
اگه گفتين اين خواهران شديداً محجبه
اينجا دنبال چه می گردند؟~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
معصيّت
فدوی حقيقتاً نمی داند که چند دهه ی ديگر بايد از انقلاب شکوهمند اسلامی ما بگذرد که مسؤلين، که نه از همّت بلند، بَل از طريق جمهوری اسلامی ما به جائی رسيده اند، قدری ملاحظه و ادای دين کرده و وظائف دينی خود را به نحوی خداپسندانه، يعنی آنطور که اُمّت هميشه در صحنه می خواهد، انجام دهد. زبان فدوی مو در آورد از بسکه اين نکات را متذکر شد. آخر مسؤلين محترم حکومتی، اعلی الله مقامهم اجمعين که هزارپا نيستند که هميشه و همه جا حضور داشته و حواس شان به همه چيز باشد. تا غفلت می کنی می بينی که يکی از مسؤلين حکومتی دست به آب رفته، خطايی مرتکب شده و دارد تن حضرت امام(ل) را در قبر، و پيکرِ امّت به خاک و خُل خفته را در شهر، می لرزاند. صبر انقلابی فدوی هم آخر طول و عرضی دارد. از اينها گذشته، دربِ ديزی اسلامی باز است، حيای گربه ی اسلامی کجا می رود؟ باری ـ برخی لغزش ها و خطاهای مسؤلين در حدّ جنحه است و می شود با ختم چند صد صلوات از آن گذشت لکن بعضی از لغزش ها در سطح جنايت يا اندکی بيش از آنست که به هيچوجه من الوجوه نمی توان آنرا ناديده گرفت. يعنی، حتّی اگر برادر مهندس الاسلام و المسلمين احمدی نژاد مُدّه ظله ـ مقام معظم رهبری سلمه الله تعالی و ساير حضرات آيات عظام و حجج اسلام، کثرالله امثالهم هم از آن بگذرند، فدوی نمی گذرد زيرا تخصص فدوی عين تعهد اوست و تعهد او عين تخصص او!
اينک به لغزش اشکار يکی از مسؤلين که در سطح جنايت است به نقل از يکی از جرائد دارالخرافه توجّه فرماييد:
«قبلاً اتوبوس ها از طرف غرب وارد ايستگاه تجريش می شدند و گنبد و بارگاه امامزاده در برابر ديدگان مردم قرار داشت امّا مدّتی است که اتوبوس ها از طرف شرق وارد ايستگاه می شوند و گنبد و بارگاه امامزاده در پشت سر مردم قرار می گيرد. لطفاً به مسؤلين ذيربط بفرمائيد ورودی اتوبوس ها را به ايستگاه تجريش به همان حالت اوّليه برگردانند!».
يک بازنشسته
ملاحظه کرديد؟ يکوقت تصوّر نفرمائيد که مطلب به اين سادگی هاست که مسؤلين مثلاً برای پوشش بيشتر مسافران و يا تلطيف ترافيک هولناک آن نواحی و خزعبلاتی از اين دست، مبادرت به تغيير جهت اتوبوس ها کرده باشند. نخير آقا!... اينها از توطئه های استکبار جهانی و صهيونيزم بين الملل است که می کوشند از هر طريق و وسيله ای خاک به چشمان مؤمنين و مؤمنات بپاشند. علی ايّحال فدوی ضمن تشکر از اين بازنشسته ی تيپ دو پياده ی ارتش بيست ميليونی، و برای دست گرمی ترتيبی می دهد که آن عاملِ نابکار تغيير مسير اتوبوس ها در اسرع وقت شناسائی، نخست اعدام، سپس تعزير و سرانجام ارشاد شود و در اقدام بعدی، فدوی می کوشد که از طريق بکارگيری عوامل خود در دفتر مهندس الاسلام و المسلمين احمدی نژاد، مسؤلين محترم راهنمائی و رانندگی را وادارد که ترتيبی اتخاذ نمايند تا کليّه ی اتوبوس ها عجالتاً عقب عقب به ايستگاه تجريش وارد شوند تا روی مؤمنين به امامزاده باشد و نيز به اداره ی راهنمائی پايتخت تکليف خواهد کرد که کليّه ی خيابان های منتهی به تجريش را از جنوب به شمال يکطرفه کنند تا اتومبيل ها و سرنشينان آن ها چاره ای جز رؤيت امامزاده(ع) نداشته باشند. اينها البتّه راه حل های موقتی است و بايد بدنبال چاره ی اساسی بود و به قول شاعر:ماه نيز بايد
از آفتابی شدن در شب های مهتابی
جداً احتراز کند
و خورشيد هم
البتّه بايد
در تابش خود
تجديد نظر کند
همه ی درختان بايد
به پای صندوق های رأی بروند
و به کانديدای محبوب خود
تَبَر
عاشقانه رأی بدهند!...*السلام و عليکم و لاتفرقوا
پانزدهم نوامبرالمنّور سنه ی 2007 ترسائی24 آبان 1386
-----------------------------------------------------------------------------------------
* تکه ای از شعر «بخشنامه» از حميدرضا رحيمی ـ مجموعه ی از دوردست تبعيد ـ ص 24 ـ 1366 آلمان
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
هاراگيری اسلامی!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
در حاشيه محرم امسال
همايشی که نمايش شد
حوالی محرم سال گذشته، خبری را در يکی از جرايد دارالخرافه خوانديم که آش اش آنقدر شور شده بود که حتّی آيت الله آشپزباشی هم صدايش در آمد. تيتر مطلب «همايش شيرخوارگان حسينی»! و ادامه ی خبر به نقل از جريده ی شريفه ی جمهوری اسلامی که در ارتباط با چنين پديده هائی مثلاً هشدار داده بود، چنين بود:
دبير همايش شيرخوارگان حسينی در جمع خبرنگاران با بيان اين مطلب که تاکنون بيش از 2500 نفر برای حضور دراين همايش ثبت نام کرده اند گفت اين همايش برای شناسائی کانون های مستعد ـ بستر سازی برای رشد کمی و کيفی کانون ها و پرورش عواطف حسينی ـ ايجاد وحدت فکر و انديشه ـ فعال کردن گرايش های بالقوه تفکر حسينی و به نمايش گذاشتن ابعاد عاطفی حماسی و عقلانی قيام امام حسين(ع)
می باشد!... وی گفت اين همايش همزمان با بعضی استان های کشور و کشورهای عربستان ـ عراق ـ لبنان ـ آمريکا ـ سوريه ـ افغانستان ـ انگلستان ـ بحرين ـ کويت و پاکستان برگزار می شود. وی از ديگر فعاليّت های اين همايش را، تهيّه بيش از هزار نسخه قرآن ـ يکصد جلد نهج البلاغه و توزيع بيش از سه هزار لباس سبز عربی همراه با روسری سبز با عبارت «بای ذنب قتلت» عنوان کرد}. پايان نقل قول.
تو خود حديث مفصل بخوان از اين «مُهمَل»!
مطلب فوق که حتّی مورد سؤال و حيرت جريده شريفه ی جمهوری اسلامی دست راست مقام معظم رهبری واقع شده و قرار بود که مثلاً با آن برخورد شود، از «همايش» تبديل به «نمايش» پُرخرجی شد که هزينه اش را طبق معمول از جيب خالی ملّت کِش می روند. به تصاوير اين نمايش که در خبرگزاری ها ی اينترنتی دارالخرافه موجود است، نگاه کنيد.~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
شيرخوارگان حسينی
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
انجمن حمايت از کودکان اسلامی!
من چه در پای تو ريزم که پسندِ تو بوَد
کودکان را نتوان گفت که مقداری هست!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~چهره ی جديد
يکی از ويژگی ها يا بهتر بگوئيم خاصيّت های رسانه ها، کشف و معرفی چهره ها و استعدادهای درخشان در عرصه های گوناگون است. همين توّرق مُختصر فدوی در جرايد دارالخرافه تاکنون، شماری از چهره های درخشان را که عمدتاً از متخصصين برجسته ی پيوند «گودرز» و «شقايق» در ايران اسلامی بوده اند، به دست داده است. از جمله برادر گودرزی از اصفهان ـ برادر محمودی از تهران ـ برادر عليمردانی و...
و امّا کشف جديد فدوی در اين راستا، چهره تازه ای است به نام اصغر ضيائی از کردستان که گويا ايشان نيز تخصص خود را در رشته ی پيوند «گودرز» و «شقايق» از دانشگاه اهل بيت عليهم السلام با درجه ی عالی دريافت کرده است. وی که لامحاله از مفاخر اکراد هستند، در تِز خود که بايد پايان نامه ی دکترای او در رشته ی پيوند «گودرز» و «شقايق» باشد، می فرمايند:
«بعضی از مردم آرزو می کنند که ايکاش در روز عاشورا حضور داشتند و به امام حسين(ع) کمک می کردند. خدمت اين عزيزان عرض می کنم که بوش و اولمرت و برخی سران بی غيرت عرب يزيديان زمان هستند و پرچم امام حسين(ع) در دست ولی فقيه است. پس دو کار حمايت از امام حسين(ع) محسوب می شود. اوّل پشتيبانی از ولايت فقيه و دوّم عدم رأی دادن به کسانی که مورد حمايت يزيديانِ زمان قرار گرفتند».
تو خود حديث مفصل بخوان از اين «مُهمَل»!
السلام و عليکم و لاتفرقوا
بيست و ششم ژانويه المفرح سنه 2007 ترسائی
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
اگه اذيت کنی ميدم اين خواهره بخوردت ها!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
مغز اسلامی
ايران اسلامی بارها و بارها از سوی سازمان های پژوهشی و آماری و البتّه وابسته به استکبار جهانی و صهيونيزم بين الملل بيخودی به فرار مغزها متهم شده و می شود، وصله ای که هرگز به آن نچسبيده و نمی چسبد. باری ـ علت اين که چرا جمهوری اسلامی به فرار مغزها متهم می شود را فدوی نمی داند.
مثلاً، آيا منظور، افزون بر فرار سرمايه ها و نيروی انسانی جوان و کارآمد، پزشکان، پژوهشگران، انديشمندان و دانشمندان برجسته ی ايرانی هستند که عليرغم ميل باطن و با چشمانی اشکبار از جمهوری اسلامی شکوهمند خود گريخته و اينک در بالاترين سطوح علمی و فنی سازمان های گوناگون تحقيقاتی و علمی خاج پرستان مشغول خدمت هستند؟ فدوی گمان نمی کند. زيرا اينان را اسلام عزيز به پشيزی نمی گيرد و بفرمايش حضرت امام(ل) عدمشان به زِ وجود است و لذا گريختن شان از ميهن اسلامی فرار مغزها محسوب نمی شود. واقعيّت بسيار تلخ امّا موجود آنست که مغز، منحصراً در کلّه ی برادران است و برادران هم که دليلی برای گريز از وطن اسلامی ندارند و در اين صورت، فرار مغزها در جمهوری شکوهمند اسلامی، اساساً موضوعيّت پيدا نمی کند و لذا اطلاق لفظ «فرار» به اين گونه «مغزها» به فتوای اکثريت علما منجمله فدوی، جايز نيست و نتيجتاً استکبار جهانی و صهيونيزم بين الملل و ايادی آنها در داخل و خارج، بهتر است بروند کشک پاستوريزه ی خودشان را بسابند. مغزهای اسلامی در سايزهای گوناگون را همه روزه در رسانه های دارالخرافه و يا رسانه های بين المللی ملاحظه می کنيد که در رأس شان مهندس الاسلام و المسلمين برادر احمدی نژاد است که معرّف حضور جهانيان نيز هست و فدوی نيازی به تصديع مجدّد ندارد، مگر معرفی برخی مغزهای گمنام اسلامی، که حقّ شان را حتّی در جمهوری اسلامی خورده اند. از اينها فدوی ديگر نمی گذرد يعنی وظيفه ی شرعی اش اجازه نمی دهد، از جمله برادر شکوهی، از خوانندگان حرفه ای جرايد دارالخرافه است که پس از «مرکز آموزش شهرداری های کشور» از مغزهای رياضی جامعه ی اسلامی است. خودتان ملاحظه کنيد که چه می فرمايد:
«مرکز آموزش سازمان شهرداری های کشور به مناسبت يکصدمين سال تأسيس شهرداری اعلام کرد برای سلامتی و فرج آقا امام زمان (عج) صلوات بفرستيد! که تا بحال دو ميليارد و 300 ميليون صلوات را مردم فهيم ما تقبُل کرده اند!.. اين سنّت و کار پسنده ای است که اميد داريم ترويج شود...»!
اولاً خدا فدوی را بکشد که خبر نداشت آقا امام زمان (عج) کسالت دارند و گرنه خيلی پيش از اين و نيز بيش از اين ها برای سلامتی شان صلوات دود می کرد، هر چند بايد عقل مان می رسيد که اگر شما هم بيش از 1400 سال در ته چاهی به سر ببريد حالتان از اين بهتر نمی شود. باری ـ فدوی در حاشيه سخت علاقمند است که از اين مغز مسلّم اسلامی بپرسد که چگونه به عدد نجومی دو ميليارد و 300 ميليون صلوات رسيده است و نيز چند سال نوری طول می کشد که اُمّت هميشه در صحنه، از عهده ی فرستادن اين تعداد صلوات برآيند؟
و در پايان، نمی دانيم چرا اين فرمايش حکيمانه ی برادر شکوهی فدوی را ياد حکايتی از سعدی بزرگوار انداخت که چنين است:
توانگری بخيل را پسری رنجور بود. نيکخواهان گفتندش مصلحت آنست که ختم قرآنی کنی از بهر وی، يا بذل قربانِی. لختی به انديشه فرو رفت و گفت: مُصحف مهجور اوليتر است تا گلّه ی دور!...
صاحبدلی بشنيد و گفت: ختم اش به علت آن اختيار آمد که قرآن بر سر زبانست و زَر در ميان جان!:دريغــا گــردن طــاعــت نهــادن
گـرش همــراه بــودی دسـت دادن
به ديناری چو خر در گِل بمانند
وَر الحمدی بخواهی، صد بخوانند!زياده عرضی نيست.
26 مهرماه 1386 ـ 18 اکتبر 2007
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
استحاله
چند روزيست که فدوی شديداً متحول شده و لحظه به لحظه قاصم الجبارين را شکر می کند که سرانجام سر عقل آمد، ترک کفر و زندقه کرد و مجنون وار به دامن اسلام عزيز بازگشت و آن مختصر ترديدی را هم که در باب حضرت بقيّة الله الاعظم ارواحنا روحی فداه، امام زمان(عج)، معجزات و کرامات او داشت به عون الله برطرف شد، اين استحاله، اين بهره ی عظيم را نيز داشت که فدوی دريابد که حضرت، يا سيتی زن آمريکا شده و يا دست کم گرين کارت گرفته است. اين فقره، به قول علمای اعلام و حضرات ايات عظام، شديداً محل ترديد است چرا که محال است که حضرتش با آن شکل و شمايل و خلق و خو از سدّ سديد مأموران ايمی گريشن ممالک محروسه ی امريک بگذرد و به عنوان تروريست روانه ی زندان نشود. لذا به بررسی احتمال ديگری بايد پرداخت. مثلاً، اين که حضرت vacation خود را در آمريکا گذرانده باشد. چنانچه حضرت از ترس مأموران ايمی گريشن درخواست ويزای توريستی هم نکرده باشد، تنها احتمالی که می ماند، آنست که بايد، چاه جمکران ديگری در آمريکا وجود داشته باشد که حضرت عنداللزوم در منطقه آفتابی می شود و هر بار يکی دو فقره معجزه يا کرامت در وجه اُمّت خاج پرست کارسازی می کند. چرا که درغير اين صورت، اين معجزه يا کرامت که شرح آن در پی خواهد آمد، هرگز رُخ نمی داد. اجازه فرمائيد که فدوی، ابتدا شرح کرامت مربوطه را دقيقاً بهمان ترتيبی که در مسجد جمکران خودمان مرسوم شده لکن در بلادکفر اتفّاق افتاده، به عرض برساند:
شناسنامه ی کرامت:
موضوع کرامت: زنده ماندن پس از سقوط از طبقه ی 47 و ارتفاع 500 پائی معادل 40/152 متری.
منبع کرامت: پايگاه اينترنتی آسوشيتدپرس
مشخصات: برادر آلسيدس مورنو 37 ساله
مکان کرامت: نيويورک ـ بيمارستان پرسباتيرين
تاريخ ثبت کرامت: 7 دسامبر 2007 ترسائی
اسناد و مدارک: پزشکان برای تحريک بدن برادر مورنو به تشکيل لخته ی خون و توقف خونريزی به وی پلاسما، پلاکت خون و يک دارو دادند. نخستين جرّاحی قبل از انتقال به اطاق عمل و جمعاً 9 عمل جرّاحی ارتوپدی انجام شد تا بدن شکسته ی او بهم متصل شود.
اظهار نظر پزشکی: وضعيّت برادر مورنو به هنگام انتقال به بيمارستان يک فاجعه ی کامل بود و زنده ماندن او پس از سقوط از طبقه ی چهل و هفتم آسمانخراش باور نکردنی است.
دکتر فيليپ باريه رئيس بخش جرّاحی بيمارستان نيز گفت اگر به يک معجزه اعتقاد داشته باشد، همين مورد است:
خلاصه ی کرامت به نقل از همسر شفا يافته:
خواهر رزاريو مورنو همسر برادر مورنو با شنيدن صدای وی به گريه افتاد و از پزشکان و پرستاران برای زنده نگاهداشتن همسرش تشکر کرد. و اينک يکی از کرامات حضرت که در دفتر ثبت کرامات مسجد مقدس جمکران ثبت شده است را از پايگاه اطلاع رسانی مسجد مذکور عيناً نقل و افزون برسوگند، جان مقام معظم رهبری را نيز ضميمه می کنيم، بلکه باورتان شود:کرامت 9
براساس کرامت ثبت شده در دفتر ثبت کرامات مسجد مقدس جمکران
شناسانامه ی کرامتموضوع کرامت: شفای سرطان بد خيم.
منبع کرامت: دفتر ثبت کرامات مسجد مقدس جمکران شماره 323.
مشخصات: خانم م ـ پ 53 ساله خانه دار اهل اصفهان.
زمان کرامت: نيمه شعبان 1377.
مکان کرامت: اصفهان.
تاريخ ثبت کرامت: 30/9/1378.
اسناد و مدارک: سی تی اسکن و راديولوژی مرکزی سی تی اسکن مرکزی اصفهان ـ پاتولوژی دکتر دبيری ـ راديو گرافی دکتر ربيعی از قفسه، ستون فقرات ـ سونوگرافی از کليّه و لگن ـ هشت برگه آزمايش.
زير نظر متخصص: شاهی ـ وکيل زاده ـ امامی ـ ربيعی ـ قلمکار ـ جمشيدی ـ عباسيون.
اظهار نظر پزشکی: اگر ايشان زنده باشند هيچ چيز جز معجزه کامل نمی تواند باشد.
مختصری از چگونگی وقوع معجزه به نقل از همسر شفايافته:
آنروزها مصادف با ايّام مبارک نيمه شعبان بود. شب تولّد آقا امام زمان(عج) به حضرت متوسل شديم و شفای ايشان را طلب کرديم. بنده آن شب چند شاخه گل به خانه بردم و بالای سر همسرم گذاشتم. همانشب بعد از اين که به آقا حجت بن الحسن عليه السلام متوسل می شوند در ضمن گريه های زياد بخواب می روند و وقتی از خواب بيدار می شوند می فهمند که کسی دست راستش را به روبان سفيد شاخه گل بسته است و آقا امام زمان عليه السلام او را شفا داده است. بنده خودم بعد از توسّلم آقا را خواب ديدم حضرت به من فرمودند:
عيالت را به خانه بنده بياور!
مجدداً هفته بعد حضرت را در عالم رؤيا زيارت کردم. به آقا عرض کردم يا اباصالح المهدی عيالم هنوز به خاطر بيماری قندش دارو مصرف می کند حضرت فرمودند:
هر چيز خوراکی که به او می دهيد با نام من باشد.
بحمدالله با شفاعت منجی عالم بشريّت همسرم مصرف کليّه ی داروها را قطع کرد...
*********
از مقايسه ی اظهارات همسر شفا يافتگان چنين مستفاد می شود که خواهر رزاريو، ارشاد بايد گردد!زياده عرضی نيست.
هفتم ژانويه المُفّرح سنه 2008 ترسائی
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
...relax! می خوام از اسبه عکس بگيرم!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
به اين معامله نگاه کنيد:
با آنکه «موساد» ختنه شده است لکن يکی از خوانندگان محترم جرايد دارالخرافه به نام برادر رضا(ع) تفقدی از تهران، هيچ جور ول کن معامله ی موساد نيست و می کوشد بهر قيمتی که شده، رابطه ای ولو آبکی، بين «گودرز» و «شقايق» برقرار کند. ملاحظه کنيد:
«سقوط هواپيمای ترکيه که پنج نفر آنها از دانشمندان هسته ای بودند، ترکيه بايد ردّ پای موسادِ اسرائيل غاصب را در اين حادثه رديابی کند!»
کيهان اسلامی
سيزده/آذر/1386ـ07/03/12برادر تفقدی با استعانت از امداد های غيبی، آن مختصر ترديدی را هم که داشته در شماره ی بعدی همان جريده ی شريفه برطرف نموده و قوياً اعلام فرموده:
«سقوط هواپيما در ترکيه که پنج نفر آنها دانشمندان هسته ای بودند صددرصد زير سر موساد اسرائيل است!»
ناگفته پيداست که برادر تفقدی به سبک و سياق بندبازانِ سيرک ها، بين معامله های حسين(ع)شريعتمداری ـ موساد و ترکيه شديداً در رفت و آمد است يعنی با بند مکتبی خود نخست، بر معامله ی کيهان اسلامی فرود می آيد، سپس معامله ی موساد را می چسبد و سرانجام به معامله ی ترکيه آويزان می شود.
نتيجه ی اخلاقی اين که، برادر رضا(ع) تفقدی، شدياً اهل «معامله» است!
السلام و عليکم و لاتفرقوا
يکشنبه نهم دسامبر المثلث سنه ی 2007 ترسائی******************
بعدالتحرير
در حاشيه اضافه می کند که فدوی هم در اين مدّت بيکار نبوده و نظر کارشناسانه ی برادر تفقدی را، با به کارگيریِ ارتباطات وسيع و ديپلماتيک خود به دولت محترم ترکيه ابلاغ کرده که بموجب آن مقرر شد که ترکيه در اسرع وقت به اسرائيل حمله کند. دولت ترکيه همچنين توسط فدوی از برادر رضا(ع) تفقدی استدعا کرد که وی همچنان در صحنه بماند که مبادا موساد دوباره شيطنت کند. به گزارش خبرگزاری «هزل دات کام» برادر تفقدی در حال حاضر مشغول بررسی اين پيشنهاد است.
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
مسابقه ی گريه!
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
واژه يابی
شما حتّی حدس هم نمی توانيد بزنيد که فدوی از ميزان و سطح فهم و درک اُمّت هميشه در صحنه، چقدر کيف می کند و تا چه مايه خرسند و مباهی است. آنقدر که می تواند سر بی صاحب اش را آرام به زمين بگذارد و خيالش راحت باشد که اگر قاصم الجبارين خواب است، اُمّت هميشه در صحنه شديداً بيدار است.
جرايد دارالخرافه را در ارتباط با قطع گاز و نان و غيره، مرور می کرديم، اتفّاقاتی که هر کدام می تواند دولتی را ساقط کند{نه در مملکت امام زمان(عج) ـ م}.
استعداد ويژه ی اُمّت، دريافتن واژگان مترادف يا مشابه به منظور ماست مالی کردنِ بلائی که به سر خودشان آورده اند، حيرت انگيز است. مثلاً شما می دانستيد، که واژه ی مشابه ـ مترادف و همرديف با «بيسوادی ـ بی کفايتی ـ بی لياقتی ـ اختلاس ـ فقدانِ مديريت و...»، «اُفتِ فشار» است؟
اگر باور نمی کنيد، از اظهارنظر برادر احمدی در يکی از جرايد دارالخرافه بخوانيد:
«مدّتی بود که روزنامه های دوّم خردادی برای جوّ سازی عليه دولت موضع نداشتند امّا اين برودت بی سابقه در دهه های اخير و اُفتِ فشار گاز
بوجود آمده بهانه شده که هر روز در صفحات روزنامه ها عليه دولت و مسؤلين تيتر بزنند!..».
وی درادامه ی فرمايشات خردمندانه و البتّه کارشناسانه ی خود، دست به آب مبسوطی را که مهندس الاسلام والمسلمين حاج آقا احمدی نژاد حفظه الله تعالی در امور کشور سابق رفته، و ملّت بينوا را به خاک سياه نشانده است، اصلاً مسؤل نمی شناسد و گناهش را به گردنِ اسلاف او که هيچ کمتر از وی بزهکار نيستند، می اندازد، ملاحظه کنيد:
«...در حالي که دولت فعلی تقصيری ندارد و مسؤلين دو دولت قبلی بايد جواب بدهند!..».
و به قول ايرج ميرزای بزرگوار:
اين است که پيش خالق و خلق
طــلاب علـــوم رو سفيــدنــد
و آنوقت:
بـا ايـن علما هنـوز مـردم
از رونـق ملک نـااميـدنـد!السلام و عليکم و لاتفرقوا
شانزدهم ژانويه الُمفّرح سنه 2008 ترسائی
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
صد دفعه نگفتم دست تو دماغت نکن!...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
پای درددل مردم دارالخرافه
از صدا و سيما تقاضامندم برای فرهنگ سازی صحيح عزاداری سرورسالارشهيدان آقااباعبدالله الحسين(ع) و ياران وفادارش حداقل در طول محرم و صفر که بقول امام راحل هر چه داريم از محرم و صفر است، برنامه ريزی دقيقی به عمل آورند تا مردم مسلمان ديگر کشورها نيز از اين سرچشمه فياض الهی و کشتی نجات بيش از گذشته بهره مند شوند.
خانم طاهریما برای مراسم عزاداری فقط 4 ميليارد بودجه داشتيم خواهر طاهری. جلوی يک بچه ی مکتبی بگذارند قهر می کند. به قول شاعر: کفاف کی دهد اين بودجه ها به عزاداری ما!... معذالک چشم. به مقام معظم رهبری قدری فشار می آوريم تا بودجه را زيادتر کنند که به کشورهای ديگر هم برسد.
شبکه ی 3 تلويزيون در غروب آفتاب يکشنبه 30 ـ 10 ـ 86 اقدام به پخش مستقيم مراسم عزاداری مردم زنجان کرد که يکدفعه به خاطر پخش مسابقه ی فوتبال دو تيم خارجی اين برنامه قطع شد. واقعاً در روز 11 محرم کداميک مهم ترند؟
محمدمهدی رحمانی
ممنون برادرمحمد(ع) مهدی(عج). آن مأمور بيسواد پخش که تصوّر کرده بود که «عرب» و «غرب» جز يک نقطه ی ناقابل فرق ديگری ندارند را داديم اعدام کردند و برای جبران مافات ترتيبی می دهيم که مراسم عزاداری بويژه قمه زنی و گِل بازی پس از ماه های محرم و صفر نيز همه روزه پخش شوند تا بيشتر حال کنيد.
چرا شب شهادت حضرت زين العابدين سريال ساعت شنی پخش شد؟
صنعتی ازتهرانبرای اين که آن زمان حضرت ساعت ديجيتالی نداشت. تازه فدوی روی ساعت شنی اش هم ترديد دارد، برادر صنعتی!
ديدار شاعران با مقام معظم رهبری در کنفرانس فلسطين متأسفانه از شبکه استانی اهواز پخش نشد در حالی که اين برنامه در شبکه های رسمی به صورت کامل پوشش داده شد. دليل اين امر چه بود؟
يک هموطن از اهوازدليل هر چه بود، مطمئن باشيد چيزی را از دست نداده ايد، برادر هموطن!
چون سفرائی که به خارج کشور اعزام می شوند به عنوان نمايندگان ايران اسلامی محسوب می شوند از وزير خارجه می خواهيم در اعزام سفرا به خارج نهايت دقت را به خرج دهند. حتّی خانواده اين افراد نيز بايد مرامی اسلامی و مذهبی داشته باشند!
عبدالهیخيالتان راحت باشد. جای شما خالی، برادران در اينسوی جهان نيز در مقابل چشمان حيرت زده مردم، بساط سينه زنی راه انداختند. فرمايش ديگری اگر بود بفرماييد تا فدوی به برادرانی که به انجام تکاليف شرعی در بلادکفر مشغول اند، ابلاغ کند.
بنويسيد که فرزند سوّم بنده که دوقلو شده!... يکی از آنها را فرزند چهارم دانسته و از حقّ و حقوق محروم کرده اند، گناه ما چيست که دوقلو شدن يا نشدن فرزند خود رااز قبل نمی دانيم تا چاره ای بينديشيم؟!
قهرمان لوبرادران را شما سرِ کار گذاشته ايد، برادر قهرمانلو؟ حالا اگر دوقلوهای شما بهم چسبيده بودند، باری!... يعنی امکان اين که برادران در شمارش اشتباه کنند، ميسّر بود لکن وقتی که سوا هستند که نمی شود! درست که حساب برادران ضعيف است ولی ديگر نه تا اين حد!... ضمناً برای رفع اين مشکل در آينده، فرزند بعدی را قدری مختصرتر سفارش بدهيد!
با توجّه به نقش بالای رسانه ها، وزارتخانه ای با نام وزارت رسانه ها تشکيل شود تا نيروهای رسانه ای دولتی و حتّی خصوصی مانند نيروهای امنيّتی در تمامی مراکز کشوری و لشکری حکومتی و غير حکومتی حضور داشته باشند و به عنوان بازوهای نظارتی حکومتی و مردمی عمل کنند.
اکبری زاده ـ کرجاتفّاقاً فدوی هم داشت پيشنهاد مشابهی برای اصولگرايان تهيّه می کرد که به منظور رفع مشکل گرانی فزاينده و خردکننده ی ارزاق و مايحتاج عمومی، به تعداد هر يک از اين ارزاق وزارتخانه ای تأسيس و يکی از آقازادگان را در رأس آن بگمارند. مثل وزارت مرغ ـ وزارت پنير ـ وزارت گوجه ـ وزارت عدس و...حال پيشنهاد شما را هم علاوه می کنيم. تازه پيشنهاد شما اين خاصيّت را هم دارد که خفقان اسلامی را که موهبتی است الهی، تا سطح قابل قبولی در جامعه ارتقاء خواهد داد.
من از واحد زيباسازی شهرداری منطقه 12 به خاطر نصب تابلوهای شناسائی جديد معابر تشکر می کنم و در همين راستا پيشنهاد می شود نوشتار تابلوهای مذکور کمی درشت تر باشد تا از فاصله ی دورتر نيز قابل خواندن باشد همچنين تابلوها کمی بالاتر از سطح زمين نصب شوند.
شاه حسينیهر دو پيشنهاد شما مورد موافقت مسؤلين محترم واقع شد، لطفاً برای انجام معاينه ی چشم و نيز تحويل گرفتن يک چهارپايه، به شهرداری منطقه مراجعه فرمائيد.
از شهرداری منطقه 21 تقاضا داريم کوچه ما را که برای عمليات مخابراتی کنده اند حداقل اسفالت کنند.آدرس خيابان امام حسين(ع) ـ خ فيروز ـ کوچه اوّل.
اگر می خواهيد کارتان راه بيفتد، به خود امام حسين(ع) مراجعه فرمائيد که اين روزها در خيابان های تهران و شهرستان ها بسيار دم دست است.
چرا تا صحبت از افشای اسامی مفسدان اقتصادی می شود به ناگهان فرياد وامصيبتا از گوشه و کنار بلند می شود که اگر چنين کنيم چنان و چنان می شود؟!
يک هموطنچشم تان را بگيرد برادر هموطن! چرا اين همه مجاهداتی که برادران مسؤل در اين رابطه مبذول داشته اند، بنظرتان نمی آيد. نگاهی به دور و برتان بکنيد. آفتابه دزدها را همگی معيوب و ناقص العضو کرده اند ديگر چه می خواهيد؟آخر حدود محترم اسلامی را که نمی شود در مورد بزرگان و آقازادگان و توابع جاری کرد. اصلاً خدا را خوش نمی آيد. شما گنده ها را بگذاريد حضرت بقيةالله الاعظم ارواحنا روحی فداه مجازات فرمايند که هم قدشان است.
مسؤلينی که جلوی اعلام اسامی غارتگران بيت المال را گرفته اند در توجيه اقدام خود می گويند در صورت معرفی افراد آبروی آنان در جامعه خدشه دار می شود! اولاً مگر دزدان دانه درشت بيت المال آبروئی هم دادند که بعضی ها نگران شده اند؟ ثانياً اگر مسؤلين واقعاً نگران چنين موضوعی هستند چرا مانع معرفی افراد آفتابه دزد يا جوان بيکاری که از ناچاری لباسی از فروشگاه دزديده نمی شوند؟
ستاریشما کوتاه بيائيد برادر ستاری. چيزهای «زنجيره ای» همين طورند. مثل قتل های زنجيره ای که عاملان و آمران آن از همان اوّل معلوم بودند ولی ملاحظه کرديد که هنوز هم معرفی نشده اند. مفسدين اقتصادی هم همينطورند زيرا بقول شاعر:
دل هر ذره را کـه بشکافـی
آخــونــديـش در ميــان بينــی
اعتراض اخير سياه پوستان در آمريکا اين پيام را دارد که هنوز نژادپرستی در اين کشور پايان نيافته و سفيدپوست های آمريکائی زمينه پيشرفت سياهپوستان را بوجود نمی آورند. بهتر است امريکائی ها مشکل خود را با سياهپوستان حل و فصل کنند آنوقت سراغ اين بروند که ديگر ملّت ها چقدر قوانين حقوق بشر را رعايت می کنند.
کاشانیطبق معمول برادران خلاف به عرض رسانده اند برادر کاشانی. قضيّه برعکس است. اگر چشم ها و گوش های مکتبی تان باز شود ملتفت خواهيد شد که سياهان آمريکا در کليّه ی سطوح اجتماعی و سياسی حضور دارند از سناتور تا عضو هيئت دولت و يکی شان هم در لحظه ی نگارش اين سطور دارد بخت خود را بر کسب مقام رياست جمهوری آمريکا می آزمايدخلاصه اينجا اگر بی احتياطی کرده و نگاه چپی به سياهان بکنيد، هم طرف و هم دولت پدرتان را در می آورند حالا ديگر خود دانيد برادر کاشانی.
روزنامه کيهان خبری راجع به ميزان مبادلات تجّاری ايران با اعضای اتحاديه اروپا چاپ کرده بود که در ميان آنها نام دانمارک به چشم می خورد. با توجّه به اين که ظاهراً مناسبات تجّاری ايران با دانمارک به خاطر توهين به پيامبر (ص) قطع است چطور حجم مبادلات تجّاری ايران در 6 ماهه اوّل سال جاری ميلادی با دانمارک 62 ميليون دلار بوده است؟
يک هموطنوالله برادر هموطن دروغ چرا؟ تا اعدام آ. آ. آ. آ. ، قرار نبود اسم دانمارک با آن حجم مبادلارت در آن ليست بيايد از دستمان در رفت اين اشتباه کاتب است که می بايد آن 62 ميليون کذائی را به حساب بلاروس يا ونزوئلا و اين قبيل می گذاشت که يادش رفت و البتّه بايد پدرش را سوزاند.
چه لزومی دارد که مجريان شبکه های مختلف تلويزيون با انواع آرايش و بعضاً هم غليظ ظاهر بشوند؟ آيا همين مقدار آرايش هائی که از سوی بعضی زنان در خيابان ها نمايش داده می شود کافی نيست، که سيما هم به کمک آنان آمده است!
محمدیفدوی نمی داند. چه بسا سيمای جمهوری اسلامی هم از خط مالروی امام(ل) خارج شده باشد برادر محمدی(ص).
بعلت گيرکردن استخوانی در گلوی مادرم به نزديکترين مرکز درمانی مراجعه کردم امّا کارکنان با تندی باما برخورد کردند. و سپس آزمايش خون و نوار قلب گرفتند در حالی که بيمار استخوان در گلويش گير کرده بود!
معصومه جعفریديدی حالا خواهر معصومه(س) که حق داشتند با شما با تندی برخورد کنند؟ خُب تقصير خودتان است معمولاً در اين گونه موارد حيوان مربوطه را که استخوانش در گلوی بيمار محترم گير کرده است را نيز با خود می برند تا کارکنان گرامی بيمارستان از او خون و نوار قلب بگيرند.
فروشگاه محل ما فقط به افرادی شير يارانه ای می دهد که در طول هفته از آنجا اجناس خريداری نمايند. يعنی گروکشی در تحويل شيريارانه ای!... آيا ناظری پيدا می شود که رسيدگی کند؟
جمعی از ساکنان محله تهرانپارس
نخير!... تنها راه چاره آنست که اهالی محترم تهرانپارس پول روی هم گذاشته و گاو مبسوطی که در جمهوری اسلامی بوفور يافت می شود خريداری کرده و به اين ذلّت پايان دهند.
يک فرهنگی بازنشسته سالخورده هستم اميدوار بودم پايان ماه حقوقم را بگيرم و آنرا هزينه سفر زيارتی مشهد مقدس بکنم و به پابوس آقا امام رضا(ع) برسم ولی متأسفانه حقوق ما را در اين روز پرداخت نکردند و در سالگر تولد آن حضرت اين آرزو بدل ما ماند.
يک خانم فرهنگی بازنشسته
هيچ چيز از مسؤلين محترم بعيد نيست لکن فدوی از آقا امام رضا(ع) حيرت می کند که چطور دراين مورد همينطور دست روی دست گذاشت!
سازمان های بيمه ـ بيمه عمر را 70 سال تعيين کرده اند. مردم عمرشان دست خودشان نيست. حالا اگر فردی بالای 70 سال عمر کرد نبايد خانواده اش از امتيازات بيمه عمر استفاده کند؟
يک هموطندرست است که مردم عمرشان دست خودشان نيست ولی دست حکومت که هست! و موظف اند که پيش از هفتاد سالگی يا سکته کنند و يا اعدام شوند. فاتحه مع الصلوات.
بيش از چهار ماهست که تاکسی دريافت کرده ام امّا کارت سوخت آن هنوز برايم ارسال نشده حال نمی دانم چطور مخارج زندگی و قسط تاکسی را پرداخت کنم.
محمدخانی
ماشين را عموماً و تاکسی را خصوصاً در جمهوری اسلامی بايد به شرط چاقو خريد. يعنی اوّل کارت سوخت راگرفت و بعد ماشين را. برعکس نمی شود برادر محمد
(ص).
شرکتی تبليغات فروش اجناس آلمانی می کند امّا برای کسانی که متقاضی اين اجناس هستند جنس چينی می فرستد!
امرائی
درست است که اين مورد از نظر حقوقی از مصاديق بارز تدليس است لکن از نظر سياسی از محاسن بی چون و چرای روابط حسنه ی جمهوری خلق چين و جمهوری اسلامی شکوهمندمان است لذا در جهت حمايت از خواسته های برادران، اگر هنوز دندان داريد روی جگر بگذاريد و آب به آسياب استکبار جهانی و صهيونيزم بين الملل نريزيد برادر امرائی.
روی قوطی روغن های کوپنی نوشته شده که اين روغن سرخ کردنی نيست و نبايد در معرض حرارت زياد قرار گيرد. بنده در طبقه ای هستم که توان خريد روغن سرخ کردنی را ندارم.
حسينی ـ کرمانشاه
تنها راه حل شما اين است که از زبانزده های خودمان (ضرب المثل) کمک بگيريد، برادر حسينی(ع. يعنی هر يک از اقلام مربوطه مثل پياز و سيب زمينی و سبزی و گوشت (اگر گيرتان آمد) را، مثل صورتتان، با سيلی سرخ کنيد!ضمناً بعلت همشهـری بـودن بـا شمـا، فدوی از آن يک فقره اشتباه لپی (از طبقه ای هستم...) که مرتکب شده ايد می گذرد شما بايد بدانيد که ما، بحمدالله از زمان وقوع انقلاب اسلامی شکوهمندمان تاکنون، صاحب يک جامعه ی بی طبقه ی توحيدی هستيم. طبقه يعنی چه برادر حسينی(ع)؟ اين دفعه ی آخرتان باشد.~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
تا درودی ديگر، بدرود
حميدرضا رحيمی~~~~~~~~~